اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، یکشنبه, 30 سرطان , 1398

محمد محقق حق دارد چنین فکر کند

محقق حق دارد. چرا؟

محقق یکی از رهبران سنتی دوران جهاد و حزب وحدت اسلامی است. با بلند رفتن تضادهای قومی و جنبش هویتی گاهی برخی ها از یاد می برند که حزب وحدت یک حزب اسلامگرای شیعه بود که اگر مزاری، خلیلی، محقق، عرفانی (آنهایی را که من می شناختم) هزاره بودند ولی اغلب یاران استاد مزاری را که من نمی شناختم، از سیدها تشکیل شده بود مانند برادران سجادی شهید. شهید مزاری خودش در جوانی یکی از "سربازان خمینی و انقلاب اسلامی" بود و بخاطر همرزمی با آنها در زمان شاه به زندان رفت.

با دفاع از لشکر فاطمیون متشکل از داوطلبان عمدتا هزاره ولی شیعه که بخاطر دفاع از حرم یکی از چهره های مقدس شیعه در سوریه در کنار رژیم بشار اسد و بر ضد تکفیری ها یعنی داعش و القاعده، یعنی تروریسمی که امریکا و سایر کشورهای غربی نیز آنها را دشمن می پندارند، جنگیدند، کاملا با میراث مذهبی شیعه و اهل بیت مطابقت دارد.

آنهایی که در قدم اول عربستان سعودی، بازنده جنگ سوریه، حامی طالبان، القاعده و داعش و حامیان آنها در افغانستان با آن ضدیت دارند، سرنوشت چند هزار جوان شیعه و هزاره نیست. آنها در خشم اند که اینها در سطح خود در تعیین سرنوشت نهایی جنگ تاثیرگذار بوده اند.

من قبلا در مورد شرایط دشوار زندگی مهاجرین افغانستانی که برای بدست آوردن مدرک، پول و احیانا شناسنامه ایرانی مجبور شدند تا در لشکر فاطمیون اسم بنویسند و بخصوص از ارسال جوانان نابالغ نوشته و انتقاد نموده ام. فراموش نباید کرد که برخی دیگر آنها با رضایت کامل و برای جان دادن برای حرم بی بی زینب به دمشق رفتند. برخی آنها بعد از ختم دوره شان بازهم دوباره اسم نوشتند و رفتند. جوانان ملی گرای هزاره (نه قوم پرستان افراطی که بدرد نمی خورند) باید بدانند که هزاره ها به آسانی و با جوش و خروش برای گریه کردن سرنوشت امام حسین بسیج می شوند تا امر دیگری. این بدرد نمی خورد که من چه فکر می کنم، مهم این است که اوضاعی را که جدا از تمایل ما وجود دارد درک کنیم. روشنایی انداختن، آگاهی دادن درباره دین و مذهب آری. مبارزه رودرروی با آن نه، سر را به سنگ کوبیدن است.

محمد محقق از یک نگاه دیگر هم حق دارد چنین فکر کند. داوطلبان شرکت در جنگ های دیگران با فاطمیون آغاز نشده است. شهروندان بیش از 70 کشور بشمول افغانستانی ها در همین سوریه در کنار داعش و النصرا می جنگیدند. مگر داوطلبان عرب در کنار مجاهدین بر ضد شوروی نمی جنگیدند؟ اسامه بن لادن از کجا بن لادن شد. مگر همین عرب ها و پاکستانی ها در کنار طالبان قرار نداشتند؟

در تاریخ قرن 20 ما ده ها مثال را داریم که داوطلبان خارجی برای دفاع یک امری که به نظرشان درست و بر حق بود می رزمیدند. جنبش آزادی بخش فلسطین صدها دواطلب را در آغوش اش پرورش داد ولی بزرگترین و ماندگارترین مبارزه که "بریگاد بین المللی" شهروندان 53 کشور بشمول امریکا (ارنست همینگوی نویسده نامدار امریکایی در این جنگ داوطلب بود و کتاب ماندگار "برای که زنگ ها به صدا در میایند" را درباره همین جنگ نوشت) در آن سهم گرفتند و کشته شدند، جنگ داخلی اسپانیا میان جمهوریخواها و فاشیست های دست راستی بود. متاسفانه آنها شکست خوردند و فاشیست ها در برابر بی غیرتی کشورهای غربی پیروز شدند.

پاکزاد

مشاهده در منبع اصلی