اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، دوشنبه, 5 سنبله , 1397

خواسته های غنی و عبدالله و ربانی و جوکو در نماز (عکس)

اشرف غنی:
خدایا به حق نمازهای خوانده شده و خوانده نشده در این دو سال خواهش می کنم که اوضاع را آنطور که می خواهم پیش برود، به مرتضوی صایب می گویم که در مورد جزییات قضیه در فیسبوکش چیزی بنویسد. خدایا امروز یک لنگی کلان بر سر جوکو ویدودو ماندم، خدایا به حق تمام خون های ریخته شده بیا و عطا مامد نور را با جوکو ویدودو مالچه کو و داکتر عبدالله را از بغل دست مه خارج بساز.

جوکو ویدودو:
رئیس جمهور اندونیزیا: خدایا، اینجا کجا بود که مرا آوردی، هنوز پایم به افغانستان نرسیده یک هزار رکعت نماز سرم خواندند، خدایا عاقبت مرا بخیر کن، یک لُنگی کلان سرم ماندند، نمیدانم چه رازی در این لُنگی است که هر چه می گویند فوری قبول می کنم، خدایا من برای صلح آمدم، خدایا توکل به تو، حتی زنم را به اینجا آوردم، مرا محافظت کن و صحیح و سالم به اندونیزیا برگردان.

داکتر عبدالله:
خدایا! تو شاهدی که اشرف غنی با تو چه می گوید، حرف هایش را باور نکو، من اگر دریشی گرفتم یک افغانی هم از پول بی بی گل نبوده است؛ خدایا در هنگام نماز به جوکو ویدودو بفهمان که من هم در افغانستان هستم و بدون من نباید کاری انجام شود؛ خدایا عطا مامد نور در مورد من بسیار چیزها گفت، کاری کن جوکو با او دیدار نداشته باشد تا هرمان به دل بماند و الهی دشمنان مرا خوار و زار و بی عطر و دریشی بگردان.

صلاح الدین ربانی: خدایا خودت بهتر می دانی که من نماز دیپلوماتیک می خوانم و عرف دیپلوماسی را هنگام ملاقات با شما مراعات می کنم؛ خدایا به حق شهدای آینده عطامامد نور را از من نگیر، خدایا من به نیویارک نرفتم تا چیزی تغییر نکند، خدایا جمعیت اسلامی را دولت بگردان و دولت را جمعیت اسلامی و اگر هیچ نشد خدایا همۀ رقیبان و حریفان را در چاله های بزرگ جهنم قرار بده تا آنها را گژدم ها چند باره بگزند تا بدانند که من بالای شان زیاد قهر هستم.

مهدی ثاقب

مشاهده در منبع اصلی