اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، دوشنبه, 31 سرطان , 1398

هنوز همه وجدان ها نمرده است

جنرال همایون عینی دلیل استعفایش را بی‌توجهی مسوول وزرات در قبال سیستم 119 پولیس و همچنین مزاحمت مشاور شخصی مقام وزارت در این خصوص، عنوان کرده است.

سیستم 119، پل ارتباطی سریع میان مردم و پولیس است. امکانی که در صورت وقوع رویدادهای امنیتی، شهرندان می‌توانند با استفاده از آن پولیس را در جریان بگذارند. اینکه سیستم 119 پولیس در چه وضعیت و با چه نگرانی‌ها و تهدیدات مواجه است، در متن استعفای جنرال عینی بخوانید. حالا چند نکته:

نخست: به باور من جنرال عبدالفتاح فروغ فرمانده عمومی امن و نظم عامه، کار مهم و ارزشمند انجام داده است. برای همین شخص از جناب جنرال فروغ تشکر می‌کنم. چون او با صدور مکتوب فاش شده، حکم شفاهی اشرف غنی را مکتوب و مستند کرده است. روی دیگر سکه این است که جنرال فروغ می‌توانست به سادگی و در کمال بی‌توجهی سیاسی از کنار دستور شفاهی اشرف بگذرد. وانگهی سیاست‌حذف اعمال می‌شد و آب از آب تکان نمی‌خورد.

دوم: جنرال همایون عینی نیز می‌توانست در کمال بی مسوولیتی و بی توجهی با سرنوشت مردم بر کرسی قدرت لم دهد و بگوید گور بابای سیستم 119. وقتی شخص اول وزارت به وضعیت بحرانی سیستم 119 اهمیت نمی‌دهد، من چرا اهمیت بدهم.

جنرال همایون عینی می‌توانست با سازده سازی بار ملامت وجدان را سبک تر کند و بگوید، خب تمام تلاش برای فعال نگهداشتن سامانه 119 پولیس را انجام دادم، به جایی نرسید. حالا ادامه اش هر چه باداباد. گور پدر مردم و مساله مرگ و زندگی شان.

سوم: محتوای سند فاش شده از وزارت داخله، عملا دستورنامه سیاست حذف است. چیزی به مراتب جدی تر و خطرناکتر از آیین نامه مخکش. هیچ کسی نمی‌تواند محتوای تکان‌دهنده این (دستورنامه سیاست حذف) را انکار کند. به استثنای ویس احمد برمک و ماموران معذور و زیر دست جناب شان به علاوه یگان فیسبوک چولونکی که با جناب برمک سمپاتی شخصی داشته باشد.

چهارم: خطرناکی سند فاش شده‌ تبعیض آمیز یا همان دستورنامه سیاست حذف به اساس اش می‌باشد. به حکم اشرف غنی.

پنجم: پس از آنکه جناب ویس احمد برمک سرپرست وزارت داخله تعیین‌ شد در چندین جلسه رسمی در داخل و خارج ساختمان وزارت در سخنرانی هایش فول های جدی زده و در مواردی عملا به مردم و منسوبین وزارت داخله، بلوف تحویل داده است.

اینجانب به پاس سلام و کلام شخصی و هر از گاهی که با جناب برمک داشته‌ام در فضای عمومی رسانه‌ و شبکه‌های اجتماعی چیزی نگفته ام. فقط به پیام های شخصی از طریق نزدیکان آقای برمک اکتفا کرده ام. اینکه پیام ها رسیده‌اند یا نه دقیق نمی‌دانم اما این دفعه قصه فرق می‌کند. نمی‌شود بخاطر سلام های شخصی و هر از گاهی، در قبال خبط و خطای سیاسی برمک سکوت کنم. احترام با روابط شخصی محترم و به جای خودش.

ششم: (و در ادامه بحث پنجم) متن سند فاش شده واضح است. چنان صریح و بی‌پرده و رو راست است که مجال تفسیرپذیری و سوءبرداشت را به مخاطب نمی‌دهد. مبنای صدور چنین سندی در متن درج شده است. "به اساس حکم مقام محترم ریاست‌جمهوری کشور". افزون بر این نامه فاش شده چندین امضا خورده است و روی میز مقام‌های عالی وزارت داخله رفته است. این همه یعنی همچنان که متن نامه مجال تفسیر باقی نگذاشته است، مجال ساده سازی و لاپوشانی را نیز باقی نگذاشته است.

هفتم: من حیرانم که با کدام شعور می‌شود استدلال کرد که "مشکل در اشتباه تایپی است و مقصر یک مامور پایین رتبه‌ وزارت داخله است که بزودی مجازات می‌شود". چون اولا مساله مشکل تایپی نیست. دوما مبنای این دستورنامه سیاست‌حذف حکم اشرف غنی است نه خطای کدام کارمند پایین رتبه‌ در وزارت داخله.

وقتی دیشب استدلال سست و مملو از تناقض جناب برمک در سرویس خبری ساعت10 طلوع‌ نیوز را دیدم و شنیدم، برای لحظه‌ای حیران شدم. پرسش من از جناب برمک این است که چطور به خود اجازه می‌دهد به شعور مردم و مخاطبان اش توهین کند؟ وقتی کرسی و مقام دولتی یک سیاستمدار توام با عزتمندی نزد مردم نباشد و در راستای منافع مردم استفاده نشود، تکیه زدن بر چنین کرسی یا به منعی دشمنی آگاهانه با مردم است یا به معنی دریوزگی به ارباب قدرت. کوتاه سخن در هر دو حالت چنین چوکی‌داری برای من سزاوار عفو و احترام نیست.

هشتم: تا این سیاهه بیشتر از این طولانی نشود با درود و ارج گذاری به تصمیم شجاعانه جناب جنرال همایون عینی، نقطه‌ پایانی را می‌گذارم.

آصف آشنا

مشاهده در منبع اصلی