اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، شنبه, 27 عقرب , 1396

خطری‌که کتمان می‌شود: کاهش ساحۀ نفوذ دولت

در حالی که مقام های حکومتی در افغانستان هم چنان مدعی اند که بیشترین موفقیت را در افزایش سیطره دولتی بر خاک این کشور طی سه سال گذشته داشته اند، اما گزارش های موثق از منابع بین المللی چنین ادعایی را تایید نمی کنند. به تازه گی سیگار یا بازرس ویژه ایالات متحد امریکا برای بازسازی افغانستان در گزارش خود به کنگره این کشور گفته است که در دوسال اخیر کنترول دولت برمناطق و جمعیت این کشور در نازل ترین سطح خود قرار گرفته است. براساس گزارش سیگار کنترول دولت از ۷۲ در صد کنترول برخاک این کشوردرعقرب سال ۱۳۹۴ به ۵۷ درصد در سال روان کاهش یافته است. سیگار به صورت مفصل به جزییات کاهش کنترول در گزارش خود پرداخته و به صورت مشخص نشان داده که ساحه کنترول دولت چگونه و در کدام مناطق کاهش داشته است. سیگار ضمنا از افزایش ۲۲ درصدی حملات خودی در افغانستان خبر داده و نوشته است که از آغاز سال جاری میلادی تا ۱۵ آگست به طور مجموعی ۵۴ مورد حملات خودی علیه نیروهای افغانستان و بین‌المللی صورت گرفته که ۴۸ مورد “سبز علیه سبز” و ۶ مورد “سبز علیه آبی” بوده است. این ارقام و اعداد که براساس منابع کاملا موثق و به ویژه گزارش های نیروهای بین المللی تهیه شده، چیزی نیستند که بتوان با یک واکنش ساده به رد آن ها پرداخت. چیزی که متاسفانه همواره دولت افغانستان از آن سود می برد و در مورد گزارش اخیر سیگار نیز از همین روش        ” ماست مالی” کردن مسایل استفاده کرده است. سخنگوی وزارت دفاع کشور در رد گزارش سیگار گفته است که دولت در جریان سال جاری کنترول هیچ ولسوالی را از دست نداده و کنترل چند ولسوالی را که از قبل تحت کنترول گروه طالبان بود، پس گرفته و جلو انتقال شورای رهبری این گروه “از پاکستان” به افغانستان را گرفته است.سخنگوی وزارت دفاع  تاکید کرد که جنگ در افغانستان به صورت سیالی جریان دارد و گروه‌های شورشی به صورت چریکی می‌جنگند. او افزود که در چنین وضعیتی تعیین میزان دقیق کنترول شورشیان بر مناطق کشور “دشوار و حتی ناممکن” است. چنین واکنشی به گزارش سیگار بدون شک محتوای آن را که براساس داده های عینی تهیه شده، مخدوش کرده نمی تواند از جانبی هم واقعیت های جنگ افغانستان که از چشم مردم این کشور پنهان نیست. مگر می شود جنگی را که در افغانستان هر روز ابعاد تازه تری کسب می کند، پنهان کرد و گفت که ساحه نفوذ دولت هیچ تغییری نپذیرفته است؟ آیا می شود با گفتن این که محاسبه دقیق برای تعیین مقدار نفوذ شورشیان وجود ندارد و یا ” ناممکن” است، آن چه را که شهروندان کشور در وضعیت کنونی می بینند و حس می کنند، به گونه دیگر نشان داد؟ جنگ عینی ترین نمود تجربه انسانی است که با هیچ ترفندی نمی توان هستی آن را پنهان کرد. جنگ وقتی وجود دارد، خود را به تمامی نشان می دهد. آن گونه هم نیست که گاهی فیلسوفان پست مدرن مدعی می شوند که ماهیت جنگ های فعلی عینیت آن ها گرفته است. آن گونه که مثلا ژان بودریار در مورد جنگ خلیج فارس مدعی شد و گفت که” جنگ خلیج فارس یک جنگ رسانه یی بوده است”. البته معنا و برداشت بودریار از جنگ های امروزی چیزدیگری است که با عینیت آن منافات ندارد. بودریار وقتی می گوید که جنگ” خلیج فارس” جنگ رسانه یی بوده می خواهد زوایای دیگری از جنگ های مدرن و پسا مدرن را به رخ بکشد و آن جنبه تبلیغاتی آن هاست. جنگ های امروزی چنان در هاله از تبلیغات و سروصداهای رسانه یی پیچانده می شوند که عینیت خود را وارد فضای مجازی و شیشه های تلویزیون ها می سازند. اما جنگ برای قربانیان آن همواره عینیت خود را نشان می دهد. وقتی آواره گان سوری را می بینی آن وقت عینیت جنگ را حس می کنی و یا آن گونه که سویتلانا الکسیویچ نویسنده و گزارشگر معروف و برنده جایزه ادبی نوبل در نوشته های به شدت تکان دهنده خود از جنگ جهانی دوم و افغانستان عینیت ویرانگر جنگ را به تصویر می کشد. واقعیت جنگ افغانستان را نیز نمی توان از چشم مردم آن پنهان کرد. مردم می بینند که هر روز چه بر سرشان می آید و به دلیل عدم مدیریت درست و منطقی چگونه شورشیان ساحه نفوذ خود را گسترش می دهند. به همین حملات انتحاری و تهاجمی بر شهرهای بزرگ کشور و به ویژه پایگاه های ارتش و پولیس نگاه کنید تا عمق فاجعۀ افغانستان را دریابید. آیا از رقم این گونه حملات برشهرهای بزرگ کشور و به ویژه کابل کاسته شده است؟ افزایش این حملات خود گویای گسترش ساحه نفوذ گروه های دهشت افکن می تواند باشد. حالا مردم حتا از بودن و رفت و آمد کردن در شهرهای بزرگ می هراسند. نباید فریب چند شعار فیسبوکی که از سوی یک عده داده می شوند، را خورد. واقعیت های جنگ افغانستان ملموس تر از آن اند که رییس جمهوری با چیغ های بنفش خود تلاش می کند، آن ها را پنهان نگه دارد. این واقعیت ها پنهان شدنی نیستند چون همه روزه جان ده ها تن را در این کشور می گیرند. تلخ ترین بخش جنگ افغانستان آن است که مدیران آن توانایی مهار وضعیت را ندارند. شاید اگر مردم احساس می کردند که با وجود دشواری های جنگ کسانی در راس مدیریت کلان کشور قرار دارند که به صورت ممتد در تلاش کاهش دردهای جامعه اند، وضعیت این قدر برای شان ناگوار و غیرقابل تحمل نمی بود. اما وقتی متاسفانه شهروندان کشور می بینند که یک عده چگونه با دردهای مردم معامله می کنند، آن گاه واقعیت جنگ برای شان غیرقابل پذیریش می شود.

مطالب مرتبطمصاف حساس فوتبالِ افغانستان و هند در انتظار جشن و پای‌ کوبی دیگر در کابلامنیت ملی: حمله به میدان والیبال کار شبکه حقانی بودتلفات نظامیان خارجی به مرز ۳۴۰۰ نفر نزدیک شدمشکلات گوارشی مردان را جدی بگیرید!افغانستان در رقابت‌های «زورخانه‌یی قهرمانی جهان» صاحب مدال برنز شد

مشاهده در منبع اصلی