اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، شنبه, 1 میزان , 1396

سیاست جدید امریکا در افغانستان چه پیامی برای هند و پاکستان دارد

سیاست جدید ایالات متحده اگر نتواند به برخی از تناقضات اساسی بویژه در رابطه با طالبان پاسخ دهد بی فایده و ناکارامد خواهد بود. در مصاحبه ای که اخیرا صورت گرفته است حسین حقانی سفیر پیشین پاکستان در ایالات متحده ادعا کرد که سیاست جدید امریکا در افغانستان یک تغییر واضح را نشان می دهد. وی بر دو تغییر تاکید کرد اول اینکه در این سیاست جدید دورنمای چشم انداز پاکستان به عنوان یک دشمن نگریسته شده است دوم اینکه ترساندن پاکستان از طریق مداخلات بیشترهند در افغانستان به کابوسی برای پاکستان تبدیل می شود.                          
اگر نگاهی به تناقضات داخلی در سیاست پیشنهادی انداخته شود برخی ناظران شک و تردیدی جدی در مورد اثر بخشی و پایداری آن دارد. در رسانه های هند، استقبال از سیاست جدید امریکا که برای اولین بار از اهمیت همکاری های هند در افغانستان قدردانی شده است پر رنگ به نظر می آید. درگیری با پاکستان که یکی از آرزوهای مودی بود ممکن است حالا اتفاق بیافتد. اکثر تحلیلگران هند و پاکستان استدلال می کنند که دخالت مستقیم هند به معنای فشار بیشتر بر پاکستان است. دخالت استراتژیک هند در افغانستان به معنای برانگیختن سوظن بیشتر پاکستان به یک درگیری نظامی احتمالی است. این تهدید واقعی وجود دارد. با این حال، ایالات متحده استدلال می کند که این تغییر در استراتیژی به معنی آن است که پاکستان به رویکرد خود تغییر ایجاد کند. اگر این محاسبات پذیرفته شود بدان معنی است که در آخر ایالات متحده، افغانستان، پاکستان و هند در میز مذاکره بنشینند و هند در قبال اطمینان بخشی و تغییر سیاست پاکستان میزان مداخلات خویش را در افغانستان محدود کند. تا اینجا به نظر نمی رسد هند و اداره ترامپ آمادگی چنین کاری را داشته باشد. اگر مشارکت هند برای پاکستان هیچ انگیزه ای ایجاد نکند. همان طوری که حقانی یادآوری کرد به تهدید تبدیل خواهد شد. اگر هر دو حالت را در نظر بگیریم اینکه هم پاکستان بر سیاست جاری خود تاکید کند و هم هند و ایالات متحده با محاسبات خود پیش رود انتظار می رود که ارتش پاکستان و شورشیان افغان در سرحدات بسیج شوند و لشکر کشی کنند.تا وقتی که تغییر سیاست امریکا حاکمان فعلی دولت هند را خوشحال کند برای بروکراسی با تجربه هند که سیاست خارجی و موضوعات نظامی را اداره می کند زنگ خطری به حساب می آید. احتمالا تصادفی نیست که چندین تن از مفسران هند بلافاصله تاکید کرد که هند با کمک های اقتصادی و ایجاد زیرساخت ها سیاست هایش را پیش خواهد برد. نماینده ویژه سابق هند در امور افغانستان و پاکستان اس کی لمبه اضافه کرد شرایط امنیتی فعلی اجازه نخواهد داد تا اوضاع رو به وخامت بگراید. در جریان دیدار جنرال ایالات متحده جان نیکلسن از هند، ایالات متحده واضح ساخت که ترجیح میدهد هند حضور مستقیم تر نظامی در افغانستان داشته باشد، در حال حاضر همکاری های نظامی هند با افغانستان در حد تعمیر و جایگزینی تجهیزات نظامی کهنه روسی است.علاوه بر آن به نظر بسیاری از ناظران، وزیر امور خارجه ایالات متحده ماه گذشته توجه جدی به مناقشات هند و پاکستان را مطرح کرد و گفت هند می تواند اقداماتی برای دوستی با پاکستان بر سر موضوعاتی که ثبات در پاکستان را تقویت نماید انجام دهد و عواملی که باعث بی ثباتی بین کشورهایشان می شوند را بردارند.
