اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، شنبه, 19 جوزا , 1397

دوازده منفی یک زن

در هر جای این مملکت کارهای عجیب زیادی اتفاق می‌افتد و این برای ما مردم خیلی عادی شده است. مثال‌های زیادی وجود دارد که نه در آن قانون دخیل است و نه عرف. گاهی فقط پول است که دخیل است و کارها را سروسامان می‌دهد. منافع شخصی است و روابطی که براساس منافع شخصی بنا شده است. خوب از اینها که بگذریم می‌رسیم به اینکه روز دوشنبه یازده نامزدوزیر از طرف پارلمان رأی گرفت و وزیر شدند که مبارک‌شان باد و در این میان فقط یک نفر و آن هم تنها خانم نامزدوزیر رأی اعتماد نگرفت و وزیر نشد. این چیز عجیبی به نظر نمی‌رسد زمانی‌که پارلمان وزرا را براساس شایسته‌گی انتخاب کنند و هیچ ایرادی ندارد که یک نفر که شایسته‌گی ندارد؛ چه مرد باشد یا زن انتخاب نشود و این کاملاً طبیعی و عقلانی می‌آید. اما بحث در این است که وکلای محترم پارلمان، بسته به خلق وخوی‌شان در یک دوره همۀ نامزدوزیران را رد می‌کنند یا همه را تأیید و اینکه در این مدت‌زمان چه اتفاقی می‌افتد خدا عالم است و بس.
در این دوره هم یازده نامزدوزیر رأی اعتماد گرفت و وزیر شدند اما چرا یک نفر و آن هم خانم رأی نگرفت جای تأمل دارد. نه به این دلیل که بخواهم در اینجا بحث‌ها فیمینیسی را پیش بکشم نه اما چرا از بین این همه افراد چرا فقط این خانم رأی نگرفتند آیا فقط ایشان شایسته‌گی لازم را برای وزیرشدن نداشتند؟ اگر چنین باشد که آفرین بر این پارلمان اما اگر دلیل دیگری داشته باشد…
خوب از این بحث که بگذریم و بحث این را که چرا وزیران اینقدر دیر معرفی می‌شوند و این حرف‌ها، می‌رسیم به این موضوع که چرا نامزدوزیران همیشه یک دفعه‌ای و به تعداد زیاد معرفی ‌می‌شوند؟ آیا این موضوع باعث نمی‌شود که وقت قوۀ مجریه زیاد گرفته شود و بنابراین در بسیاری موارد این نامزدوزیران به صورت گروهی رد یا تأیید شوند و اختلال در کار قوۀ مجریه ایجاد نمی‌کند. آیا این زدوبندهای سیاسی وقت و توان قوۀ مجریه را هدف قرار نمی‌دهد. در این سال‌ها که توافق برای معرفی نامزدوزیران از طرف دولت به روندی طولانی تبدیل شده است، زدوبندهای سیاسی نیز به راهی پیچیده و پرسود برای بعضی مبدل شده است.
اختلاف نظر بر سر معرفی اعضای کابینه که با وجود گذشتن چهارسال از انتخابات ریاست‌جمهوری، هنوز به نتیجه‌ای کامل نرسیده است و اعضای کابینۀ دولت هنوز هم ناتکمیل است چه وقت تکمیل خواهد شد. درست که سرپرستی و عزل و نصب وزرا در کابینۀ دولت یک چیز عادی است اما اینکه ما بعد از گذشت چند سال هنوز درگیر این موضوع باشیم و اکثر اعضای کابینه هنوز نامعلوم باشد این عادی به نظر نمی‌رسد. انرژی و توان قوۀ مجریه در این راستا تحلیل می‌رود و زدوبندهای سیاسی کار را دشوارتر می‌کند.
بازهم این سؤال پیش می‌آید که در این زدوبندهای سیاسی چرا یک زن رأی نمی‌آورد فقط یک زن و همۀ یازده نفری که معرفی شده‌اند بدون کدام مشکلی رأی می‌آورد این جای سؤال دارد به چند دلیل: اگر بحث شایسته‌گی باشد خوب تنها این زن شایستگی لازم را نداشته است و دیگران همه شایسته بوده‌اند یا دلیل دیگری دارد؟ نه این است که این زن نسبت به یازده نفر مرد کمتر در زدوبندهای سیاسی نقش داشته است و این باعث شده است که رأی کمتری بیاورد. چون ما شاهد بوده‌ایم که پارلمان در یک زمان همۀ نامزدوزیران را رد کرده‌اند و در زمانی دیگر قبول. این جای بسی بحث دارد که چرا یک زن رأی نیاورد. آیا دید مردسالارانه باعث این موضوع شده است یا منافع شخصی یا چیز دیگری یا همۀ اینها نقش داشته است تا این بانو رأی کافی نیاورد.
