اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، جمعه, 28 سرطان , 1398

اعلامیه انجمن والیان افغانستان

انجمن واليان افغانستان طى كنفرانس هاى گذشته خويش با مرور بر مشكلات حكومتدارى و نبود مصوونيت ملى در كشور، حكومت وحدت ملى را متوجه نواقص حكومتدارى و عدم پابندى به توافقنامه هر دو تيم انتخاباتى نموده بود تا ايشان با درك مسووليت هاى ملى و تاريخى شان با احترام به مردم و قانون اساسى كشور راه مراجعه به قانون اساسى و راه نجات كشور را دريابند اما از ان تاريخ تا اكنون نه تنها كه كشاكش هاى هر دو تيم انتخاباتى بر سر تقسيم كرسى هاى حكومتی و ده ها مشكل ديگر، افزايش يافت بلكه مزيد بر آن خود باعث تشديد بحران طاقت فرساتر در كشور گرديده اند.به گونه مثال:

بازى هاى غير دمكراتيك به سرنوشت نهادهاى انتخاباتى در تضاد با قانون و تقسيم اعضاى كميسيون انتخابات بين دو تيم انتخاباتى، استقلال كميسيون انتخابات را متاثر ساخته است كه مردم افغانستان و سياسيون به سوى كميسيون انتخابات به ديد بى باور مى نگرند.

گسترش فساد ادارى وازدياد رشوت مظالم و كشتار دسته جمعى مردم ما در نقاط مختلف كشور، باعث ايجاد فاصله در ميان ملت و دولت شده است.

استخراج غير قانونى و حيف و ميل معادن در معامله با مقامات دولتى و زورمندان از اعتبار دولت در ميان مردم كاسته و سبب تشويق قانون شكنان گرديده است.

نبود شفافيت و حسابدهى در مصارف تكس مخابراتى سبب نگرانى ماليه پردازان كشور شده عدم اشتغال، فقر روزافزون و فقدان درآمدهاى لازم به خاطر تامين معيشت خانواده ها زمينه ساز فرار روزافزون كادر كارى جوان اعم از زنان و مردان کشور گرديده است.

فرار سرمايه و عدم اعتماد سرمايه داران و سرمايه گذاران، انسداد دروازه هاى دستگاه هاى توليد در كشور و انسداد بيش از دو هزار باب مكاتب در سراسر كشور مايه نگرانى مردم شده است.

بى صلاحيتى هاى واليان در بخش هاى امنيتى و خدماتى، عدم انتقال 40 هزار بودجه به ولايات طبق وعده حكومت، باعث گرديده تا اداره های محلى پاسخگوى نياز مردم نباشند .

تشكيل اداره های موازى و ايجاد پُست هاى سليقه وى و تشريفاتى به خاطر ارضا و فريب اشخاص ضعيف النفس ارج نگذاشتن به قانون و سيستم حكومتدارى است.

انحصار كميته تداركات كه قبلا توسط كميته وزيران اداره مي گرديد و انتقال آن به حيث يك كميته اشد محرم درپشت پرده هاى ارگ و عدم دسترسى به چگونگى عملكرد كميته تداركات كميته مذكور را در ذهن مردم محور فساد معرفى نموده است.

نبود ظرفيت كنترل دولت بر نهادهاى صحى، تعليمى و تربيتى خصوصى و ساير مراكز توليد، مساله ديگرى است كه دولت را ناتوان معرفى نموده است.

در بخش امنيتى:
سياسى سازى نيروهاى امنيتى كشور، سپردن كرسى ها به افراد وابسته بر سليقه ها، سقوط پى در پى روزافزون واحدهاى ادارى، انسداد طرق مواصلاتى در ولايت ها، ايجاد حوزه هاى ملوك الطوايفى توسط قلدران و زورگويان، كشتار دسته جمعى مردمان ملكى در جريان جنگ ها در مناطق مختلف و محاصره چندين ولايت كشور زندگى مردم را تهديد مي نمايد حتى در كابل.

سپردن قطارهاى زرهى به مخالفين، ازدياد روزافزون قضاياى جنايى، اختطاف مردان، زنان و اطفال زير عناوين مختلف، مبين عدم مصونيت مردم است.

ضعف و ناتوانى حكومت در امر سوق و اداره قوت هاى رزمى كشور، ناتوانى در اكمالات، استفاده ننگين از اعاشه نيروهاى فداكار امنيتى، ازدياد تلفات يومى فرزندان صديق مردم ما و ناتوانى در امر حفاظت تاسيسات عام المنفعه به خصوص شفاخانه ها و مراكز نظامى قابل انديشه است.

برخورد غير دمكراتيك و خشونت بار حكومت با رستاخيز تغيیر و جنبش تبسم و ساير نهادهاى دمكراتيك، واكنش غير قانونى و احساساتى در برابر جنرال دوستم و شوراى نجات، به گلوله بستن جوانان در چهار راهى زنبق، نشان عدم اعتماد حكومت بر اصول دمكراتيك علامه نطفه گذاشتن استبداد در بطن دمكراسى است.

