اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، یکشنبه, 26 قوس , 1396

پیـچیدگی یا بروکراسـی: عیب سیستم اداری افغانستان

وضعیت سیستم‌های اداری افغانستان
نخست، هدف از این نوشته، پویش و جستجوی معایب ساختار کاری اداره در افغانستان است تا کارگزاران نظام سیاسی و مسئولان تصمیم‌گیر بنا به رسالت کاری و مأموریت اداری‌شان به اصلاح و رفع عیب‌ها اقدام کنند.
دوم با آنکه اداره حکومتی در افغانستان دارای مشکلات بسیاری است؛ اما از مجموع آن تا جایی که به نظر می‌رسد چهار موضوع عمده و چهار سد در مسیر راه کار اداره در افغانستان است که آن چهار مورد عبارت‌اند از «پیچیدگی اداری»، «اطاله رسیدگی به امور»، «سنتی بودن سیستم» و «فساد اداری». مواردی که هریک از آن دست‌به‌دست هم داده، وضعیت اداره را در حکومت افغانستان نابسامان بسازد.
معنی اصلی بروکراسی (Bureaucracy ) هرچه است یا نیست، البته معنای جاافتادۀ آن در ذهن‌ها عبارت است از «دیوان‌سالاری، تأسیسات اداری، حکومت اداری، کاغذپرانی، مجموع گماشتگان دولتی، مقرراتی و اهل کاغذبازی، رعایت تشریفات اداری به حد افراط» طوری که همین نظام، چیزهایی که عاید حال مردم ساخته است، عبارت‌اند از مقررات خشک و وقت‌گیر اداری، کاغذبازی، تشریفات زائد اداری، (اعمال اختیارات دولت از طریق ادارات و افسران انتصابی و مقررات مدون) دیوان بندی، دیوان ساختار، افسران دولت، روسای ادارات دولتی، مقامات اداری و در نهایت «امضاء بازی» مفرط. امضاءبازی‌ای که مراجعه‌کنندگان را خسته می‌کند، امری که عده‌ای از مأمورینی را در بدنه یا ساختار منظومه اداری مهره چینی کرده است که فقط پشت میزش نشسته‌اند و فقط منتظر امضا هستند؛ بس.
ماحصل بروکراسی در ادارات افغانستان چیزی جز چند چیز نیست:
1. کُند شدن کارها در چنبره مقررات زائد و سلسله‌مراتب طولانی؛
2. همین کند شدن کارها و همین پیچ‌وخم‌های اداری و مسیر پر از کارنر و چاله‌وچوله سوء چه امری عاید مردم افغانستان ساخت است؟ قطعاً ماحصل همین پیچش یا پیچیدگی بیش‌ازحد استفاده از قدرت و مقام به سود صاحب‌منصب، مقام و چوکی است.
3. همین کندی کارها و «استفاده از قدرت و صلاحیت اداری» باعث تمایل مأمورین به گسترش قدرت و دامنه دستگاه و افزایش تسلط بر جنبه‌های هرچه بیشتری از زندگی اجتماعی و اقتصادی و سیاسی برخی از آن‌هاست.
4. کندی کارها، استفاده بیش‌ازحد قدرت از سوی مأمورین و تمایل و گرایش به قدرت، منجر به «فساد اداری» (Corruption ) می‌گردد که این، مباین و مخالف حکومت‌داری نیکوست.
5. علاوه بر چهار موضوع بالا باعث از دست دادن «وقت» و «فرصت کاری» شهروندان است؛ چیزی که هم به ضرر مردم افغانستان است و هم ضرر به حکومت. در این نوع سیستم اداری، افراد «نان‌خور» به شکل فزاینده در بدنۀ حکومت چینش شده است که به عینی در ساختار اداری افغانستان ملاحظه می‌کنیم.
6. علاوه بر پنج موضوع بالا، بروکراسی باعث اطاله کاری روند کار اداره (Prolongation of work ) است؛ آن چیزی که در حال حاضر اداره‌های افغانستان با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
7. علاوه بر شش موضوع بالا، بار سنگین «جمعیت امضاء کننده» است که صرفاً امضاگر هستند؛ بس.
8. مشکل هفتم خلاصۀ تمام موارد است که همانا عبارت است از «تشتت و آشفتگی» کارهای مراجعه‌کننده و مأمور حکومت
9. هشتمین محصول بروکراسی در افغانستان، «عادی‌سازی» روش‌های «بد» اداری است. در این روش، مردم نیز فاسد می‌شوند. هر شهروندی که در اداره سروکارش می‌افتد، برای اینکه زودتر کارش انجام شود، دست‌به‌جیب می‌شود تا به کار و زندگی خود برگردد.
10. نهمین برآیند «بروکراسی» شکل‌گیری «واسطه بازی» است؛ زیرا هر مراجعه‌کننده‌ای برای انجام شدن کارهایش متوسل به «این‌وآن طرف» می‌شوند که همین امر، یکی از مظاهر نظام اداری در افغانستان است.
