اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، شنبه, 27 عقرب , 1396

جنجال بر سر زبان فارسی دری

در حقیقت اصل زبان همان زبان فارسی است که دارای گویش های مختلفی می باشد که در ایران فارسی و در تاجیکستان تاجیکی و در افغانستان دری می نامند که این خود اصل زبان را تجزیه کرده نمی تواند مگر زبان رودکی، فردوسی، سنایی غزنوی، مولوی بلخی، عبدالله انصاری، نظامی گنجوی، سعدی و حافظ شیرازی را میتوان از هم جدا کرد؟ لذا این یک تلاش بیهوده بیش نیست و این زبان به یک درخت کهنسال و نیرومندی می ماند که دارای شاخه ها (گویش های مختلف) است و بس.

زبان و ادبیات کهن و باستانی این حوزه جغرافیایی ما البته در ساحه شعر و ادب، عرفان و فلسفه، حکایه و حماسه، معانی و بیان چیزی را کم نگذاشته بلکه به حد کمال از عهده همه آنها بر آمده و زبان کامل ادبی و عرفانی بوده که در نظم و نثر هر دو رسالت انسانی، ادبی و عرفانی خود را بطور کامل انجام داده مگر تحدی و چالش بزرگ که در مقابل این زبان و امثال آن در عصر حاضر وجود دارد.

تغییر سریع زمانه و تحولات سریع اجتماعی و انکشافات و ترقیات روزانه علم و تکنالوژی عصری است که چطور می توان زبان ادبی و عرفانی خود را با زبان علم و تکنالوژی زمان عیار و هم آهنگ ساخت تا از روند پیشرفت و ترقی زمانه بعقب نماند که طرح چنین مسایل و موضوعاتی از همه بیشتر و اول تر به صاحبان اصلی زبان و نخبگان جامعه تعلق می گیرد که چطور می توانند صاحبان زبان و نخبگان جامعه زبان و ادبیات خویش را صاحب گشته و راهکارهای عملی را در جهت انکشاف و ترقی آن بیابند تا آن راهکارها را به دسترس عموم نیز بگذارند چه انکشاف و ترقی زبان بستگی به فعالیت اهل زبان داشته و زبان بخودی خود انکشاف و ترقی نمی کند بلکه انکشاف و ترقی زبان مرهون سعی و تلاش و خلاقیت مردمان خواهد بود که خود را صاحبان زبان دانسته و وارثان و نخبگان جامعه می پندارند که واقعیت هم همین است.

چه از خود دانستن زبان و ادبیات ما که اکثر پدید آورندگان ادبی آن متعلق به همین سرزمین که امروز آن را به نام "افغانستان" می دانیم بوده چنانچه اگر اسامی شعرا و عرفای هرات، بلخ، غزنه، بدخشان، تخار را با سهم شان از تاریخ و ادبیات مشترک فارسی برداریم دیگر چیزی به نام ادبیات فارسی باقی نخواهد ماند لذا تصور اینکه زبان و ادبیات فارسی متعلق به جغرافیای سیاسی کشور خاصی بوده و یا متعلق به کدام قوم و نژاد خاصی است برداشت درست و دقیقی نخواهد بود بلکه همانطوری که زبان و ادبیات فارسی زبان اکثر اقوام که در این حوزه جغرافیایی زندگی می کرده اند بوده. علاوه بر این زبان رسمی، علمی، اداری اکثر شاهان و حکومات که از نژادهای مختلف در این دیار حکومت می کردند نیز بوده است.

طاهریان، صفاریان، غوری ها، سامانی ها، غزنوی ها، سلجوقی ها، خوارزمی ها، تیموری ها، قاجاری ها، افشاریان، صفوی ها، هوتکی ها، بابری ها، ابدالی ها و دیگران همه زبان رسمی اداری و علمی شان همین زبان فارسی بوده و شعرا و ادبای هم که از این حوزه جغرافیایی پا به عرصه وجود گذاشته اند نیز متعلق به همه اقوام و نژادهای مختلف که در این دیار زندگی می کردند بوده و به نژاد و قوم خاصی تعلق نداشته و افتخارات گذشته تاریخی و ادبی آنها هم نه تنها متعلق به ساکنان این حوزه جغرافیایی بوده بلکه متعلق به همه بشریت و جهان علم و عرفان، خواهد بود.

خیرخواه

مشاهده در منبع اصلی