اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، دوشنبه, 29 عقرب , 1396

ترکان پارسی گوی

چند سال قبل، پدیده ی "ترکتبار" در میان بخشی از نخبگان هزاره، شور و شوق ایجاد می کرد. آن وقت ها، من اشاره می کردم که ما هزاره ها نمی توانیم ترک و یا ترکتبار شویم، چون ترک ها/ترکتباران را در جهان امروز، زبان و پیوندهای زبانی/فرهنگی به دور هم جمع می کند، و از دیگران متمایز می کند نه دی ان ای. زبان ما هم که ترکی نیست. آن وقت ها، نزدیکی با بوله ها، مد روز بود. حالا، اما آن روزها، دور و دور و دور به نظر می رسد و ما غلطیده ایم به یک سمت دیگر.

حالا می بینیم که تب "فارسی" در میان تعدادی بالا گرفته است. مثلا، هی تلاش می کنند، استفاده از کلمه ی دری در وبسایت بی بی سی را به معنای دو پاره کردن یک زبان جلوه بدهند و در مقابل آن موضع بگیرند. در حالی که توجه نمی شود که چگونه همین زبان در تاجیکستان به نام تاجیک و یا تاجیکی نامگذاری شده است اما به دوپاره شدن فارسی نیانجامیده است. آقای لطیف پدرام، شهروند افتخاری تاجیکستان است. چرا ایشان از این شهروندی در اعتراض به تاجیکی خواندن فارسی، صرف نظر نمی کنند؟

باز هم ناچار باید اشاره کنم که من دری و تاجیکی و فارسی را یک زبان می دانم، اما دری خواندن شاخه ی افغانی آن را به معنای دو پاره کردن آن نمی دانم همانطور که تاجیکی خواندن آن به معنای دو پاره شدن آن نیست. در پشت فارسی خواهی تعدادی( و نه همه)، نگاه تباری و ناسیونالیزم تباری نهفته است. به کمک فارسی می برند خودشان را به شاهان و تاجداران سرزمین های افسانه و خیال نسبت می دهند. برعکس دنیای ترک ها و ترکتباران، در میان فارسی زبان ها اما نژاد تا حدود بسیار زیادی مهم است و ما هزاره ها در این جمع هم به گوسفند سیاهی می مانیم که در میان گله ی سپید از دور سیاه می زند.
راستی؛ کجا شد آن شور ترکتباری تان قوما؟

عبدالله وطندار

مشاهده در منبع اصلی