اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، چهارشنبه, 7 جوزا , 1399

هر دو سر جنگ افغانستان به دست آمریکا است

به گزارش افغان خبر،

استراتژی آمریکا هنوز هم در قبال افغانستان مشخص نشده است. اختلافات میان مقام های ارشد حکومت آقای ترامپ بر سر ایجاد این استراتژی وجود دارد. کاخ سفید می گوید که استراتژی جدید آمریکا در قبال افغانستان در یک زمان مناسب اعلام خواهد شد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان(afghanpaper)، داوود راوش استاد دانشگاه در برنامه «نگرش» گفت: اول باید سیاست داخلی آمریکا و حضور گسترده مردم آمریکا را در صحنه رای دهی، تغییرات و برکناری برخی از مقام های ارشد آمریکا را در راستای استراتژی آمریکا و بخصوص سیاست گذاری ها را در رابطه با افغانستان در نظر بگیریم. همچنین منافع کلان منطقه ای که آمریکا در این منطقه دارد. بعد بررسی کنیم که این استراتژی آنها به چه مفهوم است و قرار است چه تغییراتی کند.

وی در خصوص خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان بیان داشت: یک وقتی روزنامه گاردین گفته بود که کلید فتح روسیه و آسیا افغانستان است. و فکر نمی کنم که آمریکایی ها با این سبکسری و سادگی از افغانستان بیرون آیند. اردوی آمریکا کوشش می کند که تحت پوشش اردوی کشورش، بلک واتر و یا کمپانی امنیتی که بتواند به شکل مزد بگیر برای تامین امنیت در افغانستان کار کند و این یک تغییر در استراتژی آمریکا است. البته تغییر ماهیتی نیست و فقط تغییر فرم است. به این ترتیب می خواهند مردم را قناعت دهند که ما این جنگ را به طرف این بردیم که توسط نیروهای ارزان قیمت تر و با هزینه کمتر مدیریت کنیم.

راوش ادامه داد: همه اینها می رساند که آمریکا در قبال مسایل افغانستان به صورت جدی کار می کند. اما چیزی که در دستگاه سیاست آمریکا واقع شده این است که یک نیولیبرالیزم با یک حکومت تقریبا فرو افتاده دست و پنجه نرم می کند. آمریکایی ها حضور فعال خود را در افغانستان منتفی نمی دانند. سناتوران، مردم و تحلیلگرانش حرف می زنند و می گویند که حضور ما در افغانستان به معنای بقای آمریکا است.

استاد دانشگاه در باره اوضاع افغانستان حتی در این زمانی که آمریکا در اینجا حضور دارد می گوید: افغانستان متاسفانه یک بستر مساعد برای ترافیک مواد مخدر، تولید مواد مخدر، جنگ و تروریزم و در کل این مثلث شوم فساد است. این سه عنصر دست به دست هم داده و افغانستان را تبدیل به یک منطقه غیر قابل کنترل در منطقه کرده است. در این کشور در طول شب هیچ کس جرات شب سفر کردن را ندارد. مردم ما باید جان خود را بر کف دست خود بگذارند تا شب به جرات از لاین های میان شهرهای افغانستان بگذرند. در یک سرزمینی که اصلا حاکمیت قانون و حاکمیت ملی تمامیت ارضی همه چیزش متاسفانه زیر سوال رفته است و مشابه یک جنگل شده است. در اینجا همه چیز ممکن است. شما فکر می کنید وقتی که آمریکا به یک اروپایی می گوید که افغانستان یک بستر مساعد است مزاح نمی کند و بر اساس تحلیل هایی که از اینجا کرده است می گوید.

وی، در خصوص تصمیم گیری ها در آمریکا می گوید: کمپ دیوید جایی بود که سیاست های اساسی آمریکا اکثرا آنجا اعلام می شد. در آمریکا تصمیم گیرنده اصلی رییس جمهور نیست. بلکه رییس جمهور یک بلندگو است. اما نقش اشخاص و شخصیت ها بخصوص در یک برهه اساس تاریخی مثل امروز که در آمریکا است و حتی استیضاح ترامپ مطرح است. می دانیم که ترامپ حتی زیربازپرسی است. ممکن است که ترامپ نماند و متاسفانه حکومت ما بسیاری از مواقع از یک سیاست بدون اینکه تحقیق کند پیروی می کند و این نقدی جدی بر حکومت است.

راوش معتقد است آمریکا کلید صلح افغانستان را در دست دارد اما اراده ای برای آن ندارد و افزود: حکومت داری در افغانستان و مدیریت جنگ در افغانستان چندان سخت نیست. چرا که لانه های تروریزم مشخص است، تروریزم ها کاملا مشخص است، دولت های حامی تروریزم مشخص است، منبع سلفی ها مشخص است، اخوانی ها مشخص هستند، منبع تروریزم مشخص است. اما از داستان افغانستان داستان هزار و یکشب درست کرده اند و هر روز مردم افغانستان را فریب می دهند. یک زمانی بود که در افغانستان جنگ در دست دو سر بود و مشخص بود که یک سر در دست آمریکا است و یک سر در دست روسیه است اما حالا هر دو سر در دست آمریکا است. پاکستان هم حامی دیگری جز آمریکا و انگلیس ندارد. بنابراین جنگ افغانستان موضوع پیچیده ای نیست بلکه اراده ای برای از بین بردن تروریزم و جنگ وجود ندارد.

وی، در ارتباط با تغییر استراتژی آمریکا در قبال افغانستان گفت: آمریکایی ها می خواهند وزارت دفاع آمریکا مدیریت جنگ را بر عهده داشته باشد اما زیر پوشش آنها موسسات دیگری مانند بلک واتر شامل پروژه جنگ شود. چرا که این سیاست دو گانه از یک طرف به نفعشان است. چرا که تحت پوشش آن همان نیروهای به اصطلاح ملیشه ای در یک جنگ گوریلایی وارد می کنند که بزنند و بخورند و بروند و زیاد هم پشت مسایل اصولی نظامی نگردند. چنانی که یک صاحب منصب، یک سرباز تعلیم یافته یک نظامی تعلیم یافته کوشش می کند که حتی حیوانات منطقه آسیب نبیند و اصول جنگ را رعایت می کند. ولی وقتی که جنگ به یک جنگ گوریلایی تبدیل می شود، دیگر رعایت این قوانین نیازی نیست. این ها همه ژست های سیاسی است.

کد (30)

مشاهده در منبع اصلی