اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، شنبه, 26 عقرب , 1397

در روزگار خون، عطا چه می کند و دوستم کجا است؟

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، کابل نمود جنگ زدگی افغانستان است، شهری مغلوب حکومتی خیانت پیشه و انتحاری کنندگانی که نبرد را به قلب این شهر کشانده اند تا در شلوغ ترین زمان و امنیتی ترین مکان مردم به یکباره غرق در خون، عده ای هراسان در پی سرپناه به هر سو گریزان و آسمان به یک باره، شب می شود.

حکومت کرزی اگر نمود قدرت قبیله ای و طالب دوستی بود اما اشرف غنی که در قامت تیوریسین وارد ریاست جمهوری شد بیش از هر رییس جمهوری در این سرزمین دلیل ناامنی و قدرت یابی تروریستان می باشد و روی کار آمدن مقام های آلوده به روابط با طالب و داعش در راس قدرت امنیتی ارگ.

این در حالی می باشد که وضعیت اسفبار امنیتی آنهم در پایتخت تنها در هشت ماه گذشته ( به احتمال زیاد افزون بر این تعداد می باشد) بیش از 456 تن کشته شده اند و اگر از انفجار هفتم دلو و دهم جوزا بگذریم، چگونه یک مقر نظامی در حمله انتحاری کنندگان با تلفات بالا حتی توان مقابله و شکست مهاجمان را ندارد؟

زمانیکه استانکزی دم از "تغییر استراتژی جنگ" می زند و مرتضوی با اعتماد به نفس بالا، وضعیت امنیتی امروز را "محصول مدیریت ناسالم مدیران امنیت قبلی" عنوان می کند، می توان پی برد که حاشیه امن حکومت بر سر بی لیاقت ترین مقام ها چه به روز این سرزمین و مردم آورده است!

اگر حکومت وحدت ملی با پشتوانه حکومت و یک نظام قبیله گرا تا پایان دوره تداوم می یابد، تا چه زمانی و در ازای چند هزار قربانی بی دفاع دیگر باید استانکزی و اتمر در راس امنیت باقی بمانند؟ آیا زمان برکناری تروریست پروان ارگ و سازماندهی نهاد امنیت فرا نرسیده است.

حال با وجود کشتارهای گسترده و عمق ناامنی ها از پایتخت گرفته تا نزدیکی دروازه های بلخ، چرا و به چه دلیل عطا محمد با وجود دشمنی رییس جمهور و ارگ نشینان در قامت رهبر برای فشار بر حکومت در جهت کاهش ناامنی ها با برکناری رییس و مشاور امنیتی ملی به صحنه نمی آید؟

آیا وضعیت خانه نشینی اسماعیل خان، جنرال دوستم در تبعید و عطا محمد مورد حمله قبیله گرایان ارگ، همان زندگی در خفت و خواری به عنوان یک رهبر آنهم با سابقه حضور در جنگ های گذشته و قدرتمند در قومیت ها نیست؟

آیا همچنان عطا محمد، دوستم، اسماعیل خان، محقق و … چنان به زندگی در حقارت از سوی رهبران پشتون خو گرفته اند که با فراموشی دوران گذشته، چشم امید به الطاف ارگ دوخته اند تا باقی عمر را در مقامی پیش پاافتاده بگذرانند و اجازه حضور در کشور را به دست آورند؟

تا چه زمانی رهبران قومیت ها که تنها تکیه گاه باقی مانده برای مردم دردمند و جنگ زده هستند چنین عاجزانه در برابر قدرت قبیله گرایان پشتون منتظر مقام و ماندن در قدرت برای حفظ ثروت خود خواهند بود.

مگر سرنوشتی بدتر از زندگی اجباری در خارج از افغانستان برای دوستم رخ خواهد داد، انحصار در میان کاخ بدون اختیار برای اسماعیل خان و یا عطا محمد نور مورد حمله در بلخ که چنین بی تفاوت به آنچه بر مردم می گذرد در استبداد و ضعف های بزرگ امنیتی حکومت، راه سکوت و مصلحت را پیش گرفته اند؟

اگر اکنون در روزگار خون و کشتار مردم و زراندوزی عده ای خاین و تروریست پرور، رهبران پنهان در کاخ ها و میان لشکریان محافظ خود باشند، فردا قومیت و مردمی برای عطا، دوستم و محقق باقی نمی ماند که با تکبر از حمایت های مردمی و خیزش های قومیتی بگویند.

و آیا پاسخ مردمی که با وجود دهه ها جنگ وناامنی در کم کاری رهبرانی خود همچنان در حمایت از آنان بر می خیزند، پشت کردن در روزگار سخت و مرگ است؟ این مردم غرق در خون و ناامنی دیگر توان به خیابان آمدن و قدرت به چالش کشیدن حکومت برای برکناری رهبران امنیتی را ندارند اما چرا عطا محمد سکوت کرده، دوستم برنمی خیزد و اسماعیل خان پنهان در میان دیوارهای کاخ است؟

از کرزی تا غنی و استانکزی و اتمر که در قدرت تنها به دلیل قبیله گرایی ظهور و دوام یافته اند چه کسی خاین تر است؟ رهبر زمانی رهبر باقی می ماند که با وجود عطش قدرت به فکر مردمی باشد که سرچشمه قدرت و دلیل بقای آنان است.

کد (18)

مشاهده در منبع اصلی