اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، شنبه, 27 عقرب , 1396

قرقیزهای افغانستان؛ اقلیتی رو به انقراض بر بام دنیا

قرقیزها یکی از اقلیت‌های قومی افغانستان هستند که در دامنه کوه‌های پامیر زندگی می‌کنند. آخرین نقطه در شما‌ل‌شرق این کشور با ارتفاع بیش از ۴ هزار متر از سطح دریا.
افزایش مرگ و میر مادران هنگام زایمان در سال‌های اخیر، قرقیزها را نگران انقراض نسل‌شان در این کشور کرده است.پس از پرواز از کابل به اشکاشم ولایت بدخشان در شمال‌شرق افغانستان، بعد از یک روز سفر با خودرو به ولسوالی واخان رسیدیم و پس از یک روز سفر دیگر به منطقه “بروغیل” ورودی سفر به پامیر کوچک. حالا رونده شمال‌شرقی‌ترین منطقه این ولسوالی مشهور به بام دنیا هستیم.
برنامه‌ریزی برای سفر به ارتفاعات پامیر، آسان نبود. ما جایی می‌رفتیم که دسترسی به ابتدایی‌ترین امکانات در آن‌جا ناممکن است. ناگزیر بودیم از “الف” تا “یا” وسایل مورد نیازمان را با خود به این منطقه ببریم. من و همکارم برای این‌که وسایل زیادی با خود داشتیم، پنج اسب کرایه کردیم و صبح زود با کاروان هفت نفره از راهنمایان و راه بلدها، از واخان به سوی پامیر خُرد/کوچک راه افتادیم. چهار روز راه پیاده و کوه‌ها و کتل‌های دشوارگذری برای رسیدن به این منطقه در پیش داشتیم. اما ما تنها مسافران این راه نبودیم، در این مسیر با بیش از ده گردشگر برخوردیم که دلیل سفرشان به واخان و پامیر را، طبیعت زیبای این منطقه می‌گفتند.در روز پنجم سفر در منطقه “ایرغه‌ایل” میان گروهی از مردان و زنان قرقیز بودیم. مردمی با فرهنگ و زندگی متفاوت و شگفت‌انگیز. راه‌های باریک منتهی به پامیر کوچک به دلیل بارندگی،‌ تنها چند ماه در سال باز است.قرقیزها اقلیت حدود ۱۵۰۰ نفری هستند که در کوه‌پایه‌های پامیر زندگی می‌کنند. قرقیزها پس از انقلاب اکتبر روسیه به این منطقه مهاجر شده‌اند. عده‌ای هم پس از فروپاشی شوروی به پامیر آمده‌اند. این گروه سنی مذهبند و به زبان قرقیزی و تا اندازه‌ای، فارسی صحبت می‌کنند. مالداری زندگی مردم این منطقه را می‌چرخاند. زنان هم نیروی اصلی کار هستند. خانه‌های آنان خیمه‌های پارچه‌ای از جنس پشم دام‌ها است که به آن می‌گویند “خِرگاه”. درون خیمه‌ قرقیزها رنگین است، اما سفره‌های‌شان نه! آنها مردمی فقیر هستند. “قَتَمه” غذای خاص قرقیزهاست که با ترکیب شیر، آرد و روغن حیوانی تهیه می‌شود. مهمانی را که برایشان عزیز است با قتمه پذیرایی می‌کنند. برخلاف اکثریت اهالی افغانستان، این مردم دغدغه ناامنی را ندارند و با صدای انفجار و خبر انتحار بیگانه‌اند، اما با دردهای بسیار دیگری آشنا هستند. گله دارند که فراموش شده‌اند و دولت مداران با آنان وعده خلافی کردند.تینگش از باشندگان این منطقه می‌گوید: “دولت افغانستان به ما هیچ توجهی نکرده است. وعده‌هایی به ما داده شد که برایتان سرک (جاده) می‌سازیم، شفاخانه می‌سازیم؛ اما هیچ کدام عملی نشد.”کودکان قرقیز به آموزش دسترسی ندارند. تنها مکتبی که در پامیر کوچک ساخته شده، به دلیل نبود معلم، سرد بودن هوا و نرسیدن مواد خوراکی غیرفعال است. گینجه، بانوی میان‌سالی که مادر پنج کودک است، از مشکلات زنان قرقیز می‌گوید: “کارهای شاقه در اینجا به عهده ما زن‌هاست. از مالداری گرفته تا سوزن دوزی و کارهای خانه. از سوی دیگر زنان زیادی در هنگام زایمان تلف می‌شوند. کودکان خردسال و نوزادان ما را هم سرما از ما می‌گیرد.”افزایش مرگ و میر مادران هنگام زایمان، قرقیزها را نگران انقراض نسل‌شان در افغانستان کرده است. از سوی دیگر کم شدن شمار زنان در جامعه قرقیز، ازدوج را هم برای مردان دشوار کرده. مردان باید کم از کم صد بز و گوسفند بدهند تا کسی برایشان دختر بدهد. آنهایی که دست‌شان زیر سنگ فقر و ناداری است، گره بخت شان تا آخر عمر باز نمی‌شود؛ مثل حبیب که تا ۵۷ سالگی موفق به ازدواج نشده است.می‌گوید: “۵۷ ساله هستم. هنوز ازدواج نکرده‌ام. اینجا تا گاو و گوسفند زیاد نداشته باشی، کسی دخترش را نمی‌دهد. زن کم است.” برای قرقیزها، تریاک مثل آب و غذا، بخشی از زندگی زیر خیمه‌ها است؛ ماده‌ای که با کاروان کوچک تجاری، از ولسوالی‌های دوردست بدخشان، راهش را تا اینجا باز می‌کند. نه تنها مردان، زنان و کودکان هم دلبسته این دود اند. برای تسکین دردهایشان. عبدالرحمان که با خانم و دختر خردسالش یکجا تریاک دود می‌کند، می‌گوید: “تریاک دود می‌کنیم چون اینجا شفاخانه نداریم، دارو نداریم. تریاک مسکن دردهای ما است. هم خود ما می‌کشیم هم وقتی کودکان ما مریض می‌شوند، به آنها می‌دهیم.” تجارت هم اینجا از رونق افتاده است. ساکنان پامیر در نزدیکی مرز چین که روزگاری مسیر کاروان‌های بزرگ راه ابریشم بود، حالا چشم به راه چند فروشنده می‌ماند تا مگر‌ مواد مورد نیازشان را بیاورند. اینجا مردم پول را نمی‌شناسند و گاه در برابر یک جفت کفش، یک گوسفند می‌دهند. اما زندگی آنها با وجود دور بودن از شهر و زندگی عصری، کم کم به سوی مدرن شدن می‌رود. در تمام منطقه در خانه بزرگ محل، تلویزیون و ماهواره را هم می‌توان یافت. برق هم در این خانه تامین می‌شود آنهم به وسیله سولر/سیستم برق آفتابی که از طریق این کاروان‌ها به دست‌شان رسیده است.اینجا تلفن و موبایلی وجود ندارد، اما مردم محل برای ارتباط با یکدیگر از مخابره استفاده می‌کنند. سیستمی که تا فاصله سیصد متری کار می‌دهد و هر کدامش در بدل یک بزغاله خریداری شده است.با وجود تمام این مشکلات، قرقیزها لحظات خوش و آرامی را با موسیقی می‌گذرانند اما بام دنیا حالا به قفس سنگی می‌ماند که در قعر مشکلات گیر مانده و فریاد مردمانش به گوش کسی نمی‌رسد.

مشاهده در منبع اصلی