اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، شنبه, 13 اسد , 1397

واقعیتی که به سادگی نمی توان از آن فرار کرد

من به این باورم که حداقل نصف دلایل اول بودن پشتون ها را می توان در جامعه، مردم، تاریخ و سرزمین پشتون ها یافت.

حالا سوالی که پیدا می شود این است که با درنظر گرفتن این واقعیت های تاریخی و عینی فعلی، اقوام غیر پشتون مخصوصا هزاره ها چه رویکردی را باید در پیش بگیرند؟
به نظر من هیچ راهی جز کار و همکاری با نیروهای میانه رو، تحصیلکرده و عدالت طلب پشتون و دیگران وجود ندارد. زمینه های نفاق، سوء تفاهم و تشدد میان غیرپشتون ها بسیار بیشتر از آن است که بتواند اجازه ایجاد یک قطب پایدار را برای ایجاد نوعی توازن قدرت بدهد و بدون همکاری با نیروهای میانه رو و تحصیلکرده پشتون ایجاد آرامش در افغانستان و یا رسیدن به وضعیت بهتر ناممکن است به همین دلیل شخصا باور ندارم که تندروی بیش از حد در مقابل اشرف غنی که بسیار بهتر از کسانی چون کرزی، حکمتیار، احدی، رهبران طالبان و … است بتواند کمکی به بهتر شدن وضعیت و یا رسیدن به میزانی از برابری بکند.

سرنوشت آینده افغانستان به احتمال زیاد از دو وضعیت کلی نمی تواند خارج باشد:
1. دولت و ساختار فعلی به شکلی از اشکال دوام می کند این بهترین گزینه است که می تواند در یک پروسه بسیار طولانی زمینه ایجاد یک افغانستان بهتر و برابرتر را فراهم کند.
2. نظام و ساختار فعلی دوام نمی کند نیروهای خارجی خسته شده بیرون می شوند و سرنوشت افغانستان به نحوی در دست پاکستان می افتد در این صورت بخش هایی از افغانستان در یک جنگ ویرانگر داخلی که اینبار، بار شدید مذهبی-فرقوی هم خواهد داشت تباه خواهد شد. در این سناریو سوریه شدن افغانستان حتمی است.

در هر دوی این سناریو در روابط میان قومی به شکلی از اشکال موقعیت بهتر و در نهایت برد با پشتون ها خواهد بود از این واقعیت به این سادگی نمی توان فرار کرد.

عبدالله وطندار

مشاهده در منبع اصلی