اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، دوشنبه, 29 عقرب , 1396

بی عدالتی قومی در افغانستان تبلیغ می شود

برتری یک قوم بر اقوام دیگر کشور باعث شده است تا دیگر اقوام از این سیاست حکومت به ستوه آمده دست به اعتراض های گسترده در محیط های اجتماعی و سیاسی بزنند.
قومگرایی شخص رییس جمهور صدای اعضای پارلمان کشور را نیز بلند کرده و آنان بارها به دولت و شخص رییس جمهور در این زمینه تذکر داده اند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، عبدالطیف پدرام، رهبر حزب کنگره ملی افغانستان در برنامه «اوج» در مورد این مساله می گوید: مکتب قوم گرایی یک بحث است و بحث عدالت قومی بحث دیگری است. افغانستان کشوری است متشکل از اقوام مختلف. اقوام در تصمیم گیری سیاسی، در قدرت، در سیاست، در استفاده از زبان، استفاده از فرهنگ، باید سهم برابر و سهم مساوی داشته باشند.

وی افزود: به نظر من عدالت قومی در کشور ما برقرار نشده است و ما در جستجوی ایجاد و تحقق عدالت قومی هستیم. در جامعه کثیرالقومی ما بسیاری از سیاست های دولت پاسخگو نیست. اولین قانونی که برای یک ساختار متمرکز ایجاد شده است، عدالت قومی این است که حقوق اقوام در اختیارشان قرار بگیرد. اما این بحث یک بحث انتزاعی است. ما زمانی می گوییم که حقوق افغان باید تحقق پیدا کند و چگونه باید تحقق پیدا کند. حق زمانی تحقق پیدا می کند که در قانون تسجیل شده باشد. ما حق های بسیاری داریم که در قانون تسجیل نشده است و در نتیجه ما نمی توانیم بگوییم عدالت رعایت شده است.

پدرام در خصوص زمینه ایجاد تحقق عدالت میان اقوام در کشور می گوید: وقتی عدالت تامین می شود که ما تمام فرصت ها را برای تمام اقوام فراهم کرده باشیم. این فرصت ها شامل فرصت های زبانی، فرصت های آموزش، فرصت های اقتصادی و فرصت هایی برای تصمیم گیری در مسایل سیاسی یک سرزمین است. حضور افراد از اقوام به معنی مامور دولت، به معنی کارمند دولت، به معنی وزیر، الزاما و قطعا به طور واقعی به معنی تحقق حقوق اقوام نیست. شما می بینید که در افغانستان از تاجیک ها وزیر هست. از اقوام دیگر هم در وزارت ها شامل شورای وزیران هستند. ولی آنچه در کل افغانستان دارد تبلیغ می شود یک بی عدالتی قومی کامل است. نباید بحث عدالت را به عنوان یک پروسه عمومی عام برای کل مردم و شامل اقوام مختلف مردم با حضور این یا آن آدم از فلان قوم برابر گرفت.

رهبر حزب کنگره ملی افغانستان، در پاسخ به این پرسش که چرا خط دیورند را رسمی شده می داند و پیوسته در سخنان خود می آورد گفت: من خط دیورند را برای این به رسمیت می شناسم که یک، اینکه از لحاظ حقوقی خطی پایان یافته است و خطی رسمی میان ما و پاکستان است. و بعد برای اینکه این همه کشتار نشود، جنگ نشود و افغانستان به یک ثبات برسد تاکید کرده ام که این مرز رسمی است. این پاکستان نیست که بر ما ادعای ارضی دارد. دولت افغانستان بر پاکستان ادعای ارضی دارد. اما این خط از لحاظ حقوقی در واقع تمام شده است.

وی ادامه داد: بیست بار قرارداد این خط امضا شده است. وقتی که شما به یک کشور همسایه ادعای ارضی دارید. هیچگاه افغانستان اینگونه منافع قدرتمند نداشته است. آقای کرزی نمی گوید که ما بخواهیم مساله را حل کنیم. کرزی یک جانبه می گوید که ما این خط را به رسمیت نمی شناسیم. وقتی به رسمیت نمی شناسید و ادعای ارضی دارید باید علت بسازید و ثابت بکنید. از زمانیکه این بحث مطرح بوده است. از زمان تشکیل پاکستان تا امروز این کشور هیچگاه فرصت پیدا نمی کند که قدرتمند شود که برود و بحث را مطرح کند.

