اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، سه شنبه, 28 سنبله , 1396

چرا یک جنگسالار دغدغه های زبان شناسانه دارد؟

چرا يك جنگسالار می تواند دغدغه های زبان شناسانه داشته باشد؟

بسياري ها در شگفت اند كه يك قاتل و جنگسالار چطور مي تواند دغدغه هايی به اصطلاح زبان شناسانه داشته باشد! مثلا حكمتياري كه همه عمر اش در جنگ و كشتار گذشته است چگونه به خود حق مي دهد كه درباره واژگان زبان فارسي به داوری بنشيند؟! آيا اين عرصه، جولانگه هر مگس است؟

من اما از اين پرسش در شگفتم. آخر ميان كشتار و دغدغه هاي زبان شناسانه مي تواند پيوندهاي بسياري باشد. بيشتر پژوهشگران به اين عقيده اند كه دغدغه هاي سره سازي زبان، ساخته و پرداخته ذهنيت هایي است كه به پاكسازي نژادي نيز باور دارند.

به باور پژوهشگران، انگيزه اي كه در پشت سر اقدام به سره سازي زبان نهفته است، در حقيقت همان انگيزه اي است كه در عقب پاكسازي نژادي نيز نهفته است. اين انگيزه عبارت است از بيگانه هراسي، ديگرستيزي و باور به ارزش اصالت و خلوص. مثلا هيتلر با همان دلايلي از يهود و پديده اي اختلاط نژادي نفرت داشت و كمر به پاكسازي نژادي و نسل كشي يهوديان بسته بود كه امروزه حكمتيار و دار و دسته اش به پاكسازي دري از واژگان ايراني بسته است.

اين ذهنيت اگر در عرصه فرهنگ، خواهان پاكسازي زبان دري از واژگان اصيل آن است، در عرصه اجتماعي نيز خواهان پاكسازي افغانستان از اقوام غيرپشتوني آن است. كشتارها و جنگ هايی كه كرده نيز به همين خاطر بوده است، به خاطر رسيدن به خلوص.

عبدالشهید ثاقب

مشاهده در منبع اصلی