اینکه برای معرفی اعضای کابینه باید نیاز به این است که از قبل گپ و گفت‌هایی صورت بگیرد و سران حکومت به توافق برسد بر کسی پوشیده نیست اما این روند کار را پیچیده و طولانی می‌کند و در بسیاری موارد شایسته‌سالاری در نظر گرفته نشده و فقط براساس توافق یک فرد انتخاب می‌شود و برای کابینه معرفی می‌گردد. در این شکی نیست که در بین مردان نیز کسانی باشند که شایستگی لازم را برای این پست نداشته باشند اما زدوبندهای سیاسی آنها را به این مقام نائل کرده است.
چه در گذشته و چه در حال ما کسان زیادی را می‌شناسیم که براساس روابط و زدوبندهای سیاسی به مقامی رسیده‌اند و کسان زیادی را هم می‌شناسیم که به دلیل نداشتن واسطه و زدوبند سیاسی با اینکه شایسته است به کاری که شایستۀ مهارتش باشد گماشته نشده است.
در جامعه‌ای که قانون منع خشونت علیه زنان با چالش‌ها و موانع زیادی روبه‌رو است نباید انتظار داشت که بدون در نظرداشتن جنسیت، نگاه انسانی به یک فرد شود. سخت است که قبول کنیم که زنان هم می‌توانند و توانایی برابر با مردان را دارد و گاه بهتر از مردان می‌توانند کار و خدمت کنند. در جامعه‌ای که خشونت علیه زنان هر روز و هر روز قربانی می‌گیرد انتظار اینکه بتوان یک زن را در رأس یک وزرات‌خانه قبول کرد سخت است. حتی در مواردی که زنان در سمت‌های بلند قرار گرفتند در بسیاری موارد مردانی پشت پرده به آنها خط می‌داده‌اند و آنها مستقل و بدون مردان اجازۀ تصمیم‌گیری نداشتند یا نمی‌توانستند داشته باشند.
تاریخ ما پر است از این مواردی که در برخی موارد منجر به ریا و نمایش رفتار غیرزن‌ستیزانه شده است. این موارد را در تبعیض مثبت در این چند سال هم می‌توان دید. در این چند سال  زنان نه براساس شایستگی برابر با مردان بلکه براساس تبعیض مثبت در سمت‌های مختلف انتخاب یا بهتر بگوییم انتصاب شده‌اند. گرچه تبعیض مثبت در سال‌های اول بسیار خوب و کارساز بود چراکه زنان از وضعیت برابر با مردان برخوردار نبودند و نمی‌توانستند توانایی برابر با آنان داشته باشند. اما در این سال‌های اخیر با وجود مشکلات زیادی که وجود دارد زنان رشد چشم‌گیری کرده‌اند. دختران بسیاری با سواد شده‌اند. با این حال هنوز دید جامعه نسبت به زنان همان دید تبعیض مثبتی است و بسیاری هنوز هم بر این باورند که زنان براساس همین تبعیض انتخاب می‌شوند و توانایی لازم را ندارند.
شاید براین اساس است که باورمندی به توانایی زنان در سطوح بالا وجود ندارد و هنوز انتظار این است که زنان در سطوح پایین کار کنند و بودن در سطح وزارت برای‌شان توقع زیادی است. البته اگر این انتخاب دیگران واقعاً براساس شایستگی باشد رد یک نفر هم هیچ ایرادی ندارد. اما زمانی که این انتخاب براساس روابط و نگاه جنسیتی باشد رد یک زن در بین دوازده نفر دردناک و ناشی از بدبینی نسبت به زنان است.
انتخاب و ردکردن‌های اینچنینی در پارلمان کشور ما بی‌سابقه و دور از انتظار نیست و بارها شاهد بوده‌ایم که بسیاری رد و یا انتخاب شده‌اند بدون اینکه شایستگی آن فرد در نظر گرفته شود.

مشاهده در منبع اصلی