اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، چهارشنبه, 2 اسد , 1398

حکومت سزاوار تحمل توسط مردم نیست

سه سال از حکومت وحدت ملی می گذرد وبر خلاف وعده های حکومت وحدت ملی در آغاز، نه انتخابات برگزار گردیده است و نه مجلس بزرگان برای تعیین تکلیف اوضاع دایر گردیده است. نخبگان سیاسی کشور، با انتقادات شدیدی که از حکومت افغانستان دارند، خواستار پایان این اوضاع نابهنجار حداقل با تشکیل مجلس بزرگان هستند.

به گزارش شبکه اطلاع رساني افغانستان(afghanpaper)، داکتر رنگین دادفر سپنتا وزیرخارجه پیشین در برنامه «اوج» در خصوص لزوم یا عدم لزم تشکیل مجلس بزرگان (لوی جرگه) گفت: هیچ راه حل حلی برای افغانستان زیباتر و آرزوکردنی تر جز برگزاری یک انتخابات مشروع و شفاف بدون تقلب و مبتنی بر قانون برای تعیین سرنوشت افغانستان در داخل نمی تواند وجود داشته باشد. آرزوی من به عنوان یک انسان معتقد به دموکراسی برگزاری به موقع یک انتخابات است. اما متاسفانه از زمان انتخابات شورای ولایتی و پارلمان افغانستان نزدیک به دوسال می گذرد اما برگزار نشده است. بر اساس فرمان و حکم فیصله ای که کمیسیون انتخابات، ما در افغانستان برنده انتخابات 2014 نداشتیم. بلکه بر اساس یک قرارداد، حکومت وحدت ملی بوجود آمد و دید ریاست اجرایی هم همین است. برداشت مردم افغانستان هم همین است. من به عنوان کسی که به انتخابات اعتقاد دارم هیچ وقت طرفدار مجلس بزرگان «لوی جرگه» نبودم اما در اوضاع عاجل و فوق العاده و بحرانی و پر از اضطرابی که افغانستان قرار دارد کسانی که مخالف مجلس بزرگان «لوی جرگه» هستند باید بگویند که راه حل شان چیست. کشور ما باید از بحران کنونی بیرون شود و مشروعیت به کشورمان بازگردد.

وی ادامه داد: نماینده های مردم افغانستان باید در یک مجمع بزرگ ملی شرکت کنند و نظرات خود را در آن مورد بگویند و چنین راهی به جز مجلس «بزرگان لوی جرگه» نیست. تاکید می کنم که خیلی ها فردا به انتقاد از این دیدگاه می پردازند ولی به جای انتقاد بگویند که راه چاره چیست؟ یا ادامه چنین حکومتی که هر روز علیه قانون و نابود کردن نهادهای قانونی عمل می کند و یا اینکه پایان دادن به چنین ساختار نامشروع، به این دلیل من طرفدار مجلس بزرگان «لوی جرگه» هستم.

وی، در مورد گفته های منتقدان خود در خصوص دخالت در سیاست می گوید: من تیم خاصی ندارم که قصد داشته باشم و در آرزوی قدرت سیاسی باشم اما به عنوان یک شهروند حق دارم که نظرات خود را بگویم. هر شهر وند افغانستان حق دارد بگوید که از این طریق و آن طریق در رقابت های سیاسی شرکت کنم. چه عیب دارد که یک شهروند افغانستان بگوید که من می خواهم در سیاست فعال باشم. انتقاد هم حق هر شهروند است. من هم حق دارم که بگویم برای بیرون کردن کشورما از این بحران به ابزار مورد قبول مردم افغانستان نیاز داریم.

سپنتا حکومت را حکومتی غیر قانونی و نامشروع می داند ودر مورد آن بیان داشت: کشور در حال حاضر در یک بحران جدی و حتمی قرار دارد، قانون اساسی افغانستان عملا نافذ نیست و تمام کنش های مهم دولتی خلاف قانون اساسی افغانستان است. قانونیت باید در کشور احیا گردد. یا مردم از همین حکومت حمایت کنند تا به کارش ادامه دهد یا راه حل های دیگری دارند. و از راه های دیگری پشتیبانی می کنند که آن هم مشروع است. در این شرایط مردم نسبت به حکومت چگونه قضاوت کنند؟ شما انتخابات را برگزار نمی کنید، در انتخابات تقلب سیستماتیک می کنید، اما باز هم می گویید که ما می خواهیم حکومت کنیم چون خارجی ها از ما حمایت می کنند. این دروغ های سازمان دهی شده و تبیین سیاست به دروغ باید در افغانستان پایان داده شود. بزرگترین تعبیر و تفسیر دولت قانون این است که اول در کنار خیلی چیزهای دیگر خود حکومت باید تابع قانون باشد. اما حکومت به هیچ وجه تابع قانون نیست. اصلا در خاستگاه حکومت قانون نیست. اگر ما اعلامیه های کمیسیون انتخابات را بخوانیم پس از شانزده ما از برگزاری انتخابات در سال 93 اعلام شد که چه کسی برنده انتخابات است. قبل از این شانزده ماه گفته بودند که ما از تصمیم جامعه جهانی و کاندیدهای رقیب استقبال می کنیم که توافق کردند حکومت وحدت ملی بوجود بیاید. آرزوی خیلی از افغان ها و همچنین آرزوی شخص من این بود که این حکومت در نتیجه فعالیت های سیاسی خود بتواند مورد قبول واقع شود و از این طریق از طریق دستاوردها مشروعیت سیاسی پیدا کند که چنین نشد و امروز خاک افغانستان جولانگاه حاکمیت طالبان و تروریست است.

