اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، دوشنبه, 29 عقرب , 1396

یک ملت فقیر… !

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، افغانستان در پایین ترین شاخص های جهانی پیشرفت و توسعه قرار دارد و به دلیل ناامنی های چهل ساله تبدیل به یکی از مرگ بارترین کشورهای جهان شده است اما با وجود جنگ مدام، فقر مطلق، فساد گسترده و تروریزم گذر از بحران و پانهادن به صلح و رشد اقتصادی ناممکن نیست.

اکنون افغانستان یکی از فقیرترین کشورهای جهان است که براساس آمار بانک جهانی، نرخ بی کاری بالاتر از 40 درصد و جمعیت کشور زیر خط فقر نیز 36 درصد می باشد و شکاف میان طبقه ثروتمند با فقیر جامعه بیداد می کند.

طی شانزده سال گذشته با سرازیر شدن پول های بی حساب که برای تامین امنیت و بازسازی افغانستان از سوی غرب خرج فساد و معامله شد، فرهنگ فساد پیشگی را در میان سیاستمدارن و چهره های بانفوذ پایه گذاری کرد و طبقه ای از قدرتمندانِ ثروتمند در مقابل یک ملت فقیر و درگیر با بی کاری و جنگ را به وجود آورد.

اما آنچه بیش از همه در سال ها اخیر اقتصاد کشور را نابود کرد و بر فقر گسترده تر در کنار ناامنی های سراسری دامن زد به قدرت رسیدن حکومت وحدت ملی می باشد، پس از سال 2014 از هر پنج شغلی ایجاد شده در بین سال های 2007 تا 2014، چهار شغل از بین رفته است.

بر اساس گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان که توسط بانک جهانی و به کمک وزارت اقتصاد افغانستان تهیه شده است، روستاهای افغانستان با وجود آسیب پذیری بیشترین ضرر و بالاترین بی کاری را داشته که از هر 10 شغل از دست رفته 9 تای آن مربوط به این مناطق می باشد.

نتیجه ای این گزارش از وضعیت قرمز می گوید که در عملکرد ضعیف حکومت اشرف غنی، افغانستان غرق در بی ثباتی و فقر شده است، مقصر اصلی بحران که تنها دغدغه وی رسیدن به کشوری متمرکز و قوم گرا می باشد.

ناامنی های شمال و غرب در کنار قدرت گرفتن روز افزون طالبان در حالی صورت گرفت که رییس جمهور و حامیان وی سرگرم اختلاف های درون حکومتی و به انزوا بردن رقبای خود بوده و از کمک های خارجی گرفته تا سرمایه های کشور را صرف فساد و معامله کرده اند.

هرچند با توجه به وضعیت اکنون افغانستان نمی توان چندان امیدی به ثبات و رشد اقتصادی کشور داشت اما نمونه های از کشورهای بحران زدهِ غرق در فساد و فقر در جهان وجود دارد که با ترسیم آینده ای بهتر و اجرای برنامه ای اساسی و کارآمد، اکنون جز کشورهای توسعه یافته و شکوفا در اقتصاد هستند.

ویتنام که یادآور کشوری جنگ زده و فقیر می باشد طی 30 سال توانست با آغاز اصلاحات و تطبیق برنامه های حساب شده کوتاه مدت و دراز مدت از فقر 50 درصدی در سال 1980 به کاهش 3 درصدی در سال 2015 برسد و گام های ماثری در رشد سطح اقتصادی بردارد.

گذر افغانستان از جهنم سوزان جنگ و بی عدالتی ناممکن نیست اما در نبود رهبری مقتدر و اراده ای ملی هر ممکنی تبدیل به غیر ممکن می شود، نگاه قومیتی و تمرکزگرایی اشرف غنی و دولتمردان امثال وی در حکومت دلیل اصلی هر بحران از ناامنی گرفته تا فقر در کشور است.

دولتمردانی که فساد و جنگ را چتر امنیت برای حکومت و قدرت خود می دانند و از برپایی آشوب و هرج و مرج به منفعت می رسد هیچ گاه گامی در جهت امنیت و رشد زندگی مردم بر نمی دارند، ملت افغانستان که زخم خورده و خسته از جنگ و کشتار بوده اند با فریب عناوین اشرف غنی در پی امیدی بودند که اکنون به ناامیدی رسیده است، فردی که لقب دومین متفکر جهان را یدک می کشید و با تبر قوم گرایی کمر اقتصاد در حال رشد و نیم بند امنیت را شکست.

همچنان افغانستان در فقدان بی رهبری و سیاست خصمانه قدرت های جهانی و منطقه ای مجبور به پذیرش مقام های می شوند که نه بوی از ملی گرایی برده اند و نه فهم تشخیص دوست از دشمن را دارند.

کد (18)

مشاهده در منبع اصلی