اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، شنبه, 27 عقرب , 1396

راهبرد تازه‌ آمریکا چگونه به موفقیت می رسد؟

پس از آن که استراتژی جدید ایالات متحده امریکا برای افغانستان اعلام شد، سریعاً با واکنش‌های ملی و بین المللی مواجه گردیده و هر کدام بر اساس علایق خاص خود در مورد آن به اظهار نظر پرداختند. بسیاری از کشورها و نهادهای بین المللی، این راهبرد تازه امریکا را متفاوت از راهبردهای گذشته آن کشور دانسته و آن را مثبت ارزیابی کردند. افغانستان از جمله کشورهایی است که از راهبرد امریکا برای افغانستان و جنوب آسیا استقبال کرد و آن را یک اقدام مثبت در راه شکست تروریسم و هشداری برای حامیان منطقه‌ای آن قلمداد کرده و مسئولیت پذیری جهت تطبیق و حمایت آن را برای خود یک اولویت دانسته است.
در این استراتژی، نکات مهم و قابل غوری نهفته است، از جمله، همین مسئولیت پذیری خود افغانستان است. در گذشته‌ها اگر افغانستان، سهم ناچیزی در امر مبارزه با تروریسم در کنار نیروهای خارجی داشت و هزینه‌های اقتصادی و سیاسی اش کمرنگ بود، حال شرایط تغییر کرده و ظرفیت برایش ایجاد شده است. اگر ظرفیت هم وجود ندارد، باید ظرفیت ایجاد شود و با این ظرفیت، تلاش مشترک جهت تطبیق این راهبرد به کار بسته شود، چنان چه در آن با صراحت آمده است که پشتیبانی ما از افغانستان یک چک سفید نیست، حکومت افغانستان باید سهم سیاسی، سهم اقتصادی و سهم نظامی اش را به گونه ی واضح انجام دهد. بناءً امریکا در این مرحله تازه حاضر نیست که همه مسئولیت‌ها را به تنها یی به دوش بکشد، بلکه می‌خواهد که حکومت افغانستان با همة توان دوشادوش امریکا ایستاده و در سه محور نظامی، اقتصادی و سیاسی کار مشترک و هماهنگ انجام دهد. ایالات متحده امریکا، ضمن این که از دخالت در امور داخلی افغانستان پرهیز می‌کند و می‌گوید که ما به ملت سازی و مسایل مربوط به این حوزه را کاری نداریم، اما از اصلاحات همه جانبه واقعی که منجر به تغییر و بهبود اوضاع داخلی می‌گردد را چشم پوشی نمی کنیم و همه کمک‌ها بعد از این چک سفید نخواهد بود که مثل گذشته‌ها مورد حیف و میل حلقات مشخص قرار گرفته و ضایع گردد، بلکه هر بسته‌ای از کمک‌ها مورد سنجش و محاسبه دقیق واقع می‌گردد تا رسیدن به اهداف نهایی به آسانی میسر گردد.
به نظر می‌رسد که حکومت افغانستان در این مرحله بیش از هر زمان دیگر نسبت به حمایت‌های استراتژیک همکاران بین المللی به ویژه ایالات متحدة امریکا، مسئولیت دارد و باید در این روند، متعهدانه و برنامه محور حرکت کند و آمادگی خود را برای پی ریزی یک میکانیزم کارای همکاری روی دست بگیرد و با ایجاد یک کمیسیون ویژه، متشکل از افراد نخبه نظامی، سیاسی و اقتصادی، چگونگی همکاری‌اش را در سه محور فوق که از محورهای کلیدی راهبرد جدید امریکا به حساب می‌آید را تنظیم و به ویژه در قسمت همکاری‌های سیاسی یک تعریف مشخص وضع نماید تا حد و حدود و میزان این نوع همکاری با توجه به حوزه وسیع این راهبرد تا جنوب آسیا بسیار واضح و شفاف باشد.