اگر چنین است چطور هند می تواند در افغانستان امنیت بیاورد در حالی که خود با برخی از عوامل نا امنی درگیر است ؟ این سوالی است که نخست وزیر جدید پاکستان شاهد خاقان عباسی از طرف تمام آسیای جنوبی مطرح کرد؟
برای پاکستان این تناقضات داخلی در راهبرد جدید امریکا کاملا واضح است که توسط بسیاری از تحلیل گران امریکایی نیز مورد تایید هست. چندی پیش امریکا در گفتگوی چهار جانبه صلح افغانستان که در آن چین، پاکستان و افغانستان درگیر بودند نقش داشت. در طی این فرایند امریکا عملا موجودیت نمایندگان طالبان افغان در کویته و پیشاور موسوم به شورای کویته و پیشاور را پذیرفت. واضح است که امریکا در ایجاد دفتر طالبان در قطر به آنان کمک کرد و با آنها گفتگوی مستقیم برقرار کرده بودند. برقراری آشتی با اقدامات نظیر افزایش نظامی بر طالبان افغان و همزمان تاکید بر اینکه هدف نهایی و تنها واقع بینانه حل و فصل ومذاکره با طالبان است دشوار به نظر میرسد، در داخل پاکستان ناخشنودی مردم از ادامه فعالیت های ملیشه های جهادی مانند شبکه حقانی و گروه کشمیری به شمول لشکر طییبه و جیش محمد در حال افزایش است. روشن است که امریکا در شکل گیری این گروهها برای حمایت مجاهدین افغان در مقابل شوروی سابق در سال های 1980 نقش اصلی را داشته است. پس از آنکه مجاهدین توانست شوروی سابق را مجبور به خروج کند امریکا سعی در منحل کردن این گروه ها نکرد و امیدوار بود که آنها دوباره به جامعه مدنی برگردند.
پاکستان، افغانستان و هند حالا کوشش می کنند این گروه ها را سهم بدهند. طالبان افغان قرار است در گفتگوهای صلح شامل دولت شوند. در پاکستان تعدادی از این گروه ها مانند گروه های جماعت الدعوه و اهل سنت و جماعت به سمت سیاست روی آوردند، در هند قبلا دولت به رهبران حریت در کشمیر کمک های فراوان کردند. همزمان ایالات متحده می خواهد بر توسعه هسته ای هند و پاکستان اشراف داشته باشد. هنوز مشخص نیست که چطور ارتش پاکستان در قبال کنترل قدرت هسته ای اش توسط امریکا این گروه ها را بپذیرد و طالبان افغان را سر میز مذاکره بکشاند در حالی که امریکا می خواهد کمک های نظامی اش را به پاکستان کاهش دهد و پاکستان همچنان متحد امریکا باقی بماند. معایب چنین رویکردی این است که اگر این سیاستها فقط به عنوان گزینه ها، انگیزه ها یا تهدیدات معنی شود، شاید چیزی تغییر نکند و همه چیز تنها بدتر خواهد شد. تا آنجایی که بسیاری از خودکامه گان در هر دو طرف بخواهند ثابت کنند که می توانند برنده شوند، هیچ ارتباط و سازش بوجود نخواهد آمد،.چیزی که لازم است یک تحلیل دقیق از تمام عناصر عوامل در این وضعیت است، در حالی که سعی در درک آنچه از دست رفته است رو به جلو باید رفت. به این ترتیب هر کسی را می توان تشویق کرد که نقش مفیدی را بازی کنند.

مشاهده در منبع اصلی