در بخش سياسى:
‎سطحى نگرى و سياست هاى ارتجالى، سبب ناكامى حكومت در حفظ روابط حسنه با كشورهاى همسايه و منطقه گرديده است.

‎عدم توفيق حكومت در امر تطبيق پيمان هاى استراتژيك به خصوص در استفاده از پيمان امنيتى با امريكا، عامل مهم نبود امنيت در كشور شمرده مي شود.

‎مصرف صدها میليون دالر در پروژه صلح و ناكامى مطلق ان شورا درامر گفتگو با طالبان در خور تامل است.

‎عوامل فوق و بسا عوامل ديگر هستند كه سبب شده است تا حكومت افغانستان در سطح ملى و بين المللى جايگاه نا مناسب و پایه هاى لرزان داشته باشد.

‎نتيجه ارزيابى انجمن واليان اين است كه كشور هاى كمك كننده و همكاران بين المللى خودبه ضعف و ناتوانى حكومت وحدت ملى پى برده اند و هم از عدم موفقيت امريكا پرده برداشته اند. به گونه نمونه:
‎گزارش سيگار از وجود فساد گسترهء مالى
‎نگرانى وزير دفاع امريكا از بن بست جنگ در افغانستان
‎مايوسيت جنرال نيكولسن درمورد باختن امريكا در جنگ افغانستان.
‎فكر و بحث سپردن جنگ به كمپنى هاى شخصى بلك واتر ودايناكور
‎اظهارات سناتور جان مكين مبنى بر پذيرفتن شكست امريكا در جنگ

‎باوجود اين كاستى ها از تاريخ كه استراتژى جديد ریيس جمهور آمریکا اعلام شده بود تعدادى خوش بينانه اميدوار بودند كه به زودى شاهد استرداد مناطق از دست رفته از تسلط طالبان خواهند بود اما علیرغم اين اميدها و انتظارهاى مردم، واحدهاى ادارى ديگرى هم در نقاط مختلف كشور به نفع طالبان سقوط كرده است كه تداوم اين حالت در كشور علاوه بر نااميدى هاى مردم، زمينه هاى تدوير انتخابات را به كلى ناممكن مى سازد.

‎از سوى ديگر طالبان و حكومت افغانستان دو قطب مخالف اند كه در دو جناح جنگ قراردارند. قراين و شواهد نشان مي دهد كه امكان محور شدن هيچ يكى از طرفين متصور نيست و اين امر سبب شده است تا احزاب و نهادها و شخصيت هاى سياسى طرح ها و راهكارهایى از قبيل تدوير مجلس بزرگان(لوي جرگه)، تدوير انتخابات زود هنگام، تدوير اجماع ملى، ايجاد حكومت موقت، استعفاى سران حكومت و تدوير مجلس بزرگان(لوي جرگه عنعنوى) را اعلام نمايند تا اينكه راه نجات افغانستان را دريابند.

‎انجمن واليان افغانستان نيز باور دارد كه طرح ها و پيشنهادات احزاب و نهادهاى سياسى و ملى كه زير عناوين انتخابات زود هنگام، استعفاى حكومت و ايجاد حكومت موقت، تدوير مجلس بزرگان (لوي جرگه قانون اساسى) و اصلاح حكومت و تدوير مجلس بزرگان (لوي جرگه عنعنوى) اعلام گرديده اند هيچ يك و به هيچ معنى به خاطر اسقاط نظام نبوده بلكه به منظور زمينه سازى تدوير انتخابات و استحكام نظام مردم سالار مبتنى بر دمكراسى در كشور است.

‎انجمن واليان افغانستان كه جزو پيكر اين ملت بزرگ اند نيز فارغ از دغدغه و نگرانى هاى ملك و مردم نبوده خود در يك چارچوب قانونى تلاش مي ورزد تا راه حل مناسبى را به خاطر عبور از اين بحران جستجو نمايند.

‎از نظر انجمن واليان افغانستان:
‎– استعفاى حكومت وحدت ملى و تشكيل حكومت موقت يكى از ان گزينه ها بود كه مشكلات جانبى خود را دارد و براى انجام پروسه مذكور در اين حالتى كه دولت به مشكل قانونى گرفتار است به يك مرجع مشروع و قانونى نياز دارد كه جريان تشكيل حكومت موقت و مديريت آن را كنترل نمايد تا اينكه در اين حالت احساس خلای قدرت بوجود نيايد.

