اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، سه شنبه, 4 میزان , 1396

۹۰ روز انتظار بی‌نتیجه؛ بازنشسته‌گان چه‌گونه معاش می‌گیرند؟

به گزارش افغان خبر،

لطف‌علی سلطانی
ریاست خزینه‌ی تقاعد مرجعی است که بازنشستگان برای گرفتن کارت بازنشستگی و کارت بانک به آن اداره مراجعه می‌کنند. تازه امسال قانون تغییر کرده و بازنشستگانی که در گذشته کارت بانک و کارت بازنشستگی داشتند نیز برای بایومتریک و اخذ کارت جدید بانکی و کارت بازنشستگی به این اداره مراجعه می‌کنند. پروسه طوری است که کارت‌های سابقه را می‎گیرند و پس از بایومتریک شدن به مأموران متقاعد دولت کارت‌های جدید می‌دهند. این پروسه اما ماه‌ها طول می‌کشد. مثلاً یک مأمور بازنشسته اگر می‌خواهد بایومتریک شود مجبور است ماه‌ها انتظار بکشد تا نتیجه‌ی آن معلوم شود. سخنگوی وزارت کار و امور اجمتاعی دلیل کندی در این پروسه را تازه بودن این روند می‌داند: «شما می‌دانید که هر پروسه‌یی که تازه شروع می‌شود در گام نخست مشکلاتی نیز ‌به‌همراه دارد.»
با پیرمردی که در بس شهری و در یک صندلی نشسته بودیم، سر قصه را باز کردم. می‌گفت یکی از کارمندان سابق وزارت هوانوردی و ترانسپورت بوده. به قول پیرمرد امسال برای او سال نامیمونی بود است. قانون عوض شده و همه‌ی بازنشستگان مکلف شده که برای سپری کردن مرحله بایومتریک به ریاست تقاعد واقع سینما پامیر مراجعه کنند. او می‌گفت که دو ماه است که تقریباً هر هفته به این اداره مراجعه می‌کند ولی کارش تا حالا هیچ پیشرفتی نداشته است.
سردرگمی بی‌پایان
چسپیده به ساختمان چهارده‌منزله‌ی معروف به سینما پامیر، ساختمان خاکی‌رنگی دیده می شود که افراد سالخورده در سایه‌ی دیوار آن دست زیر الاشه نشسته‌اند و به عابرانی که از راه می‌گذرند خیره شده اند. آدرس را دقیق آمده‌ام؛ این‌جا ریاست تقاعد وزارت کار و امور اجتماعی است. از در که وارد می شوی در اولین نگاه چشمت به مردان وزنان مسنی می‌افتد که برخی‌هاشان متکی به اعصا و برخی‌ها هم که هنوز توان راه رفتن بدون عصا را دارند، این سو و آنسو در گردش‌اند. پیش می‌روم. از میان جمعیت انبوه اغلب مسن راهم را به سالون انتظار باز می کنم. مردان و زنان مسن و سالخورده‌یی را می‌بینم که هر کس در گوشه‌یی افتاده و چند ورقی در دست دارند. جلوتر می‌روم به پیرمردی با کاغذی در دست بر‌می‌خورم که به سایر بازنشستگان که در آن‌جا نشسته بود انگار شکایت می‌کرد. نزدیک‌تر رفتم. او می‌گفت: «چه کنم بیادر خرتاخری اس» نزدیک می‌روم و از او می‌پرسم: کاکاجان چرا سرو صدا می‌کنی؟ نامش زلمی است.