پدرام در خصوص کارهایی که تا بحال انجام داده است بیان داشت: من به عنوان شهروند دو مسوولیت دارم. یک مسوولیتم نسبت به مردم این است که مردمی هستم. اگر من یک جایی احساس کنم که حق قوم من ضایع یا تلف می شود مسلما از حقوق قوم تاجیک یا هر قوم دیگری دفاع خواهم کرد. ما هر داعیه ای را که مطرح کرده ایم چون داعیه درست بوده و طرح درست بوده نتیجه داده است. شما نمی توانید در سراسر افغانستان یک نفر پیدا کنید که قبل از کنگره ملی که من برای کلکانی اجرا کردم، توانسته باشد اعاده حیثیتی کلکانی را کرده باشد. من بوده ام که گفتم که خط دیورند تمام شده است. برای اولین بار شورای تاجیکان را ساخته ام. برای اولین بار بحث حمایت از زبان فارسی را مطرح کرده ام.

وی در خصوص حکومت فدرالی مطرح شده توسط خودش می گوید: فدرالی ما بر اساس تقسیمات قومی نخواهد بود. تقسیمات قومی ملاحظه خواهد شد. ولی اصل اساسی برای ما ترسیم فدرالیزم ساختارهای جغرافیایی و در واقع زون های اقتصادی است که ما در منطقه می توانیم ایجاد کنیم. اگر با این وضعیت ما به طرف فدرالیزم نرویم کشوری به نام افغانستان دیگر نخواهد بود. اگر ما اقوام مختلف بخواهیم یکدیگر را به رسمیت بشناسیم می توانیم یک هویتی ایجاد کنیم که این هویت از به رسمیت شناختن هویت های یکدیگر شکل بگیرد.

پدرام ادامه داد: چرا کسی نمی فهمد که ما در یک جهان دیگری زندگی می کنیم. چرا نمی دانند که ملیت ها آگاه هستند. یکی ازویژگی های جهان مدرن مطرح شدن هویت های قومی است. یک شهروند مدرن دیگر حاضر نیست برده کسی یا قوم دیگری باشد. اینکه می گویند تو حق نداری کلمات دانشگاه و بانو و شهردار و امثالهم را به کار ببری. اینها همه قوم گرایی و زبان گرایی و برده داری است. فرهنگ یکی از جلوه های آن است. حتما که نباید سیاسی باشد. برای هر قومی زبان خودش اهمیت ویژه ای دارد. کسی که زبانش فارسی است باید بتواند از زبان خودش استفاده کند. چرا یک فارسی زبان نتواند در دانشگاه کابل از کلمه دانشگاه استفاده کند و اگر از آن در پایان نامه خود استفاده کند استاد آن را به دلیل قانونی نبودن برخی کلمات فارسی مانند دانشگاه رد کند.

وی در خصوص زورگویی هایی که قوم پشتون در کشور انجام می دهد بیان داشت: مساله ای که پشتون ها بر سر خط دیورند پافشاری می کنند مساله ای سیاسی است. من با نام افغانستان هیچ گاه موافق نبوده ام، حالا هم موافق نیستم، همانگونه که من به خاطر خیلی از مسایل مبارزه کرده ام و مبارزه خواهم کرد. این پشتون ها هستند که بر سر هر مساله ای ناراحت می شوند و موضع می گیرند. برای درج کلمه افغان، برای خط دیورند، برای قهرمان ملی، برای زبان و کلمه دانشگاه همه و همه این پشتون ها هستند که موضع می گیرند. چرا به این طرف نگاه نمی کنند که ده ها قوم دیگر هم در افغانستان وجود دارند که آنها هم ناراحت می شوند. عادت کرده اند که بر سر هر مساله ای ناراحت شوند. به درک که ناراحت شوند. چرا نباید ناراحتی قوم های دیگر در نظر گرفته نشود و پیوسته قوم پشتون در نظر گرفته شود؟

کد (30)

(Visited 7 times, 1 visits today)
مشاهده در منبع اصلی