اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، شنبه, 27 عقرب , 1396

بررسی نظریه بازدارندگی در روابط میان هند و پاکستان

در نوشته حاضر، نخست به پیشینه و چیستی، نظریه بازدارندگی و سپس به بررسی آن در روابط بین دو کشور هند و پاکستان توجه خواهد شد؛ به لحاظ تبار شناسی و سابقه،  این نظریه توسط رئالیست های کلاسیک و  از دهه 70 میلادی مطرح شد. بر اساس اسناد تاریخ، اولین نظریه پرداز، نظریه بازدارندگی«برنارد و برودی» بود که در سال 1953 این نظریه را به صورت نیمه منسجم مطرح کرد پس از او نظریه پردازانی هم چون «توماس شیلینگ» در سال 1966 . «هنری کیسنجر» به تقویت و تحکیم بنیانهای آن پرداختند. در حقیقت نظریه بازدارندگی پایه گذار مسلح شدن قدرت های بزرگ به تسلیحات هسته ای در دوران جنگ سرد حساب می آید. لذا بر اساس این نظریه مسلح شدن کشورهای  به سلاح هسته ای و تسلیحاتی از این جنس، دست دیگر قدرت های متخاصم در حمله نظامی به آنها را می بندد. یکی از دلایل رخداد این امر نیز قدرت تخریب بیش از حد و غیر قابل پیش بینی موشک های بالستیک هسته ای(ICBM ) در تخریب مواضع کشورهای مورد هدف است ؛ لذا بر اساس این نظریه، در وضعیت بازدارندگی هسته ای هیچ یک از قدرت های هسته به یکدیگر حمله نخواهند کرد. در واقع می توان گفت که تدوین نظریه بازدارندگی بیشتر یک ضرورت عملی بود، تآ تأ مل نظری، به رغم این نگرانی ها و عمق فاجعه ای که سلاح اتمی می تواند بیافریند، بازدارندگی، مفهومی روشن، ساده و صریح است: به کارگیری تهدیدات نظامی به جای کابرد سلاح برای ترغیب رقیب به خویشتن داری و ترک اهداف بلند پروازانه نظامی. در حقیقت نظریه بازدراندگی در صدد است با افزایش هزینه جنگ و تهاجمی نظامی، بر محاسبات استراتژیک رقیب تأثیر بگذارد.
در روابط هند و پاکستان، جدی ترین مساله مورد منازعه  موضوع کشمیر است. خطرناک ترین جنبه منازعه یاد شده، نگرانی ها و فاصله های روانی موجود بین دو ملت هند و پاکستان و نخبگان سیاسی آنهاست که دشمنی طولانی وعمیقی را بین دو کشور رقم زده است. در اصل آنچه که دو کشور را  متقاعد ساختند برای دستیابی به سلاح اتمی، همین خصومت دیرینه بین دو کشور است؛ اما کشور هند  ورای رقابت با پاکستان دلایل دیگری نیز برای تولید و غنامندی زراد خانه های هسته ای دارد؛ به بیان دیگر،  فراتر از رقابت با پاکستان  هند اهداف دیگر، نیز  برای دسترسی به سلاح هسته ای دارد، تلاش هند  برای ایجاد موازنه قدرت در برابر چین در منطقه  از دیگر دلایل این کشور در مسیر دستیابی و توسعه سلاح های استراتژیک از جنس ابزاری هسته ای تلقی می شود. در واقع می توان گفت سیاست هسته ای هند، بر خلاف پاکستان، عمدتا بر دو عامل اصلی استوار است:
اول: تمایل هند در ایجاد موازنه و همپایگی استراتژیک و راهبردی منطقه ای
دوم: مخالفت هند با وضعیت نابرابر هسته ای موجود در عرصه بین الملل(مشخصا چین)
در حال حاضر، تئوریسین های هند معتقدند که تهدید اصلی برای امنیت ملی هند، ریشه در فعالیت های هسته ای کشور پاکستان دارد و بر این اساس،  هند معتقد است که سلاح اتمی یک جنگ افزار تهاجمی نیست، بلکه کاربردی بازدارندگی و دفاعی داشته و به حفظ صلح در شبه قاره هند و منطقه کمک می کند.
در جانب مقابل، پاکستان هم موجودیت و بقای خود را در مواجه با هند این دشمن دیرینه، در گروی به کارگیری و استفاده از این ابزار؛ یعنی سلاح اتمی می بیند.  البته موضوع که مقامات نظامی و سیاسی پاکستان بارها بر اراده تصمیم گیرنده گان این کشور مبنی بر استفاده  از ابزار اتمی در صورتی بروز جنگ با هند بیان داشته اند. استراتژیست های پاکستان در چارچوب راهنمایی نظریه بازدارندگی شیلینگ که به نخبگان و تصمیم گیرندگان توصیه می کند که بر غنای زراد خانه های اتمی خود بفزایند؛ راهبردی نظامی و امنیتی خود را  تهداب گزاری نموده است؛ بنآ نخبگان سیاسی و امنیتی پاکستان بر این باروند که تنها راه بر قرار موازنه میان هند و پاکستان، در اختیار داشتن سلاح هسته ای است.
بنابراین، هر دو کشور سخت در تلاش هستند که بر قدرت و توان بازدارندگی هسته ای شان بیافزایند. و در این راستا دو کشور تا هنوز تن به هیچ محدودیتی نداده اند؛ به طور مثال تا هنوز هر دو طرف منازعه حاضر به پیوستن به رژیم منع توسعه سلاح هسته ای که منجر به کاهش زرادخانه های شان می شوند، نشده اند.
در حقیقت این گونه، می توان تصور کرد که راهبرد هسته ای پاکستان باز داشتن هند از حمله هسته ای به این کشور به لحاظ نظامی از نظر نظریه بازدارندگی با حد اقل اطمینان پیروی می کند. بر اساس نظریه بازدارندگی وجود حد اقل از قدرت هسته ای  ممکن به علاوه جنگ با شدت کم و محدود می توان موازنه قوای مورد نظر را بر قرار ساخته و رهبران هند را از هر گونه تجاوز بالای پاکستان منصرف نماید. لذا پاکستان برای رسیدن به این هدف باید توان و تولید ابزار و سلاح هسته ای اش را تا جای بالا ببرد که رهبران هند در مورد استفاده از سلاح های غیر متعارف و ادامه تهدیدات شان عاقلانه فکر کرده و از آن صرف نظر کنند.
در نهایت می توان این گونه نتیجه گیری کرد که نظریه بازدارندگی آخرین گزینه و سازوکاری است که با مشخص کردن هزینه جنگ، عملا از وقوع آن جلو گیری می کند. از زمان دستیابی کشورها به این ابزار ویران گر و وحشت آفرین، این سلاح یک بار، آن هم توسط کشور آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم علیه کشور چاپان به کار گرفته شده است. بعد از آن تاریخ این سلاح به مثابه تهدیدی هدفمند و ابزاری برای نیل به اهداف سیاسی یا به تعبیری به ابزار دیپلماسی تبدیل شده است. به طور کلی می توان گفت که تحمل نا پذیر بودن خسارات ناشی از جنگ اتمی طرف های متخاصم را سوق می دهد به سمت عقلایی فکر کردن، برغم نفرت چشمگیر از یکدیگر، هر گونه اقدام تهاجمی علیه رقیب را غیر عقلایی و به شدت زیانبار ارزیابی خواهند نمود.

مشاهده در منبع اصلی