اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، شنبه, 27 عقرب , 1396

یک حکومت و یک وجب حاکمیت

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، وضعیت امنیتی در افغانستان به حدی رسیده است که دیگر هیچ ولایت و منطقه ای از گزند حمله و انتحاری طالبان در امان نیست و نمونه بارز آن پایتخت می باشد که تنها طی دو هفته گذشته شاهد چند انتحاری و کشته شدن بیش از 70 غیرنظامی بود و با توجه به گزارش سیگار که از پایین ترین حد کنترل دولت بر مناطق و جمعیت کشور از دو سال گذشته می گوید، حکومت آن را رد می کند.

حال سوالی که باید از حکومت وحدت ملی و شخص رییس جمهور پرسید این است، جز در میانه دیوارهای ارگ، حاکمیت کجا و کدام منطقه را دارد به طوری که طالب و داعش توانایی انجام انتحاری را نداشته باشد؟

دوران سیزده ساله حاکمیت کرزی با وجود قوم گرایی و نقص های آشکار اما هیچگاه چنین در ناامنی فرو نرفته بود که اشرف غنی با سیاست طالب پرستی بر کشتارها و ویرانی ها افزود.

این گزارش می افزاید که جمعیت تحت کنترل دولت به بیش از 34 درصد و جمعیت زیر نفود به 29 درصد می رسد که نزدیک به 64 درصد کل جمعیت کشور است و از قول دفتر هیات کمک سازمان ملل در افغانستان، تلفات غیرنظامیان در 9 ماه گذشته در مقایسه به سال گذشته، 52 درصد افزایش یافته که به دلیل گسترش حمله های هوایی علیه تروریستان می باشد و بخش تاسف بار آن، دو سوم قربانیان را زنان و کودکان تشکیل می دهد.

چنین ارقامی نه دروغ های واهی حکومتی بلکه بر اساس گزارش های مستندی می باشد که مردم با تمامی وجود و رنج بی پایان تجربه کرده اند و سپس سخنگوی وزارت دفاع با رد آن دم از کنترل کشور می زند.

مگر صد سال گذشته است که تمامی اطلاعات در سیطره قدرت باشد و مردم تنها در حبابی از دروغ های حکومتی به سر برند در حالی که از رسانه ها گرفته تا رویدادهایی که هر روزه جامعه به چشم می بیند از عمق ناامنی ها خبر می دهد و از کابلی که بیشتر به پایتخت طالبان می ماند تا مقر حکومت وحدت ملی.

مردمی که دهه ها با تمامی جنگ و کشتارها تاب آورده اند، هیچ توقعی از حکومت جز حفظ همین نیم بند ثبات را ندارند اما انتظار از مقابله با طالب و گروه های تروریستی از چه کسی، اشرف غنی طالب پرست یا تیم ارگ خاین؟

مشکل افغانستان نه محدودیت نیروی نظامی است و نه کمبود تجهیزات بلکه وجود رهبران و یک حکومت فاسدی می باشد که دغدغه جز فساد و اهداف قبیله گرایی ندارد، از وزارت دفاع گرفته تا محاکم قضایی و وزارت خانه ها در سیطره مقام های است که یا بی کفایت و تنها بر مبنای واسطه به مقام رسیده اند و یا اختیار و قدرتی برای رهایی از زیر سلطه ارگ ندارند.

فسادی که بارها سیگار از گسترش آن در نیروهای امنیتی و بخصوص پولیس به نشر رسانده نه تنها دلیل محکم شکست های میدان های نبرد و عمق ناامنی ولایت هاست بلکه نشان می دهد که رهبران چنان سرگرم فساد اداری و اخلاقی در کنار معامله و دزدی از هزینه های نیروهای تحت امر خود می باشند که کشتار زنان و کودکان هیچ اهمیتی ندارد و نخواهد داشت.

رییس جمهور بر اساس برنامه ای از قبل تعیین شده و با توجه به هدف حفظ طالبان، تمامی رهبران و مقام های مخالف این گروه تروریستی را از قدرت دور و اکنون نظاره گر کشتار و گسترش ناامنی ها می باشد زیرا قدرتی که از دل تقلب و معامله به وجود آید بقای آن نیز در گرو تداوم جنگ و کشتارها است.

تغییرات سیاسی منطقه و جهان و رقابت قدرت ها با چنان سرعتی به پیش می رود که دیگر نمی توان خوش باورانه تنها طالب را نیروی مخالف و تروریست کشور دانست بلکه داعش هر روز بر نفود خود می افزاید و نیروهای رانده شده این گروه از سوریه و عراق در یک قدمی افغانستان است.

طرح جابجایی داعش به افغانستان نه تنها اجرایی شده بلکه در آینده ای نزدیک باید شاهد تبعات ویرانگرتری از تروریسم اکنون باشیم و اولین قربانیان آن به مانند گذشته، زنان است و کودکان و مردمی که از سوی رهبران فاسد برای قربانی شدن، پیشکش حامیان و تروریستان خواهد شد.

حتی اگر ملا عمر زنده و همچنان رهبر طالبان بوده، هیچ گاه نمی توانست به میزان اشرف غنی برای این گروه منفعت و قدرت به دست بیاورد، غنی نه دولتمردی برای مردم افغانستان و حتی قومیت پشتون بلکه نمادی از فساد است و تفکر تروریستی.

کد (18)

مشاهده در منبع اصلی