اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، سه شنبه, 28 سنبله , 1396

«مرد گريه نميکند»؛ آموزهي که به جسم و روان آسيب مي رساند

از آغازین روزهای کودکی همیشه این جمله را می‌شنیدم. بارها در هنگام گریه کردن این جمله از طرف افراد زیادی به من دیکته شده. هرگاه گریه می‌کردم به من می‌گفت: «مرد گریه نمی‌کند». شما هم هرکدام شما این سخن را بارهای شنیده‌اید. پدر، مادر، برادر، خواهر و یا فردی دیگری برای شما گفته است که «مرد گریه نمی‌کند». پدر و مادر ما از پدر و مادر خودشان و همین‌طور پدر و مادر آن‌ها هم از پدر و مادر خودشان و الی‌آخر این آموزه را شنیدند. شاید پیامد روحی و روانی این جمله هیچ‌گاهی برای گذشته گان، پدر، مادر و … مهم نبوده. آنان اصلاً به پیامد این سخن فکر هم نمی‌کردند. از بحث روان آدمی و تأثیرپذیری آن چیزی نمی‌دانستند. شکل‌گیری شخصیت و توازن درونی انسان اصلاً به گوش شان نرسیده بودند. به همین دلیل چنان دست‌ ودل ‌باز و به عنوان یک آموزه و ارزش همواره به رخ مان این جمله را می‌کشیدند و یادآور می‌شدند که به یک ارزش تبدیل‌شده و امروز هم اغلب به این ارزش پابند است که «مرد گریه نمی‌کند».
تکرار پی‌درپی و همیشگی این جمله باعث شد که چنین مفهوم آویزه‌ی گوش‌های ما شود و کم‌کم به درون ما راه پیدا کند. این مفهوم بالاخره به‌عنوان یک ارزش در ناخودآگاه ما جا گرفته و جز شخصیت ما شده. ارزش بسیار مستحکم درونی شده‌ی که بیشتر ما در کام آن کشیده شده ایم. ارزش که پشت پا زدن و عبور از آن سخت شده است. ما با مرور زمان و تکرار پی‌درپی باور کردیم که مرد گریه نمی‌کند. در جامعه‌ی ما گریه‌ی مرد ننگ و عیب پنداشته می‌شود. مرد قوی مردی است که گریه نمی‌کند. این بدترین ارزش و بدترین آموزه‌ی فرهنگی جامعه‌ی ما است. آموزه‌ی بسیار زیان‌بار و ویران گر. آموزه‌ی که توازن سلامت روانی ما را برهم می‌زند و آسیب‌های جدی جسمی هم به دنبال دارد. فشار اجتماعی راجع به این ارزش و درونی شدن خود این ارزش باعث شده که چنان پابند به این ارزش باشیم که اگر گه گاهی گریه‌ی ما آمد، حاضریم خودمان را نابود کنیم؛ اما گریه نکنیم. گریه برای مرد ننگ پنداشته می‌شود.
حالا پرسشم از تمام کسانی که این آموزه را به گوش‌های ما خواندند این است که چرا مرد گریه نکند؟ گریه مرد چه پیامد نادرست دارد؟ چرا گریه کردن فقط برای مرد بد است؟ به اساس کدام دلیل منطقی مرد باید گریه نکند؟ بدون شک هیچ پاسخی منطقی و مجاب‌کننده‌ی برای این پرسش‌ها وجود ندارد؛ چون هیچ دلیلی و برهانی منطقی نیست برای گریه نکردن؛ به همین دلیل پاسخی منطقی هم برای این پرسش‌ها وجود ندارد. افرادی که این آموزه‌ی نادرست را همواره یادآوری می‌کند و به آن ارزش قایل است، دلیلی برای این کار ندارند. آنان که گریه کردن را برای مرد، حقارت، ننگ و عار می‌پندارند، نگاه بسیار عجیب‌وغریب به عمل گریه کردن دارد. آنان به‌راحتی می‌گویند که: «گریه مال زنان است.» یا «زن است که گریه می‌کند، نه مرد.» در این نوع نگاه و برداشت، اول اینکه زن حقیر و ناتوان پنداشته می‌شود و مرد را بالا و بلندمرتبه می‌داند. زنان در این نوع نگاه تحقیر می‌شود و ضعیفه قلمداد می‌گردد. دوم بی‌هیچ دلیلی گریه کردن را بد و ناپسند می‌پندارند. این افراد درک و دریافت از انسان و دنیای درون و بیرون انسان ندارند و به همین خاطر به چنین آموزه‌ی پابند است. اگر این افراد از روان آدمی چیزی می‌فهمید هرگز به چنین آموزه‌ی نادرست پابند نمی‌بود و به‌آسانی این شعار را سر نمی‌داد. برای اینکه به اهمیت گریه کردن پی ببریم، چندمورد  راز فواید آن را این جا یاد آور می شوم.
فواید گریه کردن
یک پژوهشگر به نام نیکس جی (Nicks J ) درباره‌ی گریه تحقیق بسیار گسترده نموده و فواید گریه کردن را این‌گونه برشمرده است:
1 ـ گریه، استرس را از بین می‌برد: گریه در آزادسازی استرس احساسی که در توسعه مشکلات قلبی، فشارخون بالا و دیابت نوع 2 نقش محرک دارد، می‌تواند مفید باشد.
2 ـ خلق‌وخوی را بهبود می‌بخشد: ازآنجایی‌که اشک حاوی مقادیر قابل‌توجهی از منگنیز است، عمل گریه می‌تواند به کاهش سطح منگنیز که ممکن است تأثیر مثبتی بر خلق‌وخوی داشته باشد، منجر شود.
3 ـ احساس آزادی می‌آورد: اگر اجازه دهید تا احساسات منفی در شما جمع شود این امر باعث اختلالات روانی مانند افسردگی می‌شود. گریه به بیرون ریختن این احساسات عمیق، کمک می‌کند و احساس بهتری را برای شما ایجاد می‌کند. اجازه دهید که این احساسات  که می‌تواند طیف گسترده‌ای از بیماری‌های مزمن ازجمله دیابت و ورم مفاصل ماشه باشند به خاک سپرده شوند؛ بنابراین، آزاد کردن این تجمع احساسی از طریق گریه به‌طورکلی برای خوب بودن بسیار حائز اهمیت است.
4 ـ اندورفین منتشر می‌کند: گریه کردن اندورفین‌ها (مواد شیمیایی که سرخوشی بالا می‌دهند)  را آزاد می‌سازد. اندورفین‌ها همچنین خواص ضد درد دارند، به این معنی که از مانع رسیدن سیگنال‌های درد به مغز می‌شوند. این امر نشان می‌دهد که اندورفین‌ها در ارتباط با گریه همچنین ممکن است به کاهش درد جسمی کمک کنند؛ بنابراین، اگر زمانی که موضوع ناراحت‌کننده‌ای شمارا به گریه کردن تحریک می‌کند آن را دریغ نکنید.
5 ـ چشم‌ها را می‌شوید: تحقیقات انجام‌شده در اشک انسان نشان داده‌اند که اشک حاوی آنزایم شناخته‌شده به نام «لیزوزیم» در خواص ضد باکتری بسیار شناخته‌شده است. این ویژگی ضد میکروبی اشک بشر به توقف باکتری که باعث عفونت چشم می‌شود، کمک می‌کند. همچنین، عکس‌العمل اشک پس از قرار گرفتن در معرض دود، گردوغبار و پیاز که جاری می‌شود درواقع به حفاظت از چشم‌ها از آسیب و جلوگیری از صدمات ناشی از این محرک کمک می‌کند. این اشک‌ها که ما دوست نداریم دیده شوند درواقع از چشم‌های ما در برابر محیط محافظت می‌کنند.
6 ـ سموم را از بین می‌برد: تحقیقات نشان داده است که اشک‌های عاطفی که از غم و اندوه به وجود می‌آیند پر از مواد شیمیایی سمی هستند. تجمع مواد شیمیایی زمان روبرو شدن با افزایش سطح استرس روی‌هم انباشته می‌شوند  و از طریق اشک جاری و آزاد می‌شوند.
7 ـ فشارخون را کاهش می‌دهد: مشاهده‌شده است که فشارخون به دنبال یک‌بار گریه کردن کاهش می‌یابد. آزادی احساسات به دام افتاده بعد از گریه باعث می‌شود ما احساس بهتری همراه با کاهش فشارخون و بهبودی ضربان قلب داشته باشیم. علاوه بر کاهش فشارخون، عمل گریه همچنین در کاهش تعداد ضربان قلب کمک می‌کند.
فواید گریه خیلی بیشتر از این است که در بالا ذکر شد. بااین‌حال ما می‌دانیم که گریه کردن عیب ندارد و پیامد بد هم ندارد، آنچه پیامد بد دارد و به‌سلامت جسمی و روانی ما آسیب می‌رساند، گریه نکردن و خفه کردن این احساس است در وجود ما. هرگاه نیاز به گریه‌داریم، بگذاریم راحت گریه بیاید و گریه کنیم تا حداقل به‌سلامت جسمی و روانی‌مان آسیب نرسانیم. گریه یک عمل طبیعی، سالم و شفابخش است.
در پایان می‌خواهم این نکته را یادآور شوم که برخی از آموزه‌های فرهنگی ما بسیار ناروا و زیان‌بار است. این آموزه‌ها گذشته از این‌که درست نیست، برای صحت و سلامت ما نیز آسیب می‌رساند. مثل همین عمل گریه کردن و ده‌ها مسئله دیگر که به‌صورت کامل خودسانسوری می‌کنیم و در درونمان می‌کشیم. در اینجاها است که باید به سراغ فرهنگ رفت و فرهنگ را جراحی کرد. قسمت‌های ناروا و زیان‌بار فرهنگ را عوض کنیم. همه‌ی آموزه‌های آبایی ما درست نیست. به همین دلیل نیاز به جراحی فرهنگی داریم. جای‌جای از فرهنگ و آموزه‌های فرهنگ را باید برداشت و به‌جایش آموزه‌ی مفید و کاراتر جایگزین کرد.اشک‌های شما سرمایه¬ی بزرگ سلامتی شما است، بگذارید ببارد!

مشاهده در منبع اصلی