اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، پنج شنبه, 2 قوس , 1396

مرد هزارچهره سیاست

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، تاریخ چهل ساله افغانستان شاهد ظهور چهره های سیاسی بود که از طیف های مختلف و بنا به اقتضای جامعه به قدرت رسیدند و هر قومیت در رهبری جدا به نبرد با شوروی سابق و حکومت کمونیست حاکم رفت اما در نبود برنامه و راه کار برای دوران پسا شوروی و دخالت قدرت های جهان و منطقه ای آنچه رخ داد جنگ های گسترده تر بود و کشتار و آوارگی تکان دهنده.

در این میان اگر رهبران جهادی نقش بسزایی در جریان های سیاسی داشته اند اما رییس جمهوری که برای دوران جدید افغانستان تعیین شد، گمنام و براساس مصلحت اندیشی امریکا بود، حامد کرزی که به لطف کاخ سفید توانست ریاست جمهوری را طی 13 سال تجربه کند و یکی از معروف ترین چهره های سیاسی افغانستان شود، طی سال های گذشته با تغییری یکباره از حامی به منتقدی تند بدل شده است.

در حالی که رییس جمهور سابق نه یک فعال مدنی بلکه چهره ای به شدت با نفود و روابط گسترده با کشورهای مختلف است، چرا امریکا نسبت به انتقادهای وی بی تفاوت عمل می کند؟

بیشمار سیاستمدار و رهبران قدرتمند که سیاست ستیز با امریکا را داشته اند طی زمان یا مجبور به حمایت شده اند و یا منزوی و گاه از صحنه سیاسی حذف در حالی که شاهد مصونیت حامد کرزی هستم که با اختیار تام هم دست به ایتلاف های ضد امریکایی و مخالفان حکومتی می زد و هم سفرهای به تکرار با رقبای واشنگتن برقرار می کند.

در این میان، مبنای عملکرد کرزی مبتنی بر ادغام طالبان در قدرت و نقش تعیین کننده پاکستان در جریان های سیاسی افغانستان است، سیاستی که هرچند نزدیک به روسیه تعبیر می شود اما هدف امریکا در منطقه می باشد زیرا از یک سو این کشور از ابتدای حمله به افغانستان، طالب را دشمن ندانسته و اقدامی نظامی با هدف نابودی علیه این گروه نداشته و ندارد بلکه اسلام آباد به عنوان متحدترین کشور منقطه ای این کشور در ازای خاک افغانستان است که در راستای اهداف واشنگتن عمل می کند.

امریکا، ابرقدرتی است که تاب تحمل هیچ منتقد و مخالفی را در کشوری به مانند افغانستان زیر سلطه خود ندارد اما زمانی فضا برای برخی همچون کرزی محیا می شود که بی محابا از سیاست خود گفته و به هر حرکت واشنگتن و حکومت وحدت ملی بتازد که کاخ سفید اجازه آن را داده باشد.

کرزی چه زمانی که دست نشانده امریکا بر سر قدرت افغانستان بود و چه آن هنگام که بدل به منتقد و مخالف سیاست این کشور، بازیگری است توانا در جهت تحقق اهداف واشنگتن در افغانستان و منطقه تا اگر حکومت زیر سلطه کاخ سفید است، جریان اصلی مخالفان نیز زیر نفود آن باشد.

وی نه تنها هم سو با سیاست روسیه نیست و نخواهد بود بلکه همچنان همان چهره ای است که اگر ریاست جمهوری را مدیون کاخ سفید می باشد بقای قدرت وی نیز، تداوم راه گذشته حال با چاشنی انتقاد است.

انتخابات آینده ریاست جمهوری که بنا به خیزهای انتخاباتی جناح های مختلف در دروان گسترده هرج و مرج های سیاسی و ضعف حکومت وحدت ملی در برابر صف مخالفان، همچنان که بنا به قانون نانوشته افغانستان بار دیگر در انحصار پشتون خواهد بود اما صحنه رقابت های می شود که تاکنون در کشور سابقه نداشته است.

یک سو با ترکیب صرف پشتون به رهبری اشرف غنی و جناح دیگر، از رهبران مخالفی دیگر اقوام با سرکردگی حامد کرزی اما نتیجه هر چه باشد در جهت خواست امریکا می باشد.

و اگر چه، رخت منتقد امریکا هیچ گاه به کرزی نمی ماند و کمتر کسی فریب نمایش های نخ نمای وی را می خورد اما نمی توان بر این حقیقت چشم پوشید که وی سیاستمدارترین سیاستمداری است، همچنان که استعداد بی همتا در جلب حمایت چهره های مختلف سیاست را دارد، اهداف پشتونیزمی را به گونه پیش می برد که کمتر مخالفتی را برانگیزد.

کد (18)

(Visited 6 times, 1 visits today)
مشاهده در منبع اصلی