اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، یکشنبه, 11 جوزا , 1399

دشمن تراشی های فرضی گلبدین حکمتیار

به گزارش افغان خبر،

علمای علم سیاست تحلیل شان را در مورد دیکتاتورها و حکومت های توتالیتر می‌نویسند که اغلب دیکتاتورها و حکومت های توتالیتر نیاز به دشمن فرضی دارند و در غیر آن عمر سیاسی شان دوام نمی آورد. این دشمن تراشی ها از یک طرف دیکتاتورها را مجال می‌دهد تا مخالفین سیاسی شان را به جرم همکاری با دشمن به زندان بی اندازند و یا سرکوب نماید و از سوسی هم مردم را علیه دشمن فرضی بسیج کند و در کنار خود نگهدارد تا پایه مشروعیت اش تحکیم یابد.

حالا وقتی به گلبدین می‌بینم عین خصوصیات یک دیکتاتور اما دیکتاتور پوچ و خالی از همه چیز را در وجودش درمی یابم. او شدیدا نیاز به یک دشمن فرضی دارد، او هیچ گاهی چیزی را به نام اخلاق سیاسی به رسمیت نمی‌شناسد. برای گلبدین داشتن دشمن فرضی مثل نسبت ماهی با آب است چون در نبود دشمن فرضی او حتی برای چند دقیقه هم نمی‌تواند زنده بماند.

گاهی زنان را دشمن قلمداد کرد و به رخ شان تیزاب پاشید، روزی دیگر ازبک ملیشه را دشمن اعلام نمود و مردم کابل را قصابی کرد و روزی هم قهرمان ملی کشور و استاد ربانی شهید صلح را فرزندان سقاوی خواند و به راکت پرانی های کور خود ادامه داد و روزی هم حضور نیروهای آمریکایی را بهانه ساخت تا استادان دانشگاه را در سوپرمارکت فاینست وزیراکبرخان و کودکان متعلم مکتب را در شاه شهید به قول خودش با حمله "استشهادی" پارچه پارچه کند اما حالا او که در برابر ولی نعمت خود، حکومت اشرف غنی و آمریکایی ها نمی‌تواند صدا بلند کند چون او را از غار ذلت بیرون کردند و به شهر اوردند اما او اینبار شخصيت دیگری چون عطامحمد نور را که نماینده آحاد مردم و مرد سیاست و آبادانی کشور می‌باشد را نشانه گرفته است تا چند روزی را که در کابل می‌ماند بدون دشمن فرضی نماند تا خفقان نگیرد.

حکمتیار اولا در انتخاب دشمن فرضی اش این دفعه سخت دچار اشتباه شده است و خود را با کسی طرف ساخته است که یک ملتی به بزرگی افغانستان در عقب او ایستاده است و دوما با این بازی های خام و فاشسیتی اش چند نفر که کورکورانه و ناآگاهانه به دنباش می دویدند دیگر نخواهند دوید و او دوباره مجبور به پناه بردن به همان غاری خواهد شد که او از آنجا بیرون شده بود.

هـارون معترف

مشاهده در منبع اصلی