یکی از امتیازات این استراتژی، نگاه فراتر از مرزهای افغانستان آن است که سرنوشت جنگ و صلح از آن دورنما رقم می‌خورد. معرفی پاکستان به عنوان منبع اصلی پرورش تروریسم و هندوستان به حیث مهد تمدن، نظم، صلح و دموکراسی یک نگاه سازند به صلح و ثبات منطقه‌ای است که دورنمای این روند تازه را امیدوار کننده ساخته است. با توجه به حوزه نفوذی این راهبرد، سیاست زمانی در آن ملحوظ نگردیده و ضمن اعطای صلاحیت تام به قوت‌های نظامی و راه اندازی عملیات‌های موثر زمینی و هوایی و نابودی دشمنان تروریست در هر نقطه‌ای که هستند، شرایط و اقتضائات زمانی را برای حضور نیروهایش وضع و تعیین جدول زمانی را یک سیاست ناکام تلقی کرده است.
تجربه افغانستان و عراق در دورة اوباما از مواردی اند که در استراتژی جدید امریکا یک خطای استراتژیک خوانده شده است. خروج عجولانه از افغانستان، خلایی ایجاد خواهد کرد که تروریستان فوراً آن را پر خواهند کرد. چنان چه در سال 2011 به اشتباه از عراق خارج شدیم و دستاوردهایی که به سختی به دست آورده بودیم به آسانی به دست دشمنان تروریست ما افتاد و ما مجبور شدیم که با هزینه کلان، دوباره عراق را دریابیم و افغانستان را دوباره مورد مطالعه قرار داده و تصمیم تازه درباره اش اتخاذ نماییم.
ایالات متحده امریکا ظاهراً مصمم به نظر می‌رسد که تصمیمات جدیدش را عملی نماید و تروریستان را به صورت قطعی آماج قرار دهد و پاکستان که از حامیان اصلی تروریسم شمرده شده است را به تغییر سیاست و پرهیز از برخوردهای دوگانه با شبکه‌های هراس افگن وادار نماید. دونالد ترامپ رییس جمهور امریکا می‌گوید که ما به پاکستان میلیاردها دالر پرداخته ایم، ولی این کشور به تروریست‌ها پناه داده که ما را می‌کشند و ما با آن‌ها در حال جنگ و نبرد هستیم. این وضع باید تغییر کند و این تغییر فوراً انجام خواهد شد. زمان آن فرارسیده که پاکستان تعهدش را به تمدن، نظم و صلح ثابت کند.
سفر دو مقام ارشد ناتو و پنتاگون بعد از اعلام رسمی راهبرد ایالات متحده امریکا، بیانگر جدیت واشنگتن بر تطبیق بی وقفه و همه جانبه آن در حوزه جنوب آسیا و افغانستان است. جیمیز ماتیس وزیر دفاع امریکا تاکید کرد که حامیان طالبان باید دست از حمایت این گروه بردارند و با درک اراده واشنگتن با سیاست جامعه جهانی هماهنگی از خود نشان دهند.
این سفر دارای اهمیت زیادی است تا از طریق گفتگوهای نزدیک با حکومت افغانستان زمینه ای اقدامات عملی آن را فراهم نمایند.
– رویکرد جدید ایالات متحده امریکا، پاکستان را در یک کلافه ی سردرگم قرار داده و در یک بن بست سخت قرار گرفته است. گرچند چین که از متحدان استراتژیک پاکستان به حساب می‌آید، به نحوی از پاکستان حمایت کرده و گفته است که اسلام آباد در امر مبارزه با تروریسم در خط اول قرار داشته و در این راه، قربانی‌های زیادی داده است. ولی هیچ کشوری حتی به وزن چین، نمی تواند جای امریکا را پر کند و بدیل مناسب ایالات متحده امریکا برای پاکستان باشد.
مقامات نظامی پاکستان از سیاست‌های جدید امریکا بسیار خشمگین اند و دوام این سیاست را به ضرر و زیان خود تلقی می‌کنند. به ویژه افزایش نقش هند در افغانستان و قدرت مند شدن آن کشور در جنوب آسیا برای اسلام آباد به هیچ وجه قابل قبول نیست و از همین اکنون درصدد سبوتاژ راهبرد امریکا در منطقه برآمده است. پاکستان در حال حاضر در یک گرداب مدهش افتاده و به هر وسیله‌ای متوسل خواهد شد تا راه نجات خود را باز یابد. سیاست‌های مماشات گونه گذشته واشنگتن همواره میدان بازی برای اسلام آباد را نمی بست و سر انجام موفق می‌شد که سیاست‌های دو گانه اش را از سر بگیرد، ولی این بار، پاکستان، قاطعیت بی سابقه واشنگتن را درک می‌کند و درک می‌کند که بازی دوباره شاید کدام نتیجه‌ای عایدش نکند، بناءً این کشور تلاش خواهد کرد تا روابط خود را با ممالکی چون روسیه و چین نزدیک بسازد و گروه‌های تروریستی که در اختیار دارد، از آنان علیه منافع افغانستان و هندوستان به گونه ی کم سابقه‌ای استفاده خواهد کرد.
