اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، دوشنبه, 29 عقرب , 1396

غني ستايی مرتضوی بی مورد است

رفيق مرتضوي جوان با استعدادي است. من از خيلي جهات تحسين اش مي كنم. خدا در بدترين شرايط او را به داد غني رساند. دفتر سخنگوي رياست جمهوري در هرج و مرج و بي برنامگي مطلق به سر مي برد كه مرتضوي انجا رفت. ارگ در فضاي رسانه اي هيچ حضور معناداري نداشت و سخنگويان آن سه جمله در دفاع از سياست هاي دولت به زبان رانده نمي توانستند.

مرتضوي كه آمد نه تنها دفتر سخنگوي رياست جمهوري را جمع و جور كرد كه براي آن هدف نيز تعيين كرد. دفتر سخنگوي رياست جمهوري حالا نه تنها مرجع واحد توضيح سياست هاي ارگ است كه عملا وظيفه جدي تبليغات دولتي را نيز انجام مي دهد. با رسانه ها در مي افتد و در مورد اينكه چه چيزي خبر است و چه كسي ژورناليست، معيار قضاوت خلق مي كند و حتی در مهندسي فضاي خبري و خلق اجنداي رسانه اي دست دارد. يك سخنگو بايد همين كار را بكند.

مرتضوي اما يك كار بد انجام مي دهد كه به عنوان يك خبرنگار حرفوي و يك جوان مربوط به نسل امروز بايد فورا دست از آن بكشد؛ كيش شخصيت پردازي براي غني. اين كار ضد دمكراسي است چون معطوف به بت آفريني سياسي است.

در اينكه غني ادم كتاب خواني است، شكي نيست. در اينكه كتاب خواني يك امتياز و حتی يك فضيلت است، نيز شكي نيست اما غني ستايي بر اساس برخي كمالات فردي شخص، در كنار اينكه مباحث سپهر عمومي و افكار عامه را منحرف مي كند، در پي خلق مشروعيت مبتني بر كيش شخصيت است. اين براي دمكراسي بد است. مخرب سياست به عنوان ميدان مجادله آزاد در خصوص اوامر عمومي است.

مدح و وصف كمالات فردي محمد اشرف غني احمدزی از نظر واقعگرايي نيز بي معنا است. به دو دليل:
يك: هيچ ریيس جمهوري كل روز را نمي خوابد. همه سياستمداران جدي قبل از طلوع افتاب بر مي خيزند و تا نيمه هاي شب كار مي كنند. اغلب بخاطر برنامه هاي فشرده شان وقت چاي صبح و نان چاشت شان را هم با ملاقات و جلسه هاي كاري مدغم مي كنند. بنابراين 16 ساعت كار هيچ چيزي غير معمولي براي يك كشوري كه در هر ساعت بمبي در ان منفجر مي شود و هر روز ده تا بيست سرباز آن كشته مي شود، نمي باشد. در كشوري كه در محور تلاش هاي قدرتمندترين كشورهاي دنيا و سازمان هاي كمك دهنده بين المللي است، 16 ساعت كار نكردن در ان غير عادي است. اصلا من جاي نفر بودم، خوابم نمي برد.

دو: وظيفه ریيس جمهور كتاب خواندن نيست. هيچ كسي در موقعيت مسوول يكي از پيچيده ترين كشورهاي دنيا كه حتی يك سال بعد ان قابل پيش بيني نيست، نمي تواند وقت اش را به خواندن صدها صفحه گزارش در خصوص مسايل امنيتي و توسعه اي كشور در هفته اختصاص دهد. نه كه رییس جمهوري هاي ديگر اهميت چنان گزارش ها را ندانند؛ در كشورهاي ديگر معمولا، اين كار به عهده مشاوران و تيم حمايت تکنيكي يك ریيس جمهور است. يك ریيس جمهور زماني ممكن است يك گزارش را شخصا بخواند كه به هيچكسي در اطراف خويش اعتماد نداشته باشد اما ریيس جمهور نمي تواند و نبايد كل وقت خويش را به خواندن اختصاص دهد. كرسي حكمراني كرسي تصميم گيري است نه مطالعه. كسي كه كرسي تصميم گيري را با كتابخانه خلط مي كند، كارش را بلد نيست. ما كه در حوزه كارهاي اكادميك مصروفيم مي دانيم كه رساندن نتيجه ي يك تحقيق به سياستمداران چقدر كار سختي است؛ چون هيچكسي بيشتر از دو سه صفحه را نمي خواند. كسي وقتي براي خواندن ندارد.

بنابراين توصيفات ناموجه غني از طرف مرتضوي هم بي مورد است و هم غلط. بي مورد است چون مورد ندارد. از اين هم ساده تر مي توان گفت؟ هيچ ریيس جمهوري ساعت 7 شام نمي خوابد. غلط است چون معطوف به كيش شخصيت پردازي است. تلاش براي خلق مشروعيت سياسي بر مبناي ستايش از كيفيت هاي فردي كنش ضد دمكراسي و توطيه بر عليه سياست به عنوان امر معطوف به نقد و حسابگيري و بويژه نقد رهبري در سپهر عمومي است.

غرجی

مشاهده در منبع اصلی