اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، جمعه, 4 جوزا , 1397

پروژه توسعه؛ امپریالیزم امریکا

گفتمان توسعه در جهان، درست بعد از جنگ جهانی دوم توسط امریکا مطرح گردید. هنری ترومن رییس‌جمهور وقت امریکا در یک سخنرانی از توسعه ی امریکا سخن راند و گفت که تجارب توسعه و علم تولید شده در امریکا بعد از خاموش شدن آتش جنگ جهانی دوم باید به کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه عرضه شود تا از آن در فرایند توسعه ای شان استفاده نمایند.

تقسیم بندی کشورها به توسعه یافته، در حال توسعه و توسعه نیافته توسط هنری ترومن در سخنرانی اش مطرح گردید که تمام کشورهای جهان یک شبه، تبدیل به یکی از این سه نوع کشور گردیدند. عرضه ی دانش و توسعه به کشورهای توسعه نیافته در سیاست خارجی امریکا جای داده شد و امریکا هم رسالتمند رساندن علم و دانش به این کشورها گردید. امریکا می خواست سهمی در توسعه ی کشورهای توسعه نیافته داشته باشد، بدین ملحوظ مداخله در کشورهای دیگر و بالآخره اشغال آن ها در سیاست خارجی امریکا جای گرفت.

اما این یک روی قضیه است، روی دیگر آن بس مهیب و خطرناک به نظر می رسد. امریکا در ظاهر آغاز به طرح گفتمان توسعه کرد و با این سلاح برنده هدف اشغال کشورهای دیگر را در سر می پروراند و هر مانعی که در مقابل این رسالتش قرار می گرفت، با تمام توان، کوشش به ازبین بردن آن می کرد؛ هرچند مردم کشور با این هدف پروژه مخالفت می‌کردند. جنگ های زیادی درین روند درگرفت که کشورهای زیادی را تباه و انسان های بی گناه زیادی را از بین برد. از جنگ ویتنام که مدت بیست سال به طول انجامید و خون های زیادی در آن ریخته شد، شروع تا به جنگ افغانستان، عراق، سوریه، یمن وغیره.

پروژه ی توسعه بهانه ای بود، برای رسیدن امریکا به اهداف امپریالستی اش که در واقع به اهدافش رسیده و پروژه ی توسعه هم به نفع امریکا به حیاتش ادامه می دهد. امریکا اکنون در کشورهای زیادی با الگوی توسعه اش، توأم با ارزش های لیبرال وارد شده و بشارت توسعه را به آن ها می دهد.
در بیشتر کشورهایی که امروزه امریکا به بهانه ی مبارزه با عوامل ضدتوسعه وارد آن ها شده است، کشورهای مسلمان نشین اند که در مناطق خاورمیانه، آسیای جنوبی و افریقا موقعیت دارند؛ چون درین مناطق منابع سرشار طبیعی وجود دارند که دسترسی به آن ها هدف اصلی امریکا می باشد. برای اثبات این ادعاء می توان وضعیت کشورهایی را که امریکا مدت زیادی در آن ها حضور داشته بررسی کرد.

افغانستان کشوری است که امریکا به بهانه مبارزه با تروریزم، با الگوی توسعه وارد آن شد که بیش از یک و نیم دهه از حضور آن در افغانستان می گذرد. در این مدت فجایع انسانی زیادی درین کشور به وقوع پیوسته و خون های زیادی ریخته شده است و روز به روز اوضاع امنیتی و سیاسی این کشور وخیم تر می شود.
هزاران انسان بی گناه در افغانستان کشته شده اند؛ طور مثال: در سال ۲۰۱۷م روزانه در حدود بیست تن از نیروهای امنیتی این کشور قربانی اهداف امریکا می شوند. یک طرف جنگ افغانستان امریکا و دولت افغانستان که ارادت خاصی به امریکا دارد و طرف دیگر گروهای هستند که نظر به دلایل فراوان آبشخور امریکا را دارند.
جنگ افغانستان، جنگ فرسایشی است که قربانیان آن به غیر از مردم مسلمان افغانستان کسی نبوده و برآیند آن پیروزی امریکا خواهد بود.

سوریه و عراق از جمله کشورهای هستند که قبل از حضور نظامی امریکا در آن ها، کارهای زیربنایی زیادی انجام شده بود و از جمله ی کشورهای بودند که توانایی ایستادن سرپای خود را داشتند؛ اما بعد از ورود امریکا همه ی زیربناها از بین رفته و ناامنی فزاینده ای در آن ها به وجود آمد که هر روز بدتر از قبل می شود. از طرف دیگر، منابع این کشورها روزانه وارد بازارهای اروپایی شده و به نفع امریکا معامله می‌گردد.

در تمام کشورهایی که امریکا وارد شده و با خود الگوی توسعه را هم آورده، وضعیت شان بدتر از قبل شده و کوچک ترین گامی در عرصه توسعه این کشورها برداشته نشده است. فقر، ناامنی، فحشاء و صدها بحران دیگر در نتیجه ورود امریکا به کشورها و تطبیق پروگرام توسعه ی آن به وجود آمده است.
طوری که در بالا ذکر شد، بیشتر کشورهای اسلامی قربانی اهداف امپریالیستی امریکا شده و فریب پروژه ی توسعه را خورده اند.
در تمام کشورهای اسلامی ارزش های شان زیر پا شده و زنده گی آرام با آن ها خداحافظی کرده است؛ اما متأسفانه حکام مسلمانان هنوز فریفته پلان های امریکا بوده و و بی قید و شرط از آن پیروی می کنند. پس بر تمام مسلمانان است که دشمن خود را شناخته و با قوت تمام در مقابل اهداف آن بایستند.
در مقابل افکار و پلان هایی که مانند زهر وارد اذهان مسلمانان گردیده ایستاد شده و نگذارند که مرام های غیرانسانی در بین شان تطبیق گردد.

نویسنده: تمیم افشار

مشاهده در منبع اصلی