زلمی کارمند اسبق وزارت زراعت است او و فامیل سه نفری‌اش از معاش بازنشستگی که سالانه مبلغ ۳۰۰۰۰ افغانی می‌شود امرار معاش می‌کند. از یک پا می‌لنگد، مریض است و شش‌هایش آب گرفته است. او هر روز راه باغ بابر تا سینما پامیر را پیاده طی می‌کند. سه ماه است که سرگردان می‌گردد ولی تا حالا کارش پیشرفتی نداشته است. ماموران، کارت تقاعد قبلی را ازش گرفته و به او گفته‌اند که برای اخذ کارت جدید باید بایومتریک شود. از آن روز سه ماه می‌گذرد. حالا که دنبال کارت جدید آمده است ماموران اداره به او گفته که کارتش گم شده و او به بهانه‌ی این‌که کارتش حریق شده است باید مثنی بگیرد تا برای پروسه بایومتریک آماده شود. سه ماه از مراجعه زلمی به این ریاست می‌گذرد ولی زلمی همچنان لنگان لنگان بین سینما پامیر و باغ بابر راه‌پیمایی می‌کند. او از فساد در این اداره به شدت شاکی است و می‌گوید: « تا واسطه نداشته باشی کارت جور نمیشه»
او اضافه می‌کند «گفتند به تاریخ ۳ جوزا بیایم. ۳ جوزا آمدم، گفتند به غرفه هشت برو از غرفه ۸ به غرفه ۱۱ روانم کردند و آخر گفتند که کارتت گم شده. خلاصه در هر شعبه که رفتم، گفتند کارتت پیش ما نیست. سه ماه است که سرگردان هستم. بازنشستگان توپ فوتبال است. از این‌سو به آن‌سو شوت می‌شوند.» در آخر در حالی که گلویش را بغض گرفته می‌گوید «به مرگم راضی استم. هرکس مره بکشه خون خوده برایش می‌بخشم. بزنه مره از همی زندگی سراسر ذلت خلاص کنه.»
عبدل سعید کارمند پیشین نساجی افغان بوده است. او تنها نان‌آور خانواده‌ی سه نفری‌اش است. او می‌گوید که برای اخذ یک‌ساله معاش بی‌مقدار، باید شش ماه این سو آن سو بدود تا آن را بدست بیاورد. او از بغلان آمده است و برای طی مراحل پروسه بایومتریک، مجبور شده اتاقی به کرایه بگیرد و شب‌ها که از این اداره بیرون می‌شود را آن‌جا بگذراند. او می‌گوید «معاش بازنشستگان را باید بسیار به اعصاب آرام و راحت بدهد. همه سالخورده و پیراند. حوصله‌ی کاغذپرانی و تا و بالا رفتن را ندارند.» عبدل سعید پس از آن‌که تقاعد کرده سالانه ۴۰۰۰۰ افغانی معاش دریافت می‌کند و با همین مقدار پول روزگار می‌گذراند. او حالا که اتاق کرایه کرده نگران این است که مقدار معاشی که می‌گیرد را خرج کرایه‌ی اتاق و موتر و خورد وخوراک نکند.
از فرط گرمی، ازدحام و پیری برخی‌ها ضعف می‌کنند
عبدالولی برای طی مراحل کردن کارهای پدرکلانش به این ریاست آمده است. پدرکلانش سابق کارمند محکمه‌ی استینفاف ولایت بامیان بوده و و پس از ۵۰سال خدمت، شش سال می‌شود تقاعد کرده است.عبدالولی می‌گوید که پدرکلانش بعد از ماه رمضان که گرمی اوج گرفته هر روز همین‌جا می‌آمده تا در نهایت دیروز ضعف کرده و به شفاخانه منتقل شده. او ادعا می‌کند که ظرف چند روز گذشته چندین نفر را دیده که از شدت گرما و پیری در اینجا ضعف کرده‌اند «یک استاد دانشگاه و یک کارمند محکمه استیناف یکی از ولایت‌ها را به چشم خود دیدم که ضعف کرد و بعد به شفاخانه منتقل شدند.» عبدالولی تنها برای مشخص شدن سریال نمبر کارت بایومتریک پدرکلانش که چاپ شده یا نشده چندین روز است که به این‌جا می‌آید. او اضافه می‌کند که چهار ماه است که پروسه بایومتریک پدرکلانش به درازا کشیده است. عبدالولی مدعی است که پول‌های بازنشستگان را برای تجارت شخصی خود استفاده می‌کنند «پیسه‌ی بازنشستگان را از چک به نقد تبدیل می‌کنند و توسط آن تجارت می‌کنند.»
