اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، جمعه, 3 قوس , 1396

هنرمندی در آستانه‌ی پیری و هنری در سراشیبی رکود

عابر شایگان
در کوچه‌های پشت ارگ هرات، بنایی است که نگاه هر عابری را می‌دزدد؛ بافت دو هنر اصیل هراتی، معماری و نقاشی. یکی حوض ملک و دیگری نگارخانه‌ی بهزاد. حوض ملک، یکی از هفده حوض تاریخی این شهر است که به سبک معماری مختص هرات ساخته شده. یادگار دودمان آل کرت‌ها (۶۴۳-۷۴۸ ه.ق.) که ۱۵ متر بلندی دارد و چهار رواق. درون آن مردی در آستانه‌ی پیری، با ۲۶ سال پشتوانه‌ی کاری برای دختران و پسران این شهر، هنر نقاشی آموزش می‌دهد. نقاش واقعیت‌گرایی که شمار اثرهای خلق کرده و هنرجویان آموزش‌دیده‌ از دست‌اش در رفته‌اند. محمدابراهیم حبیبی حالا ۵۰ سال دارد؛ نقاشی که نخستین مرکز آموزش نقاشی را پس از سقوط طالبان در هرات پایه‌گذاری کرده است.
برای گردشگران داخلی و خارجی، نگارخانه‌ی بهزاد، نامی آشناست؛ جایی‌که حالا هم نمایشگاه است و هم آموزشگاه. آقای حبیبی هفت سال پیش، حوض ملک را تبدیل به گالری تابلوهایش کرد. ترکیب نقاشی و معماری در یکی از محله‌های قدیم هرات به جذابیت این مکان افزوده است. بنایی تاریخی‌یی که دورادور آن ۲۰۰ اثر هنری چیده شده است؛ با سقف گنبدگون و کف مربعی شکل. این‌جا، آرزوی به واقعیت پیوسته‌ی دهه‌ی هفتاد آقای حبیبی است. او روزگاری که هنرجویی بیش در ایران نبوده، آرزو داشته که گالری و آموزشگاهی از آن خود داشته باشد. حالا او هم به آرزویش دست یافته و هم در جایگاه نقاش صاحب سبک هرات رسیده است. به گفته‌ی خودش در قسمت منظره‌سازی و چهره‌پردازی درسبک نقاشی کلاسیک نوآوری‌هایی هم داشته است.
بازارهای فریبنده‌ی آثار هنری
فعالان فرهنگی در هرات معتقدند که هنر نقاشی در هرات در مقایسه با پانزده سال پیش رشد خوبی کرده، هم در بعد کمی و هم کیفی. حالا در کنار دانشکده‌ی هنرهای زیبا، ده‌ها آموزشگاه خصوصی در این شهر فعالیت می‌کنند و سالانه چندین نمایشگاه آثار هنری نیز بازگشایی می‌شود. آقای حبیبی اما می‌گوید که این رشد همه‌جانبه نبوده و در مقایسه به هنر نقاشی کشورهای همسایه‌، هرات حرفی برای گفتن ندارد: «هنر نقاشی ما نسبت به کشورهای همسایه در رکود است. این مشکل برمی‌گردد به چالش‌های اجتماعی‌یی که داریم. مردم به هنر اهمیتی قایل نیستند و از طرفی هم دولت توجهی به مسایل فرهنگی و هنرمندان ندارد.»
آنچه هنر نقاشی را در هرات از پا درآورده، بازارهای فریبنده‌ی آن‌ است، بازاری که معمولا در قرارگاه‌های نیروهای خارجی به‌وجود آمده است. آقای حبیبی می‌گوید که دلالان بازار هنر، اثرهای نقاشان را با قیمت پایین می‌خرند و در برابر پولی هنگفت به شهروندان کشورهای خارجی می‌فروشند: «بازارهای کاذب به‌وجود آمده که اثرهای خوب و خلاق که جای‌شان موزه است، این روزها خریداری و از افغانستان خارج می‌شوند. کارهای هنرمندان توسط دلالان به قیمت ده تا بیست دالر خریداری و به کمپ‌های نیروهای خارجی به قیمت بالا فروخته می‌شوند.»
