اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، دوشنبه, 29 عقرب , 1396

نقشه ارگ و امریکا برای حذف جنرال دوستم

دیدار اخیر سفیر امریکا با شماری از چهره های سرشناس حزب جنبش ملی در کابل یک دیدار غیرمتعارف و سوال برانگیز بود. در این دیدار که در خانه شاکر کارگر یکتن از نزدیکان سابق جنرال دوستم صورت گرفت از جانب حزب جنبش کسانی اشتراک داشتند که طی روزهای اخیر با دوستم و حزب تحت رهبری او مقاطعه کرده و صریحاً اعلام نمودند که تمام روابط و پیوندهای خود را با وی قطع کرده اند.
دیدار با سفیر امریکا سومین دور از ملاقات ها و گفتگوهای این گروه طی یک هفته گذشته در کابل است، آنها قبلاً با حنیف اتمر مشاور امنیت ملی رییس جمهور، سپس با خود اشرف غنی در ارگ ریاست جمهوری ملاقات و گفتگوهایی را انجام داده بودند.
در رسانه ها اعلام شد که هیات ترک تباران در ملاقات با سفیر امریکا در کابل، روی دو موضوع مشخص صحبت کردند، یکی مساله تروریزم و ناامنی های فزاینده در شمال افغانستان خاصتاً در ولایاتی که بیشتر ساکنان شان ترک تباراند و موضوع دیگر جایگاه و سهم ترک تباران در ساختار دولت و حاکمیت موجود در افغانستان که به گفتهٔ آنان این جایگاه باتوجه به تعداد جمعیت و نقش برجسته ترک نژادها در ایجاد حکومت وحدت ملی، بسیار اندک و غیرعادلانه است، سخنان هیات جنبش به سفیر امریکا در این مورد بیشتر لحن گلایه آمیز و تضرع گونه داشت، آنها از سفیر امریکا می خواستند تا به ازبیک ها در بخش های مختلف نظام موجود، نقش و جایگاه مناسب تری قایل شود و پُست های حساس تر و کلیدی تری را به آنان واگذار نماید.
آنها به سرپرست سفارت امریکا گفتند ترک تباران براساس سنجش سازمان ملل متحد 12 تا 15 فیصد جمعیت افغانستان را تشکیل می دهند اما سهم آنان در نظام و حکومت بیش از یک فیصد نیست، سرپرست سفارت امریکا نیز در پاسخ به درخواست گروه ترک تبارها اعتراضات آنان را قابل مکث دانسته و تایید کرد که سهم ترک تباران در حکومت فعلی ضعیف است و اوضاع امنیتی در شمال نیز متشنج است اما وعده داد که درخواست های آنان مبنی بر سهم متوازن اقوام در نظام حکومتی افغانستان را به رییس جمهور غنی و همچنین به دونالد ترمپ انتقال خواهند داد و خود نیز در برآورده ساختن این خواسته ها تلاش خواهد کرد.
جریان این ملاقات و گفتگو از چند زاویه قابل بررسی است 1 ــ مقاطعه این گروه از چهره های سرشناس جنبش ملی با جنرال دوستم یک موضوع کاملا اطلاعاتی است که از سوی امریکایی ها و به وسیله حنیف اتمر و شرکایش سازماندهی شده و هدف آن نیز مشخص است. حذف جنرال دوستم و متلاشی کردن اتوریته و اقتدار حزب جنبش ملی افغانستان در شمال. دوستم در برابر جریان تروریزم و اهداف پنهانی امریکا در شمال افغانستان یک مانع کلان تلقی می شود، از نظر امریکایی ها دست دوستم و عطامحمدنور باید از شمال افغانستان کوتاه ساخته شود تا پای داعش و دیگر تروریست ها در این منطقه باز گردد.
2 ــ اگر دولت افغانستان یک دولت مستقل باشد ورود سفیر امریکا در خانه شاکر کارگر و دادن وعده از سوی او برای اعطای سهمیه مناسب و به اصطلاح عادلانه به ترک تباران و بقیه صحبت ها و وعده هایی که داده شد، مداخله صریح در امور داخلی افغانستان و تخطی آشکار از عرف جاری دیپلوماسی تلقی می گردد ولی متاسفانه در افغانستان وضع به گونه ایست که سفیر یک کشور خارجی سهمیه اقوام را در ساختار قدرت تعین می کند.
3 ــ تاجک ها را قبلا به چند شاخه و گروه تقسیم کردند و اکنون نوبت ازبیک هاست. هرگاه این نقشه به درستی عملی شود دیگر در شمال افغانستان یک گروه قدرتمند سیاسی که توان حشر مردم و در صورت نیاز توانایی تشکیل یک ارتش چند ملیتی را داشته باشد باقی نخواهد ماند، در آن صورت شمال در برابر حملات گروه های فاشیست و لشگر تروریست ها بی دفاع خواهد شد.
4 ــ یک احتمال دیگر نیز وجود دارد و آن امکان آغاز یک جنگ داخلی میان ترک تباران شمال است، هرگاه جنرال دوستم در برابر این صف بندی واکنش تند و مخالفت آمیز از خود نشان دهد و به نیروهای طرفدار خود دستورهای جنگی صادر نماید شمال با وضعیت جدیدی مواجه خواهد شد، در آن صورت طبیعی است که نیروی هوایی امریکا و واحدهای نظامی طرفدار دولت در برابر هواداران دوستم وارد عمل شده و از گروه انشعابی حمایت خواهند کرد. البته احتمال اینکه آقای دوستم در حال تبعید و از یک کشورخارجی (ترکیه) دست به چنین کاری بزند بسیار ضعیف و حتی ناممکن است زیرا در چنین حالتی وی بدون تردید به ناامن کردن شمال و بردن ازبیک ها به مسلخ یک جنگ درون قومی متهم خواهد شد.
5 ــ تلاش چهره های ترک تبار برای متلاشی کردن حزب جنبش و حذف جنرال دوستم از صحنه قدرت خاصتاً در شمال کشور در این اوضاع آشفته و بحرانی، یک اشتباه تاریخی برای جامعه ترک تباران خواهد بود. بخش اعظم قدرت و جایگاهی که امروز جامعه ترک تبار افغانستان از آن برخوردارند حاصل تلاش های چند دهه اخیر جنرال دوستم و حزب جنبش ملی است، هرگاه این دو فاکتور (جنبش و دوستم) حذف شوند مشکل است که ازبیک ها بتوانند جایگاه و اعتبارسیاسی ـ نظامی از دست رفته خود را دوباره به آسانی به دست بیاورند. اکنون چشم های سیاستمداران، مدعیان قدرت و برخی کشورهای خارجی و جریان های افراطی به شمال افغانستان دوخته شده است. از جمله تیم ارگ ریاست جمهوری، گلبدین حکمتیار، طالبان، داعش و امریکا، تمام این ها تلاش می ورزند سیطره و حاکمیت خود را در شمال افغانستان تثبیت نمایند و مالک بلامنازع کمربند امنیتی شمال از بدخشان تا فاریاب باشند.

مشاهده در منبع اصلی