از آنجایی که پیچ‌ها، کارنرها، پیچ‌وخم‌های اداره در نظام اداری افغانستان، شرایط حاضر، طوری است که در هر گردنه و در هر پیچ‌وخم، مأمورین رشوه‌گیر، مسئولین امضاء کننده، در کمین طعمه هستند. این امر، برای هر کسی که سروکارش افتاده باشد، خیلی محسوس است.
نتایج بروکراسی اداره در افغانستان
بروکراسی اداری در افغانستان دو ضرر ملموس و عینی را متوجه مردم و حکومت افغانستان ساخته است:
1. پیچیده شدن روندها و فرایندهای کار اداری موجب می‌شود که فاصله بین «مردم» و «حکومت» ایجاد شود؛ آن چیزی که اکنون شاهد آن هستیم. در این مسئله حس اعتماد مردم نسبت به حکومت و اداره سلب می‌شود. یکی از نتایج «برهم خوردن نظم حس اعتماد مردم به حکومت» پایین آمدن همکاری مردم با حکومت است. از طرف دیگر سطح عرضۀ خدمات و امکانات و ظرفیت‌ها پائین می‌آید؛ چیزی که نتایج آن را در قواره و ساخت کنونی افغانستان مشاهده می‌کنیم.
2. سرگردانی مراجعه‌کنندگان اداره‌های افغانستان: کندی امور اداری، باعث سرگردانی مردم شده است. سرگردانی‌ای که مراجعه‌کننده برای یک امضا روی برگه، باید به‌جاها و مکان‌های مختلف مراجعه کنند. بدترین حالت ممکن زمانی است که مراجعه‌کننده به موردی بر بخورد که «مأمور امضاء کننده» مرخصی رفته باشد. وانگهی مراجعه‌کننده باید روزهای متوالی چوب مراجعه‌های مکرر را بر جان بخورد تا وقتی که «امضاء کننده» از سفر به حضر برگردد.
3. ادارات افغانستان شبیه مسیری است که در آن ایست‌های تلاشی (بازرسی) متعدد قرار داشته باشد، ایست‌هایی که مسافر در دم هر ایست تلاشی پول از جیب خود بیرون بکشد. این حالت، مسلماً به مردم شریف افغانستان توهین آشکار و حقارت عیان است.
بر اساس منابع و مأخذ مطالعاتی، بروکراسی «ضدتحرک اداری و ضد نوآوری در سازمان به کار برده شده است که به عدم قابلیت انعطاف و انهدام حس شخصیت تمایل دارد.» صاحب‌نظران این نوع نظام اداری را «نظام حکومت مأموران اداری» می‌گویند که در آن «کنترل آن به دست مأموران اداری است و قدرتشان آزادی مردم عادی را به مخاطره می‌اندازد.»
آنچه مسلم است این است که در «نظام حکومت مأموران اداری افغانستان» یک مأمور «امضاگر» می‌تواند پرونده یا دوسیۀ مراجعه‌کننده را گم بیندازد یا گم کند یا پاره و پوره کند و در بین سطل زباله زباله بیندازد، وانگهی کسی نیست که به درد مراجعه کننده برسد. مراجعه‌کننده‌ای که «دستش از آسمان کنده است و پایش از زمین».
نمونه‌ها
مردم افغانستان به تعداد نفوس خود، خاطرات بد از ادارات افغانستان دارد. این، بدگویی و تهمت علیه اداره در افغانستان نیست؛ بلکه تلنگری است یا به چالش کشیدن است تا ساختار اداره در افغانستان از «وضعیت سنتی» و «بروکراسی» به وضعیت «مدرن» و «ساده» تغییر مسیر بدهد.
دیروز یکی از مراجعه‌کنندگان به وزارت مالیه می‌گفت: «مأمور امضاگر دوسیه مرا گم کرده بود. خوشبختانه کاپی دوسیه پیشم بود. وقتی پیش مسئول اداره مراجعه کردم و گفتم که دوسیه من گم شده است، لطفاً بنویس که این کاپی برابر با اصل است. مأمور با خشم و غیظ گفت: تو به مأمور اداره تهمت می‌زنی؟ بگو من خودم گم کرده‌ام. من هم دست روی سینه گذاشتم و گفتم: چشم صاحب! من خودم گم کرده‌ام. بعدش مأمور امضا کرد و خلاص.»
تجربۀ شخصی من (نویسنده این مقاله) عین همین قضیه است. در همین سال روان، یک بخش از وزارت داخله دوسیه مرا گم کرد، یک ماه دوندگی کردم. باآنکه کاپی اسناد در دستم بود، ولی دوندگی به‌جای نرسید تا کاپی اسناد را از ادارۀ دیگر آوردم و کارم سامان یافت.
این نوشته برای این نوشته شد که حکومت محترم افغانستان و کارگزاران نظام، برای «تغییر» و برای «اصلاح امور» همت بگمارند تا کارها سامان یابند.

(Visited 8 times, 1 visits today)
مشاهده در منبع اصلی