نقاشی در رکود
اساسی‌ترین مشکل هنرمندان و به‌ویژه نقاشان در هرات، درآمد کم و روی‌دست ماندن اثرهای‌شان است. آن‌هم در حدی که نقاشان هرچه هم تلاش کنند نمی‌توانند خرج و دخل‌شان را برابر کنند. آرزو کریمی، دانش‌آموخته‌ی دانشکده هنرهای زیبا، چندی است که از رشته‌ی مورد علاقه‌اش بریده و تغییر شغل داده است. او حالا رو به کارهای کوچک اقتصادی آورده است: «کار هنر و نقاشی در افغانستان بازدهی اقتصادی ندارد. هنرمند هرچه هم تلاش کند و اثر خوب خلق کند آخرش آن کار روی‌دست‌اش می‌ماند.»
طیبه شکوهی، گرافیست و نقاش می‌گوید: کم‌از‌کم آفرینش یک اثر هنری ۱۸۰۰ افغانی برای صاحب اثر هزینه برمی‌دارد و آن وقت کسی حاضر نیست حتا نیم این مقدار را برای خریدش بپردازد.
همین‌طور آقای ابراهیمی می‌گوید سالانه دو تا سه نمایشگاه به‌طور گروهی و انفرادی برگزار می‌کند اما تا هنوز هیچ تابلویی فروش نرفته است: «نمایشگاه زیاد داشتیم ولی هیچ تابلویی نفروختم اما ناامید هم نشدم.»
نمایشگاه، تنها راهی است که ارتباط هنرمند با مردم را حفظ می‌کند، اما یک‌سوی ارتباط که مردم است، چندان رغبتی به حفظ این ارتباط ندارند. فعالان فرهنگی معتقدند که نابه‌سامانی‌های چند دهه‌ی اخیر، ارتباط مردم هرات را با هنر اخلال کرده است. آقای حبیبی می‌گوید که بدون هنر و رنگ، زندگی چیزی کم دارد و می‌کوشد که برای زنده‌نگهداشتن هنر نقاشی، با هرنوع شرایط دشوار کنار بیاید. با این‌همه او فقط از دولت یک خواسته دارد: فراهم کردن زمینه‌ی بازدید گردشگران خارجی از مرکزهای هنری و نگارخانه‌ها.
این غم را کی باید بخورد؟
این روزها گرایش به سبک مدرنیسم و بی‌محلی به سبک‌های خراسانی و کلاسیک، میان جوانان هنرجو تبدیل به یک مد شده است. به‌گفته‌ی ابراهیم حبیبی شیوع گرایش مدرنیسم میان جوانان پیش از آن‌که زاییده‌ی شناخت و معرفت باشد، حاصل جوزدگی است: «همه به سبک مدرن روی آورده‌اند. تابلویش را دو ساعت نگاه کنی، چیزی برداشت نمی‌کنی. این درد بزرگی است که شاید تا چند سال دیگر صدای قلم نی نداشته باشیم. آثار کلاسیک نداشته باشیم. تابلوهایی به ظرافت و زیبایی اثرهای کمال‌الدین بهزاد و دیگر کلاسیک‌کاران نداشته باشیم. این غصه را کی باید بخورد؟ این سؤال را ما داریم.»
بیشتر هنرجویان دانشگاه‌‌ها در افغانستان، علاقه به سبک مدرنیسم دارند. به‌گفته‌ی حمید کبریایی این سبک سازگار با حال‌وهوا و روحیات جوانان است تا سبک کلاسیک: «سبک کلاسیک در واقع جنبه‌ی نوآوری و خلاقیت کم‌تری دارد، به‌نوعی تقلید و بازآفرینی عناصر اطراف‌مان است. اما در سبک مدرن، دست هنرمند باز است. می‌تواند احساسات خود، وضعیت جامعه و مردم را هر جوری که خواسته باشد بازنمایی کند.»

(Visited 5 times, 1 visits today)
مشاهده در منبع اصلی