اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، شنبه, 30 سرطان , 1397

اعزام نیروی بیشترناتو به افغانستان؛ مخاطره ای بزرگ است!

آریانانیوز: نیویارک تایمز روزگذشته در سرمقاله اش نوشت: اعزام نیروی بیشتر به طولانی ترین جنگ تاریخ امریکا، مخاطره ای کلان با احتمال پیروزی بسیار ضعیف است.

نیویارک تایمز افزود: پلان وزارت دفاع امریکا (پنتاگون) برای افزایش نیرو در افغانستان، بشدت مایه ناراحتی است.
 
جنگ افغانستان طولانی ترین جنگ تاریخ امریکاست که تا به حال بیش از 800 ملیارد دالر را بلعیده و جان 2 هزار امریکایی را هم گرفته است.
 
در این جنگ، هیچ صلحی متصور نیست. همه چیز ظاهرا دوباره به نقطه شروع بازگشته است. طالبان دوباره ابتکار عمل را بدست گرفته و به هرکجا که میلش بکشد حمله می کند و دسترسی هایش را افغانستان افزایش داده است. از همه مهمتر، سایر افراطیون شامل ‘القاعده و داعش هم امکان حضور پیدا کرده اند.
 
هم اکنون 8400 عسکر امریکایی در افغانستان حضور دارند و قومندانان امریکایی تقاضای اعزام 5 هزار عسکر دیگر را به افغانستان کرده اند. آنها می گویند که این تعداد کمترین عسکر اضافی است که به میادین رزم روان می شوند.
 
اما همین 5 هزار عسکر اضافی، دوباره سرمایه گذاری کردن است و 60 فیصد سطح تعهد امریکا در افغانستان را بالا می برد.
 
بارک اوباما رییس جمهور پیشین امریکا قول داده بود دوسیه جنگ افغانستان را خواهد بست.
 
البته این موضوع تازه گی ندارد و قومندانان نظامی امریکا همیشه برای احراز پیروزی در جنگ تقاضای نیرو و سلاح بیشتر می کنند. اما آیا این مسئله چیزی را عوض می کند؟
 
امریکا زمانی قریب به 100 هزار نیرو در افغانستان داشت و نتوانست طالبان را شکست بدهد و امنیت و آرامش را در افغانستان برقرار سازد؛ حالا با 3 تا 5 هزار نیروی بیشتر آیا می تواند پیروزی را تضمین بدهد؟
 
آیا به هر نحو ممکن، پیروزی در افغانستان بوجود خواهد آمد؟
 
قومندانان امریکایی پیشنهاد خود را تقدیم ترمپ کرده اند و او هنوز به آنها پاسخ نداده است.
 
هزینه حضور امریکا در افغانستان سرسام آور است و در ماه به 3.1 ملیارد دالر می رسد. اما این موضوع گویی ابدا از اولویت های قومندانان نظامی نیست.
 
در سرتاسر دوران انتخابات، موضوع جنگ افغانستان از محورهای تبلیغات انتخاباتی نامزدها نبود.
 
تنها باری که ترمپ به موضوع جنگ افغانستان تا به حال اشاره کرده در جریان دیدارش با اشرف غنی رییس جمهور افغانستان در ارگ سفید بود که در آن ترمپ از رهبری غنی در افغانستان ستایش کرد و غیرت و شجاعت عساکر افغان را ستود.
 
گفته می شود که درون ارگ سفید بر سر موضوع جنگ افغانستان اختلاف نظر وجود دارد. بعضی می گویند که عساکر اضافی کمک حال مستشاران امریکایی هستند و کمک می کنند تا افغان های بیشتری آموزش ببینند و یاری رسانی شوند ضمن آنکه عساکر امریکایی هم به خطوط مقدم جبهه نزدیکتر می شوند.
 
افغان ها هنوز نیاز به یک سری کمکهای اساسی مانند مدیریت تجهیزات موتوری، تدارکات مرمی و تهیه پطرول برای نیروهایشان در خط مقدم جبهه و اداره کردن لست دریافت معاشات شان دارند. آنها در بخش استخباراتی هم نیازمند کمک هستند.
 
واشینگتن قبلا می گفت که راه حل نظامی برای جنگ افغانستان جای بحث ندارد.
 
تنها کاری که پلان افزایش نیرو می تواند در افغانستان انجام دهد، خرید زمان است برای آن چیزی که اجتناب ناپذیر اتفاق خواهد افتاد و آن، توافق سیاسی میان طالبان و دولت افغانستان است.
 
هرچند تا به حال تلاش های صورت گرفته منجر به شکست بوده است. علایمی هم به چشم می خورد که ثابت می کند اگر نیروهای افغان و امریکا فشار سیاسی را بالا ببرند طالبان می تواند مجاب به گفت وگو شود.
 
اما این تحول هم منوط به آن است که یک استراتیژی برای جنگ افغانستان تبیین شود که مبتنی بر ابتکارعمل توأمان نظامی، دیپلوماتیک و اقتصادی باشد.
 
دولت ترمپ خود را در جبهه های بی شماری درگیر کرده است. رییس جمهور این دولت مطلقا تجربه ریاست جمهوری ندارد و پست های کلیدی و تیم سیاست خارجی اش هم افراد خبره ای نیستند. در چنین دولتی به نظر نمی رسد که ترمپ اصلا در فکر تهیه یک استراتیژی مشخص برای جنگ افغانستان باشد.
 
از سوی دیگر، رهبری سیاسی افغانستان هم فوق العاده معیوب و دچار دسته بندی است. فساد در این دولت بیداد می کند و هروئین مهم ترین صادرات کشور است.
 
پاکستان، همچنان یک همسایه مزاحم است و برای آنکه اجازه ندهد پای هند در افغانستان باز شود؛ به هر طریق ممکن از تمام گروههای مسلحی که در افغانستان در حال جنگیدن هستند حمایت می کند. پاکستان حتی خاک خود را به پناهگاه امن این گروهها تبدیل کرده است.
 
ترمپ در دوران انتخابات مخالفت خود را با گسترش ماجراجویی های برون سرحدی امریکا ابراز می کرد.
 
اما اگر حالا واقعا تصمیم دارد خواسته جنرال هایش را اجابت کند، باید در بدو امر نظام حکمرانی را در کابل ارتقاء دهد و پاکستان را هم به همکاری بیشتر تشویق کند. تنها با این شیوه است که پلان افزایش نیرو می تواند منجر به یک آشتی سیاسی شود.
 
تاریخ ثابت کرده است این یک مخاطره کلان است که احتمال پیروز شدنش بسیار ضعیف است.
 
این همان جایی است که ترمپ باید مانند یک سد جلوی گسیل شدن نیروهای بیشتر به این میدان جنگ را بگیرد.

مشاهده در منبع اصلی