اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، سه شنبه, 30 عقرب , 1396

نقش زنان در احزاب سياسي كم رنگ است

زنان افغانستان مي خواهند در قدرت نمايي ها سهيم باشند اما از راه مبارزات فردي وارد عمل مي شوند نه از آدرس احزاب سياسي، چون مهم‌ترین چالش فراروی رسیدن زنان به منابع قدرت عدم موجودیت فضای دموکراتیک در افغانستان است، حتی با وصف این نکته که قانون، افغانستان را کشوری دموکراتیک می‌خواند؛ اما این دموکراسی هنوز وارد نهاد فرد، خانواده، جامعه و در كليت مردم و نظام حاکم نشده است.

تعدد احزاب سیاسی و نداشتن برنامه‌های روشن، مبنای احزاب سیاسی بر اساس تقسیمات قومی و زبانی، دسته‌بندی‌های مذهبی احزاب و عدم پا‌بندی تعداد قریب به اتفاق احزاب سیاسی به مبانی دموکراتیک، نشانه‌های بارز چنین فضایی به شمار می‌روند و از این‌روست که در چنین فضایی، جای‌گاهی برای زنان در احزاب سیاسی باقی نمی‌ماند. احزابی که در اکثر موارد، خود به حقوق و مشارکت سیاسی زنان باور ندارند، نمی‌توانند نخبگان سیاسی زن را وارد جامعه کنند. این امر باعث شده که مطالبات زنان از آدرس‌های شخصی آنان عنوان شوند.

با وصف آنكه احزاب سياسي در قدرت نمايي زنان نقش كليدي دارند نقش زنان در احزاب سياسي افغانستان بنابر دلايل مختلف كم رنگ است كه اين موضوع سبب شده است ساختار احزاب سياسي غير متحرك بماند و براي حضور نمايشي زنان در ساختار احزاب تنها به به حضور در مجوز نامه احزاب اكتفا گردد. به دليل اينكه زنان افغانستان همواره قربانی محدودیت های تبعیض آمیز و محرومیت ها بوده اند، علاوه بر تحولات سریع و شدید سیاسی در تاریخ افغانستان، سختگیری های فرهنگی و سنتی نیز عرصه را برای حضور زنان در جامعه براي مشاركت سياسي و حضور گرم در اخزاب سياسي را بسیار سخت و تنگ ساخته است.

شکاف جنسیتی در اکثر جوامع مانند افغانستان از پایدارترین و برجسته ترین شکاف های اجتماعی در طول تاریخ بوده است. فرهنگ های جوامع سنتی با احکام قطعی و تغییرناپذیر، زن و مرد را از همدیگر جدا کرده و میان آنان تمایز و تبعیض قایل شده اند.

با توجه به اينكه فعالان حقوق زن و جنبش های اجتماعی مدافع حقوق زنان در طول بیش از صد و پنجاه سال اخیر برای رفع این شکاف تبعیض آمیز تلاش کرده اند، اما هنوز هم در بسیاری از جوامع، به ویژه جوامع سنتی و عقب مانده مثل افغانستان، زنان قربانی بدترین اشکال تبعیض، خشونت و محرومیت از حقوق اساسی شان اند.در طول تأريخ افغانستان بنابر فقر، بيسوادي و نا هنجاري هاي اجتماعي و خانوادگي زنان کمتر به فعالیت های سازمان یافته و ایجاد جنبش های اجتماعی، برای پیگیری مطالبات و احقاق حقوق شان، دست زده اند. از این رو فعالیت غیرسازمان یافته و پراکنده آنان در دهه های گذشته برای رفع این تبعیضات و محرومیت ها، هرچند خالی از تأثیر نبوده، ولی نتوانسته شکاف عمیق فرهنگی و سنتی میان مرد و زن را در جامعه افغانی پر کند. اما می توان گفت در فضای جدید سیاسی و اجتماعی بعد از سقوط رژیم طالبان، زنان برای اولین بار توانستند به صورت گسترده و گاه سازمان یافته در عرصه فعالیت های اجتماعی و سیاسی وارد عمل شوند.
اما شرایط فعلي نمی‌تواند برای حل مشکلات و بی‌عدالتی‌هایی که زنان در طول تاریخ با آن دست و پنجه نرم کرده‌اند، راه‌ حل سیاسی پیش‌نهاد کند.

در جوامع دموکراتیک، احزاب سیاسی در قدرت‌مندسازی و توان‌مند‌کردن زنان نقش عمده‌ای ایفا می‌کنند‌ و از همین‌جاست که زنان می‌توانند اعتماد به‌نفس حاصل کنند و خود را دخیل در امور سیاسی کشور بدانند. از طرف دیگر، در مبارزات انتخاباتی نیز زنان با حمایت بیش‌تری که ناشی از فعالیت حزبی است، مواجه می‌شوند و دست‌رسی به قدرت برای‌شان آسان‌تر می‌گردد.
در مقابل هر‌نوع تصمیم حکومت‌ها که در مغایرت با خواسته‌های زنان باشد، می‌توانند ایستادگی کنند و برای اصلاح مواردی چون ازدیاد خشونت، حذف زنان از قدرت و سهم ندادن آن‌ها در ساختارهای سیاسی، طرح و مطالبات‌شان را ارایه کنند.

در شرايط فعلي براي حضور پر رنگ زنان در سياست به انسجام كلي زنان براي تشكيل جنبش زنانه با رهبري زنان نياز احساس ميشود كه تحقق آن منوط به اراده زنان تحصيل يافته خواهد بود.

منیژه رامزي

(Visited 3 times, 1 visits today)
مشاهده در منبع اصلی