اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، چهارشنبه, 29 سنبله , 1396

راهبرد دیگری به نام «شفافیت»

تعهد، باورداشتن به هدفی را معنا می‌دهد اما تنها باورداشتن کافی نیست. تعهد زمانی در وجود شخصیت یا نهاد سیاسی متبارز می‌شود که عملکرد وی با باورمندی‌ همخوانی داشته باشد. اگر باور با عملکرد همخوانی نداشته باشد، سیاستمدار، فریبکاری بیش نیست. بحث مبارزه با فساد در دولت افغانستان چنین تصویری را ارایه می‌کند.

چگونه با فساد می‌شود مبارزه کرد در صورتی‌که سیاستمداران راهبرد «شفافیت» فاسد هستند. دارندگان گذشته سیاسی با مکاتب خیالی، قراردادهای خیالی، سربازان خیالی، تقلبات انتخاباتی، هماهنگی مافیایی با خارجیان و ده جنایت دیگر بیایند وزیر، سفیر، مشاور، معین، رییس و مدیر شوند.

چند روز پیش با یکی از خبرنگاران حرفه‌ای که برای رسانه‌های بین‌الملل کار می‌کند صحبتی داشتم. او برایم گفت وزیری‌ را شناسایی کرده که دارنده منازل رهایشی در استانبول، دوبی، امریکا و کابل است. یا معینی را نام برد که به ارزش ده‌ میلیون دالر سرمایه غیر منقول دارد. یا والی‌ را نام برد که بیشتر از صد میلیون دارد. این آقایان قبل از رسیدن به مقام‌های دولتی در چه وضعیتی قرار داشتند؟ پاسخ روشن است و نیازی به توضیحات نیست. این خبرنگار آموزه‌های زیادی در بخش ژورنالیزم تحقیقی دارد. من بنا بر ملحوظات امنیتی نام‌اش را نمی‌گذارم. او روی تحقیات‌اش کار می‌کند. لحظه‌ای تصور کنید در کشوری‌ که فقیرترین مردمان جهان را دارد، غنی‌ترین مدیران دولتی بر آن حکومت می‌کند.

بحث من این‌است که دولت با راه‌اندازی راهبرد شفافیت خاک بر دیده‌گان شهروندان می‌پاشد. بهتر است در عملکرد‌ اش دگرگونی بیاورد. در برابر شهروندان فقیر اش خجالت بکشد. وقتی جنرالی نان سرباز جنگی‌اش را از سنگر می‌دزدد، وزیر جنگ‌اش باید در ضمیر رییس دولت تیرباران شود. وقتی کودکی برای آموزش و پرورش چادری ندارد که مکتب به نامد و وزیر معارف اش به نام مکاتب خیالی میلیونر می‌شود، رییس حکومت باید در وجدان جامعه حلق‌آویز شود.

وقتی بر سرنوشت و آرای مالیه‌دهندگان فقیر توسط وزیر مالیه‌اش بازی می‌شود، رییس دولت باید در برابر انسانیت به‌ زانو درآید. آنجا است که مردم به راهبرد شفافیت اعتماد خواهد کرد. ورنه معده‌های ورم‌کرده این آقایان بزرگتر می‌شوند و به سان همیشه به‌ نام راهبرد شفافیت بر گرده ملت لگد می‌کوبند.

ملک ستیز

مشاهده در منبع اصلی