اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، سه شنبه, 6 جوزا , 1399

برنده و بازنده کیست؟

به گزارش افغان خبر،

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)،گلبدین حکمیتار که از بدو ورود به افغانستان با سخنرانی های جنجالی سعی کرد بر اختلاف های قومی و مذهبی دامن بزند و با هدف قرار دادن حزب جمعیت، دشمنان دیرینه خود را از تهمت گرفته تا تهدید به واکنش واداشت.

هرچند این رهبر همیشه مخالف که تنها به خود باور دارد در رویای راس قدرت به سر می برد اما با تمامی حمایت های ارگ و برخی اقوام پشتون نمی تواند جنایات و کشتارهای خونین گذشته را پاک کند بلکه همواره مردم راکت پرانی کور کابل را به یاد می آورند و فجایعی که بر زنان و کودکان طی سه دهه گذشته از سوی حزب اسلامی در تاریخ ماندگار شده است.
اینکه عطا محمد نور در واکنش به سخنان حکمتیار به همان تندی پاسخ گفت و به تعبیر وی، بر چند ارگ نشین تاخت هم دور از شان یک سیاستمدار می باشد و هم برای افغانستان با جامعه چند پاره قومی خطرناک و بحران آفرین.

حکمتیار که از راه توهین و تحقیر به مصاف رهبران و سیاستمداران رفت و همچون گذشته بر طبل نفاق کوبید تاب تحمل رقیب دیرینه چون والی مقتدر بلخ را از میان برد، عطا محمد نور نیز با ادبیات تند وی را غارنشین، جاسوس و مزدور اجنبی خواند.

هرچند در روزگاری نه چندان دور هر یک از رهبران قدرتمند سیاست اکنون افغانستان نبردهای خونین بسیاری با کشتار مردم بی دفاع در کارنامه دارند، یکی به مانند حکمتیار متهم ردیف اول به عنوان جانی و قصاب کابل و دیگری همچو عطا محمد نور طی شانزده سال ولایت بلخ آلوده به فساد در ویرانی، جنگ، اختلاف های قومی و از میان بردن منافع ملی نقش تعیین کننده ای داشتند که نمی توان یکی خود را ناجی مردم بداند و دیگری را دشمن.

به همان میزان که حکمتیار مجذوب قدرت است و با هر وسیله ای خواهان رسیدن به راس نظام، عطا محمد نیز در پی تصاحب آن می باشد و حال نکته قابل تامل، نداشتن برنامه و رویکردی سیاسی برای ثبات افغانستان و راهی برای برون رفتن از جنگ و ناامنی ها از سوی هر دو سیاستمدار می باشد پس در چنین وضعیتی آب در آسیاب تفرقه های قومی و ایجاد فضایی پرتنش سیاسی ریختن در حالی که مردم در تقلای زنده مانده هر روز در قحطی و آوارگی به سر می برند، برای چیست؟

آن کشور و یا فخر به قومیتی که هر دو رهبر با آن به مصاف هم می روند را مردمی تشکیل داده که هیچ دخالتی در سیاست ندارند اما همواره قربانی یکه تازی ها و منافع رهبران خود می شوند.

مردمی که از هر قومیت و مذهب به خاک و خون کشیده می شوند نه به دست طالب و داعش که بر مبنای نابودی هر نشانه ای از انسانیت به وجود آمده اند بلکه از سوی رهبران منفعت طلبی می باشد که زیر چتر قانون، فضا را برای جولان دادن افراط گرایان محیا می کنند.

اینکه حکمتیار طی دو دهه زندگی مخفیانه در کنار دیگر گروه های تروریستی از زیرساخت ها گرفته تا مردم را به نابودی کشاند نه بر کسی پوشیده است و نه خود به رد آن می پردازد اما سخنان عطا محمد نور که در قامت یک سیاستمدار با مشروعیت سیاسی و اجتماعی سعی در کسب مقام قابل اعتبار در حکومت دارد و به افتخار از شکوفایی بلخ می گوید، تهدید حکومت و سخنان حساسیت برانگیز در فضایی که به شدت در آستانه فروپاشی می باشد و تنها جرقه ای، قومیت ها را به نبرد مسلحانه می کشاند، برگرفته از درایت سیاستی است؟

همچنان که والی بلخ توانایی بسیج مردمی قوم خود را دارد، دیگر رهبران نیز از چنین امتیازی برخوردار زیرا از دیرباز، افغانستان نه یک ملت واحد بلکه بر اساس قومیت ها بوده که نمونه بارز آن جنگ دهه هفتاد کابل می باشد که با وجود خشونت و کشتار گسترده هیچ یک از رهبران نتوانست به حکومت برسد و امارت طالبان برقرار شد.

اگر تاریخ به تکرار از تجارب تلخ رویارویی رهبران قومی می گوید باید حکمتیار و عطا محمد و دیگر مقام ها که در آن نقش داشته اند بهتر از هر کارشناس و صاحب نظری به عواقب آن آگاه و به جای تاختن بر یکدیگر و متهم کردن قومیت و احزاب به دنبال راهی جز آنچه از دیرباز رفته اند، باشند.

هرچند جامعه اکنون دیگر به مانند گذشته با تحریک هر رهبر به نبرد با قومیت و مذهب هم نمی رود اما در روزگاری که بی اعتمادی در اوج است و ناامیدی از حکومت فراگیر، خطر درگیری های قومیتی و مذهبی همواره وجود دارد.

کد (18)

مشاهده در منبع اصلی