‎–تدوير مجلس بزرگان(لوی جرگه) مسجل در قانون اساسى كه كشور را به سمت و سوى اصلاح قوانين سوق مي دهد بهترين گزينه براى اصلاح قوانين است اما در شرايط بحرانى كشور و كمبود اعضاى معين آن تدوير مجلس قانون اساسى متعذر بوده و به حيث يك نهاد کارآ، پاسخگوى حل بحران كشور شده نمي تواند. احيانا اگر زمينه تدوير مجلس بزرگان (لوي جرگه) قانون اساسى هم ميسر باشد، تركيب ان مجلس به گونه ای است كه براى طالبان بستر حضور شده نمي تواند. ما بايد چارچوب وسيعى را جستجو نماييم كه مردمان موافق و مخالف، خود را در آن چار چوب وسيع ملى دريابند و در آغاز تصميم گيرى ها شريك باشند.

‎مناسبات ضعيف وارتجالى حكومت افغانستان با همسايه ها و منطقه، مشكل ديگرى است كه حكومت افغانستان توان خروج از اين حالت پيچيده سياسى را نداشته تا پايه هاى روابط سياسى و دوستانه كشور را استحكام بخشد.

‎حكومت افغانستان در يك حالت كجدار و مريض نفس مى كشد و خود قدرت تامين تعلقات و مناسبات سياسى اش را با كشور هاى دور و نزديك نداشته قربانى سايه سياست ديگران گرديده است.

‎امحاى طالبان توسط نيروهاى نظامى كشور و يا تلاش طالبان به خاطر سقوط حكومت هم از نظر ما ناممكن بوده و ادامه ان براى هر دو جانب نيز زيانبار تمام شده موجب ويرانى شهرها و قريه هاى ما مي گردد.

‎طالبان نيز از چالش ها و چاله ها در امان نبوده، عدم كارآيى حكومت هم واكنش هاى چون شوراى حراست و ثبات، شوراى نجات، جنبش تبسم، رستاخيز تغيير، حركت هاى شوراهاى ولايات در شرق و غرب، شمال و جنوب، به خاطر تغيیر عرصه ها را براى بقاى حكومت در ميان مردم تنگتر ساخته كه مهار اينگونه حركت ها براى حكومت نه تنها دشوار بلكه ناممكن خواهد بود.

‎انجمن واليان با استفاده از مشورت هاى سودمند اهل نظر تصميم اتخاذ نمود تا از ميان نسخه هاى پيشنهاد شده يك نسخه را كه نسبت به ساير نسخه ها گستره وسيعى داشته باشد و از لحاظ اعتبار ملى پيشينه مشروع و تاريخى داشته باشد و در مقارنت با قانون و آميخته با رسم و رواج مردم باشد انتخاب نمايند.

‎مشورت هاى متواتر با اصناف مختلف سياسى و ملى، انجمن واليان را باور بخشيد كه از جمله عناوين پيشنهاد شده از جانب احزاب و نهادها تنها همان مجلس بزرگان(لويه جرگه عنعنوى) مردم افغانستان است كه به حيث يك مرجع با اعتبار و مشروع ملى در طول تاريخ افغانستان از زمان شاهان و سلاطين گذشته تا زمان رياست جمهورى جناب ریيس جمهور كرزى به مراتب امور مهم مملكت توسط مجلسی ها(لوي جرگه ها) حل و فصل و قوانين اساسى كشور توسط مجلس بزرگان(لوي جرگه هاى عنعنوى) تصويب گرديده است. بنا ما پيوست به نخستين كنفرانس مان به عنوان يك فراخوان ملى به پيشگاه فعالان سياسى پيشنهاد مي نماييم كه:

‎براى تدوير مجلس بزرگ ملى (لوي جرگه عنعنوى) در قدم اول نخست سران احزاب سياسى و شخصيت هاى سياسى ملى به خاطر نجات افغانستان در يك گفتمان با دولت افغانستان ميكانيزمى را تهيه نموده سپس از طالبان دعوت به عمل آورند تا در اين مجلس بزرگ ملی (لوی جرگه) مردم افغانستان اشتراك نمايند.

‎ما باور داريم كه مشكل اساسى صلح افغانستان بستگى به حضور طالبان در مجلس بزرگان(لويه جرگه عنعنوى) دارد بنا از رهبرى طالبان تقاضا مي نماييم كه به اين فرا خوان ملى انجمن واليان پاسخ مثبت داده زمينه تدوير مجلس بزرگان(لوي جرگه عنعنوى) را اماده سازند تا بحران افغانستان از طريق اين نهاد ملى حل گردد.

و در پایان به جامعه جهانى و كشورهاى همسايه و منطقه اطمینان مي دهيم كه اين مجلس بزرگان ملی(لوی جرگه) بسان مجلس های گذشته افغانستان روى تامين روابط با كشور هاى منطقه و جهان و حسن همجوارى با همسايه هاى افغانستان تاكيد داشته و فيصله هاى اين جرگه پيام صلح و ثبات را با خود خواهد داشت.

تقوا

مشاهده در منبع اصلی