دفتر رییس خزاین تقاعد به شیرنی‌سرا می‌ماند
فوزیه استاد یکی از مکتب‌های شهر کابل بوده و در دانشگاه نیز تدریس کرده است. دو سال می‌شود که او تقاعد کرده. به قول خانم فوزیه تاریخی که کارمندان وزارت معارف باید برای بایومتریک حاضر می‌شدند روزهای بین ۴ و ۲۴ سرطان تعیین شده بود ولی تا امروز که تاریخ ۲۴ سرطان است هنوز به کامندان معارف نوبت نرسیده است. او می‌گوید که اگر پول نداشته‌باشی کارات را به تعویق می‌اندازند. او مدعی است که فساد در این اداره به سطح اعظمی خود رسیده است: «پیسه که ندهی کارت جور نمی‌شود. بدبخت‌ها جوانان را نیز رشوت خور بار آورده اند.» این معلم متقاعد مدعی است که کارمندان ریاست خزاین تقاعد پول‌های بازنشستگان را از بانک بیرون می‌کنند و به صرافی در سرای شهزاده‌ی کابل می‌سپارند تا سود آن پول‌ها را به جیب بزنند. خانم فوزیه می‌گوید دفتر رییس این نهاد به شیرینی‌سرا می‌ماند. کسی کیک می‌آورد کسی کلوچه و خلاصه هرچه خوردنی بخواهی در دفتر رییس یافت می‌شود. در پایان اضافه می‌کند «از رییس جمهور خواهش می‌کنم که این کاغذ پرانی ها را متوقف کند.»
عبدالرحمن کارمند سابق اداره‌ی تامین احتیاجات یکی از وزارت‌ها بوده. او معیوب است و روی درازچوکی، دراز کشیده است. ازش می‌پرسم که تا حالا در جریان طی مراحل کارهایش به چه مشکلاتی مواجه شده است؟ در پاسخ می‌گوید: « در این اداره تا حالا موردی را شاهد نبوده‌ام که از ما یک صد افغانی و دوصد افغانی مطالبه کرده باشند. ولی سیستم که فعلا وجود دارد عیب دارد و کارهای ما ماه‌ها طول می‌کشد.»
او می‌خواهد شیوه‌ی کار طوری باشد که پروسه بایومتریک در همان ولایت مربوطه حل شود: «مثلا منی معیوب با همین اعصا چوب از ولایت بغلان آمده‌ام. تا کارم از این‌جا تمام می‌شود خرچ اتاق و کرایه موترم تقریبا با معاش بازنشستگی که میگیرم برابری می کند.» او اضافه می‌کند که برای یک آوم معیوب آمدن در این‌جا و روزها انتظار کشیدن سخت است.
عبدلفتاح عشرت احمدزی سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی اما می‌گوید که بازنشستگان قشر معزز و قابل احترام است ولی برخی از آن‌ها که به ریاست تقاعد مراجعه می‌کنند از روند کار به درستی آگاه نیستند و در جریان طی مراحل کردن کارهای‌شان دچار اشتباه می‌شوند. مثلا اگر کار یک متقاعد به اداره‌ی که از آن تقاعد کرده مربوط می‌شود نیز به ریاست تقاعد مراجعه می‌کنند. همین موضوع باعث می‌شود که ازدحام در این ریاست به حد اعظمی خود برسد.
او اضافه افزود که برای تامین شفافیت در روند توزیع معاشات بازنشستگان، پروسه‌ی بایومتریک از آغاز سال جاری شروع شد و این پروسه به‌درستی به پیش می‌رود و تا حالا ۳۶۰۰۰ متقاعد بایومتریک شده است : « ما با گماشتن جوانان در پست‌های کلیدی در ریاست خزینه تقاعد درپی آن هستیم که بتوانیم میزان شفافیت در این داره را بلند ببریم. قرار است که بازنشستگان تمام حوزه‌های افغانستان به‌صورت جداگانه و سریع بایومتریک شوند.»
بر اساس معلومات ریاست تقاعد افغانستان، سن تقاعد در افغانستان شصت و پنج سال و مدت خدمت ۴۰ سال است. هر فرد با در نظر داشت مدت خدمت‌اش سالانه معاش تقاعد بدست می آورد.

مشاهده در منبع اصلی