اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، پنج شنبه, 23 قوس , 1396

از هرچیزی مقدار کمی می خواهیم

ما از حکومت چیز زیادی نمی خواهیم؛ موضوع امنیت را که دقیقا هفده سال جیغ زدیم اما به نتیجه نرسیدیم، بعضی وقت ها کشته شدیم اما خواست ما عملی نشد، وقتی کشته می شویم شاید خواست خدا باشد و شاید هم خواست حکومت، ما که در بین این خواسته ها بدون اینکه بفهمیم چطوری زندگی کردیم کشته شدیم و رفتیم در دنیای دیگر….

حالا چیزی زیادی نمی خواهیم؛ کمی برق نیاز داریم تا شب ها یکدیگر را بشناسیم یعنی وقتی که پشت کلۀ احمد می زنیم، محمود نگوید چرا مرا می زنی…

کمی ترانسپورت شهری می خواهیم که حداقل در ازدحام شهر و بیروبار چند میلیون نفر، نصف شهر را پیاده نرویم و در یک موتر پنج نفره، پنجاه نفره ننشینیم،…

کمی شغل می خواهیم تا کمی برای زندگی چند روزه نان برای خوردن داشته باشیم و نانی را که پیدا می کنیم دزد سر کوچه نان را دزدی نکند و نان در گلوی یکی از فرزندای آقای دزد گیر نکند و تبدیل نشود به سرطان خون که داکتران متعهد و دلسوز کشور تا بیخ شیر و شربت دزد را بدوشند و در آخر قصه فرزند هم برود به دیار باقی و دزد تبدیل شود به انتحاری….

کمی خنده هم کار داریم که در میان اینهمه انفجار و انتحار و کشتارهای پشت سر هم از زندگی ناامید نشویم و بخندیم، حالا به چی؟ فرقی نمی کند مثلا به حرکات موزون رییس جمهور یا استایل رییس اجرایی و یا فکاهی های مقامات حکومتی و ریشخندی های رهبران بزرگوار کشور….

ما چیز زیادی نمی خواهیم، فقط از هر کدام اینها به مقدار کمی چیز می خواهیم…

مهدی ثاقب

(Visited 8 times, 1 visits today)
مشاهده در منبع اصلی