اگر واشنگتن آن چه را که گفته و در راهبرد جدیدش گنجانده است به قاطعیت و جدیت عمل نماید، پاکستان در سیاست هایش با شکست روبرو خواهد شد و کشورهایی چون چین و روسیه در موقعیت هایی نیستند که با ایالات متحده امریکا در یک تقابل جدی قرار بگیرند و منافع کلان خود را به خاطر پاکستان در یک منازعه منطقه‌ای و جهانی مواجه با خطر نمایند چرا که هیچ کدام از این کشورها در واقع طرفدار خروج کامل نیروهای غربی و امریکا از افغانستان نیستند. در گذشته‌ها هر باری که امریکا آهنگ خروج کامل نیروهایش از افغانستان را سر می‌داد، همین کشورها به ویژه روسیه با آن مخالفت می‌کرد و امریکا را به ماندن در افغانستان تشویق می‌نمود. چرا که روسیه و چین و برخی کشورهای دیگر منطقه درک می‌کنند که به تنهایی قادر به جلوگیری و مهار تروریسم نیستند و ممکن است که این سیلاب، روزی دروازه‌های آنان را نیز دق الباب نماید.
البته بعد از شکست داعش در عراق و سوریه، شرایط تا حدی تغییر کرده و دیدگاه‌های تازه‌ای وارد میدان سیاست شده است، اما این کشورها اعتماد لازم را بالای پاکستان ندارند و رشد تروریسم از جمله طالبان که فعلاً مورد حمایت این کشورها هم قرار دارند را به نفع درازمدت خود نمی دانند و هیچ تضمینی هم وجود ندارد که این گروه افراطی بعد از قدرت گرفتن بیشتر، مانند گذشته‌ها ادعای گسترش حاکمیت امارتی خود را تا کشورهای مشترک المنافع و دروازه‌های ورودی چین ننماید، لذا است که این کشورها، ضمن حفظ و پیشبرد رقابت‌های منطقه‌ای و جهانی‌اش، از دورنمای منافع خود به هیچ وجه دست بردار نیستند و با سیاست‌های سنجیده به تحولات منطقه‌ای نگاه می‌کنند، چنان چه این سنجش در موضعگیری کاخ کرملین در قبال راهبرد جدید امریکا در مورد افغانستان قابل درک بود.
بناءً این رویکرد یک فرصت تازه برای افغانستان است و پیامد چنین فرصت‌ها به ندرت مشاهده می‌شود، ولی حکومت افغانستان تلاش می‌کند تا این بار این مجال را از دست ندهد و اقداماتی که در این راستا لازم است، آن را اولویت بندی کرده و از آن استفاده درست و به جا و موثر نماید.
تدوین یک استراتژی منظم امنیتی، تشدید جنگ و حملات تهاجمی بر دشمن، برخورد قاطع و قانونی با جانیان و تروریستان در بند، گماردن افراد شایسته، کاردان، متعهد و ملی در رأس اداره سکتورهای امنیتی، تحرک بخشیدن به دیپلماسی کشور، ایجاد روابط بیشتر با کشورهای همسو، افشای مستند چهره واقعی پاکستان در مجامع عمومی و بین المللی، همگامی همه‌جانبه با راهبرد تازه امریکا و تلاش مضاعف برای تطبیق آن در سطح داخلی و بیرونی، نزدیکی و همسویی با مردم و استفاده عادلانه از ظرفیت‌های انسانی برای پیشبرد امور اداری و سیاسی کشور و تجدید نظر نسبت به سیاست‌های گذشته و اتخاذ روش‌های درست و قناعت بخش برای مردم و جامعه از جمله مسایلی اند که می‌توانند افغانستان را از این مشکلات نجات داده و راه نوی در پیش پای این کشور بگشاید.

مشاهده در منبع اصلی