اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، چهارشنبه, 16 جوزا , 1397

کتابی برای تصویرآینده؛ مروری برکتاب شگفت‌انگیز«بٌعدچهارم»

بعد چهارم، رمان علمي ـ تخيلي است که توسط اچ.جي. ولز، نگارش يافته و نيلوفر ممتازي به زبان فارسي دري برگردان (ترجمه) نموده است. کتاب بعد چهارم، داراي 135 صفحه است که ازلحاظ ظاهر کم‌حجم؛ اما از نگاه محتوا مي‌توان دنيايي از انديشه ورزي و آينده‌نگري را در اين کتاب پيدا کرد.
اچ.جي. ولز در سال 1866 به دنيا آمده و دوران کودکي‌اش را با مشقت‌هاي دست و پاگير سپري نموده. با کار کردن به‌عنوان دستيار پارچه‌فروش، کار در داروخانه و معلمي کردن، چرخه‌ي روزگارش را به‌پيش برده. در سن بيست‌وچهارسالگي ليسانسش را به دست آورده. در سال 1895 اولين کتابش از چاپ برآمده و در سال 1946 در شهر لندن چشم از جهان فروبسته.
سبک نگارش اين نويسنده، داستان‌هاي است که امروز به نام «علمي ـ تخيلي» معروف است. او غيرازاين رمان علمي ـ تخيلي سه رمان ديگر را نيز به همين سبک علمي ـ تخيلي» نوشته است؛ اما بعد چهارم شهرت تصورناپذير براي نويسنده به بار آورد. براي اينکه تصور و تصويري از درون اين کتاب پرارج دستگير ما شود، نگاهي مي‌اندازيم به اين کتاب.
بعد چهارم، کتابي است که در آن سفر به زمان در قالب روايت داستاني به بحث گرفته‌شده است. ما، پيش‌ازاين با سه بعد آشنا بوديم، اما در اين کتاب از بعد جديدي به نام «بعد چهارم» که همانا بعد زمان است، سخن رفته است. نويسنده با چيره‌دستي تمام بعد چهارم را تصوير مي‌کند. کل روايت داستان اين گونه است که شخصيت محوري داستان که «مسافر زمان» نام دارد، ماشيني را مي‌سازد که با اين ماشين در زمان سفر مي‌نمايد. اين سفر در زمان به سمت آينده گام‌به‌گام تا آنجا پيش مي‌رود که مسافر زمان به سال 802701 مي‌رسد. اينجا شخصيت داستان توقف نموده اوضاع ‌واحوال زندگي بشر را ديد زده روايت مي‌کند. اين کتاب باوجود سبک داستاني علمي ـ تخيلي، سرشار است از تأمل و تفکر پيرامون تحول زندگي انسان به‌طرف آينده، وضعيت و موقعيت و نوع زندگي انسان در آينده‌ي دور. در محتواي کتاب به طرز خيلي موشکافانه و ذره‌بيني به سير زندگي انسان در مسير زمان نظر انداخته‌شده است. به باور من نويسنده در مسير جريان زمان و تحول زندگي انسان، سه‌نقطه عطف بسيار بزرگ و کلي را از نوع زندگي انسان در اين سه مرحله‌ي از زمان تشخيص داده، کم و کيف وضعيت زندگي انسان در اين سه مرحله را بيان مي‌دارد. اين سه مرحله چنين است:
1- مرحله اول، آن نقطه ا‌ي از زمان است که انسان‌ها تا سطح بلند از قله‌هاي علم را درمي‌نوردد و به يک تعالي علمي دست پيدا مي‌نمايد. مرحله‌ي که در آن کوشش اصلاح سازي زندگي بشر تا يک سطح بلندي به ثمر مي‌نشيند؛ پيروزي‌هاي انسان بر طبيعت به دنبال هم رونما مي‌شود؛ کشاورزي، بهداشت، گياه‌شناسي به اوجش مي‌رسد؛ تداوي و درمان بسياري از امراض که امروز لاعلاج است، ميسر مي‌گردد. سرانجام در اين مرحله به قول نويسنده: «تمام مردم جهان باهوش‌ ، تحصيل‌کرده و برخوردار از همزيستي مسالمت‌آميز خواهد بود» و «بسياري از چيزهاي که اکنون رؤياهاي بيش نيستند به پروژه‌هاي تبديل‌شده و عملاً به‌پيش برده خواهد شد». البته اين موضوعات نگاه خوش‌بينانه انسان به علم و پيشرفت سرسام‌آور فنّاوري است.
2- مرحله دوم، مسافر زمان با سيروسفرش در زمان به سمت آينده، به‌جايي مي‌رسد که بشر وزندگي‌اش را کاملاً دوقطبي درمي‌يابد. آن نگاه خوش‌بينانه مرحله اول کاملاً برعکس مي‌شود. به‌جاي محبت و مهر، بي‌مهري، ماشين و پول جايگزين مي‌شود. قطب اول يا دسته‌ي اول مردم که زندگي‌شان را در زيرزمين و مغاره‌هاي دست‌ساخته بشر در زيرزمين به سر مي‌برند. اين دسته از مردم چهره‌هاي درهم‌وبرهم، پوست‌کلفت و نازيبا، صورت‌هاي چروکيده و سياه دارند. زندگي‌شان در يک ظلمت و تاريکي کامل، به‌دوراز زندگي واقعي سپري مي‌شود. گروه يا طيف دوم، مردم زيبا، خوش‌رنگ و روي هستند که در روي زمين با ناز و نعمت تمام زندگي مي‌نمايند. اين طيف نازپرورده و صاحب نعمت به دست کارگران زحمت‌کش به اين رفاه دست‌يافته‌اند.
