اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، سه شنبه, 22 عقرب , 1397

هزاره ها هیچ نقشی در سیاست افغانستان ندارند

من در سال های خدمت در ارگ متوجه شدم هزاره ها نمی توانند در سیاست افغانستان نقش راهبردی ایفا کنند تلاش هم کردم تا تغییر بیاید و موثر واقع نشد.

در سخنرانی کریم خلیلی و سرور دانش در ارگ و احمد بهزاد و ناصری در لندن دقت کنید. یکی در وصف غنی و دیگری در رد او. داستان تازه ای نیست. روزگاری سران جاغوری در رکاب عبد الرحمن بودند و مدال و عنوان نظامی می گرفتند در دهه ی 1990 همین سرور دانش روزانه متن در رد دربار می نوشت آن زمان در همین سلام خانه بجای وی اکبری و محسنی قرار داشتند.

اگر جامعه ی افغانستان جامعه ی فردمحور و قانونمدار بود این وضعیت زیان نداشت. لزومی ندارد افراد یک گروه قومی در یک صف سیاسی باشند اما متاسفانه افغانستان جامعه ی قوم محور است بخصوص سیاست در این کشور قوم محور است.

با تاجیک ها خیلی فاصله داریم. ازبک ها سال ها باعث دوام حاکم کابل بود این در سیاست مهم است در همین زمان هزاره ها هیچ نقشی در حفظ حکومت نداشتند ازبک ها تغییر موضع دادند و باعث سقوط رژیم گردیدند باز هزاره ها هیچ نقشی در سقوط رژیم نجیب نداشتند در انتخابات 2004 هزاره نقشی در پیروزی کرزی نداشت. در انتخابات 2014 نیز هزاره ها نقشی در پیروزی غنی نداشتند.

یک امر محرز است؛ سیاسیون در کل به دلیل رفتار غیرمسوولانه گروهی خویش باعث تضعیف جایگاه هزاره ها در سیاست می شوند البته بر خلاف دهه ی 1980 دیگر مردم هزاره از نخبگان پیروی نمی کنند. در انتخابات 2009 این را شاهد بودیم نخبگان هزاره از بشر دوست حمایت نکردند لیکن مردم هزاره به او رای دادند. این جدای معضل را کلان تر ساخته است.

کم کم افراد و گروه های سکولار وارد میدان سیاست در جامعه ی هزاره می شوند در گذشته با وجود تفکر غالب مذهبی آن همه تفرقه بود. همگرایی در آینده بیشتر نخواهد بود.

جعفر رسولی

مشاهده در منبع اصلی