وزیر خارجه پیشین، در مورد اواضع مملکت در دوره این حکومت نامشروع می گوید: ده ها عضو نیروهای امنیتی افغانستان روزمره کشته می شوند و قتل عام می شوند، حکومت ساحات نفوذ خود را از دست داده است. شما در کجای یک دولت قانونی دیده اید که حاکمان آن دولت از قوه قضاییه که مستقل است و باید مستقل باشد، حکومت بگوید قوه قضاییه باید به من گزارش دهد. در کشورهایی که مبتنی بر قانون اساسی است. هر گاه رییس جمهور چنین صدایی از خود بکشد که من از قوه قضاییه می خواهم که به من گزارش دهد وی را به جرم خیانت ملی محاکمه می کنند اما در کشور ما هر روز چنین کارهایی صورت می گیرد و ما هم به دلیل ترس و نگرانی که مبادا بد از بدتر شود سکوت می کنیم. از این بدتر چه خواهد شد؟ به این دلیل من معتقد هستم که راه حل توسط حکومت وحدت ملی نیست. راه حل این است که مردم افغانستان مجددا به صحنه برگردند و اگر امکان برگزاری انتخابات فراگیر، شفاف و عادلانه وجود نداشته باشد، تنها راه متاسفانه رجوع به مجلس بزرگان «لوی جرگه» است.

وی معتقد است حکومت آنقدر بی کفایت است که مردم به هیچ عنوان از آن حمایت نمی کنند و افزود: حکومتی که بعد از سه سال توانایی تشکیل پنجاه درصد کابینه خود را ندارد، برگزاری انتخابات شورا را نمی تواند اجرا کند، کمیسیون ها پر از جنجال و دردسر است، قانون خود رادر هیچ جای افغانستان نمی تواند اجرا کند، آیا چنین حکومتی سزاوار این است که توسط مردم افغانستان تحمل شود؟ پاسخ من منفی است. یا مردم افغانستان باید به این حکومت مشروعیت دهند و از آن حمایت کند تا بتواند با مشروعیت برخواسته از مردم حتی از طریق مجلس بزرگان «لوی جرگه» از این حکومت حمایت کنند. در این صورت است که حکومت می تواند با داشتن یک مشروعیت حداقل سنتی به عنوان یک دستگاه نیرومندتر عمل کند. اما امروز چنین نیست و مردم نمی خواهند که از آن حمایت کنند.

سپنتا از نمونه بارز خواری و ضعف رهبران حکومت وحدت ملی چنین می گوید: در کجای دنیا دیده اید که رییس جمهور در یک کشور برای دیدن یک مقام کشور از ارگ خود بلند شود و در کشور خود در جای دیگر غیر از ارگ به دیدار مقام کشور دیگری برود. اوباما وقتی به افغانستان آمد، به کرزی رییس جمهور وقت تلفن کرد که گرد و خاک است و من نمی توانم به کابل بیایم شما لطفا به بگرام بیایید. کرزی، گفت که ما محل کاری در افغانستان داریم که محل دیدار و گفتگوی میهمانان ما است و 130 سال است که اینگونه است، من از آمدن به بگرام معذرت می خواهم. اما رهبران این دوره حکومت وحدت ملی به دلیل ضعف، ناتوانی و بیچارگی، بلند می شوند که بروند با وزیر خارجه آمریکا در بگرام گفتگو کنند.

وی، در مورد شرایط همکاری افغانستان با کشورهای غربی می گوید: یک زمانی افغانستان به شدت به میدان جنگ ابرقدرت ها تبدیل شده بود. حالا ما نباید اجازه دهیم که یک بار دیگر افغانستان به میدان جنگ سرد ابرقدرت ها تبدیل شود. باید تلاش کنیم که تا حدود زیادی حوزه نفوذ ابرقدرت ها به افغانستان کاهش یابد. من تشویش زیادی از این موضوع دارم. هیچ همسایه ای از افغانستان نباید احساس کند که در معرض تهدید قرار دارد. آمریکا و همکاران بین المللی ما باید دقت کنند که به این حساسیت دامن نزنند. ما هم با آمریکا و کشورهای غربی اگر همکاری داریم باید استراتژیک باشد اما از دید یک دولت مستقل. آنها هم باید به تعهدات خود عمل کنند و صرف با اجازه و در شرایطی که افغانستان بپذیرد در افغانستان عملی را انجام دهند. در غیر این صورت همکاری استراتژیک در این حالتی که ما هستیم باید پایان یابد.

کد (30)

مشاهده در منبع اصلی