در اين مرحله نويسنده با تيزبيني دقيقي پيامد آينده‌ي بشر را از رشد سرمايه‌داري و شتاب نظام کاپيتاليستي پيش‌بيني مي‌نمايد. او به‌صورت غيرمستقيم يادآور مي‌شود که در آينده دور بر روي زمين «اغنيا» زيست مي‌کند و در زيرزمين و در گودال‌هاي تاريک و دنياي تصنعي زيرزمين «فقرا». نويسنده ضمن بيان اين موضوع چندين نمونه‌ي عيني آرايه مي‌کند. آقاي ولز مي‌گويد که کارکنان ايستگاه‌هاي ميتروي لندن، رستوران‌هاي زيرزميني و ده‌ها موارد ديگر نشانه‌ عيني همين مدعا است. همچنان اشاره‌ مي‌کند به نصف از خاک سرزمين لندن که مالکيت شان به دست «اغنيا» اند و مردم عادي و فقير حتي در آن مناطق گشت‌وگذار نمي‌توانند. فاصله اين طبقات اجتماعي آن‌قدر زياد مي‌شود که «فقرا» به بردگان مکانيکي «اغنيا» تبديل مي‌شوند. طبقه فقير براي زنده ماندن ناگزير مي‌شود که به بردگان بي‌چون و چرايي باداران سرمايه‌دار تبديل شوند. آنان که از برده‌داري سرباز مي‌زند به سرنوشت محتوم مرگ روبرو مي‌شوند. شفقت و عاطفه در اين مرحله از روابط اجتماعي آدم‌ها گرفته مي‌شود و به‌جاي آن روابط انسان‌هاي پولدار و فقير صرف رابطه کارگر و کارفرما مي‌شود و بس. معصوميت انسان، عاطفه، مهرباني، عدالت‌جويي، حق‌طلبي و ديگر دوستي جايش را به ماشين و مکانيکي شدن مي‌دهد. انسان سرمايه‌دار از همه‌ي اين احساسات خالي مي‌شود. همچنان در همين عصر فردگرايي همه‌گير مي‌شود.
3- در مرحله‌ي سوم، اوضاع اجتماعي ناگوارتر و خطرناک‌تر از مرحله دوم مي‌شود. اين آخرين سرحد پيشرفت انسان به سمت آينده‌ي نامعلوم و مبهم است که منجر به نابودي و متلاشي شدن نظم اجتماعي مي‌شود. در اين مرحله است که نويسنده از ديدگاه مرحله اول و دوم عدول نموده، به سرنوشت غمبارتر بشر نظر مي‌افگند. در اين دوره طيف فقير که در زيرزمين زيست مي‌کنند به اثر فشار تحمل‌ناپذير، بر اغنياي روي زمين  ‌بر مي‌شورند و زندگي، ناز نعمت، آرامش و آسايش شان را بر هم مي‌زنند. عقده و خشم انتقام فقرا جولان نموده، روزگار سرمايه‌داران را به سياهي مي‌کشاند. به قول نويسنده «الهه انتقام» در نيم قديمي اغنيا مي‌رسد و يک‌باره ديگر ترس سراپاي زندگي اغنيا را فرامي‌گيرد و آن شور و ناز پروري به تلخ‌کامي و اندوه جايش را عوض مي‌کند. سرانجام به نبرد و کشمکش غني و فقير مي‌انجامد.
ختم کلام را با جملات از متن کتاب به فرجام مي‌بريم: «آدمي چاره‌اي جز انديشه کردن و تفکر ندارد آري، عصر مردانگي نژادمان: زيرا من، به‌نوبه‌ي خود، نمي‌توانم اين زمانه‌ي آزمايش‌ها ضعيف، تيوري‌هاي جسته‌وگريخته و ناقص، اختلاف و ناسازگاري متقابل را اوج بشريت بپندارم! آري، عقيده‌ي من اين است. مي‌دانم که او ـ زيرا مدت‌ها قبل از اينکه ماشين زمان را بسازد بر روي اين مسئله بحث کرديم ـ با خوش‌رويي به «پيشرفت بشريت» نمي‌نگريست و توده‌ي روزافزون تمدن بشر را تنها انبار احمقانه‌ي مي‌پنداشت که عاقبت به‌طور اجتناب‌ناپذيري بر روي سر سازندگانش ويران‌شده و آن‌ها را نابود خواهد کرد».
خواندن اين کتاب، آينده‌انديشي ما را تحريک نموده، تفکر و بازانديشي زندگي و سبک مسالمت‌آميز زيستن را در ما برمي‌انگيزاند. بعد اخلاقي ما را بيشتر تلطيف نموده، مسووليت پذيري ما را در قبال زندگي و آينده‌ي جمعي بشر بيشتر برجسته مي‌سازد. خلاصه کلام اينکه خواندن اين کتاب بر متين شدن و مهربان بودن ما تأثير مي‌گذارد.

مشاهده در منبع اصلی