اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، پنج شنبه, 23 قوس , 1396

عمق فاجعه تا کجا عمیق است؟

عبدالاحد هادف: «مقصر اصلی در حوادثی از این دست که در یک سال چندین بار تکرار شد، تنها انتحاری نیست، خود این دست اندرکاران اند که پند نمی گیرند و از یک سوراخ صد بار گزیده شدند، اما عبرت نیاموختند……»
زينب موحد: «حضرت هادف، من كاملا با اين فرموده جنابتان مخالفم.
ما و شما همه مي دانيم كه عمق فاجعه تا بي انتها عميق است، پس قضاوت تان منصفانه نيست!..»

و اما عمق فاجعه تا کجا عمیق است؟ آیا عمق فاجعه این است که ارگ و حکمتیار و مخالفان جمعیت و جبهه پیشین جهاد و مقاومت جغرافیا و حوزه مربوط جمعیت علیه آن دشمنی می کنند و درصدد تضعیف و سقوط کامل آنها هستند؟ عمق فاجعه همین است که اینها مقصر اصلی هستند و از کرزی تا غنی بر فرق اینها می کوبند؟ مگر اینها چه باید انجام دهند؟ مقدم این جمعیت و کلان های جمعیت را گل باران کنند؟ یا اینکه عمق فاجعه این است که این همه رهبر و کلان و کلان کارهای جمعیت هر کدام در هر جای و در هر زمان، ساز خود را سر داده اند و راه خود را رفته اند؟

این شورای رهبری جمعیت و اکثر جمعیتی ها ادعا می کنند که داکتر عبدالله نامزد و کاندید جمعیت اسلامی بود و از این آدرس تا اینجا رسید و بیش از نیم رای را گرفت اما نتیجه این شد که حالا دیده می شود و تمام مسوولیت به دوش او است و مقصر او است. خوب اگر چنین است: این چگونه جمعیتی است که نتوانست و نمی تواند نامزد و کاندید خود را در مسیر برنامه و استراتژی خود قرار دهد و مدیریت کند؟

این چگونه جمعیتی است که احمدضیا مسعود معاون و عضو شورای رهبری اش در انتخابات ریاست جمهوری علیه صلاح الدین ربانی رییس و رهبر جمعیت و علیه عطامحمد نور رییس اجرایی جمعیت و سایر اعضای شورای رهبری جمعیت قرار می گیرد و می رود دست اشرف غنی را بالا می کند و با صدای بلند که بلندتر از آن نمی شود، فریاد می زند که در تیم اصلاحات و همگرایی یعنی در تیم جمعیت اسلامی که کاندید آن داکتر عبدالله است، تمام دزدان و تقلبکاران جمع شده اند؟

این چگونه جمعیتی است که محمداسماعیل خان با محمدیونس قانونی و بسم الله خان اعضای شورای رهبری جمعیت در شورای حراست با استاد سیاف هستند و عطامحمد نور رییس اجرایی جمعیت با دوستم و محقق شورای نجات می سازد؟

این چگونه جمعیتی است که هر یک از رجال جمعیتی به هر راهی می روند و هر بار و هر زمانی که دل شان خواست، راه شان را تغییر می دهند و یکی بروی دیگری می زنند؟

این چگونه جمعیتی است که خود را نمی تواند تعریف کند، موقعیت خود را نمی تواند نشان دهد و تثبیت کند و صدای خود را نمی تواند واحد سازد؟

عمق فاجعه تا اینجا و در اینجا عمیق است.

اندیشمند

(Visited 7 times, 1 visits today)
مشاهده در منبع اصلی