اولین جستجوگر پیشرفته افغانستان ، شنبه, 5 جوزا , 1397

حکومت افغانستان برای اهداف آمریکا کار می کند

هربار از حکومت برای اوضاع اقتصادی، سیاسی و امنیتی از سوی گروه یا افرادی، انتقادی می شود حکومت لیستی از تلاش ها و اقدامات را عرضه می کند و می گوید چنین تلاش هایی در جریان است و انجام داده ایم اما چرا با وجود تلاش هایی که حکومت انجام داده است، کار حکومت به جایی نمی رسد و از سوی دیگر چرا ما شاهد نتیجه مثبت در بخش های مختلف نیستیم؟

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، رامش نوری، استاد دانشگاه در برنامه «راه حل» گفت: حکومت ها زمانی می توانند رضایت را کسب کنند که مشروعیت حقوقی و مردمی داشته باشند. حکومت هایی که بر اساس رای و نظر مردم شکل نگرفته باشند در واقع از پشتوانه و قدرت مردمی برخوردار نیستند و این حکومت ها یا بر اساس توافق تیمی شکل می گیرند یا بر اساس حرف هایی که از سوی کشورهای بیگانه سرداده می شود، شکل می گیرند. وقتی از این دو مجرای دومی حکومت ها شکل بگیرند، طبیعتا حکومت داران در پی تامین اهداف مردم نیستند. آنچه که دموکراسی می کند و می گوید حکومت مردم برای مردم که اهداف مردمی را تعقیب کند. حکومتی که به دنبال تامین اهداف مردمی و تعقیب اهداف مردمی نباشد، آن حکومت متعلق به جان کری است. متعلق به آمریکا است. برای مردم کار نمی کند بلکه برای تامین اهداف آمریکا کار می کند. حکومتی است که براساس توافق دو تیم ساخته شده است، در آن گزینش ها هم گزینش هایی سلیقه ای و تباری است. مثلا داکتر عبدالله هر آنکه خویش و تبارش است به عنوان معین و رییس هستند و حتی آقای مستور که خواهر زاده اش است، حدود پنج وظیفه دارد. همانطور در تیم مقابل هم می بینیم که کسانی که از ولایت لوگر هستند، به رییس جمهورنزدیکی بیشتری دارند تا کسانی که از دیگر ولایت ها هستند.

وی، حکومت را برخاسته از رای و نظر مردم نمی داند و می گوید: در اینجا دیده می شود که وقتی حکومت مردمی نباشد، خواست مردم برایش اهمیتی ندارد. بلکه سلیقه شخصی، خواست های قومی و نظریه هایی که بر اساس گرایش های مذهبی و سنت محوری، اطرافش است، این محورها برای حکومت در نظر گرفته می شود تا خواست مردم. اگر قرار باشد خواست مردم عملی شود، این مردم هستند که باید برخیزند و به جاده ها بریزند و خواست خود را بر حکومت به زور تحمیل کنند و بگویند که باید این خواست ها را که حق ما است عملی کنی.

نوری، افزود: امروز کشورهای خارجی که به افغانستان کمک می کنند، می دانند که افغانستان کشوری قبیله ای است و ارزش هیچگونه سرمایه گذاری را ندارد. از جانب دیگر، کشورهای همسایه افغانستان هم که قبلا در افغانستان سرمایه گذاری می کردند حالا می دانند که حکومت افغانستان دیگر آن پتانسیل را برای سرمایه گذاری ندارد و دیگر توان تامین منافع آنها را ندارد. بنابراین روش های نفوذ خود را به افغانستان تغییر می دهند و خود مستقیماً وارد میدان می شوند که این خطرناک تر است.

استاد دانشگاه، بسیاری از مشکلات افغانستان را از این می داند که حکومت، حکومتی اقتدار گرا و مستبد است و افزود: استبداد درونی شدیدا در جامعه افغانستان حاکم است و از جانب دیگر، مداخله قدرت های منطقه ای، در کشورهای بزرگ، این استبداد را بیشتر کرد است. مشکل عمده ما در جامعه افغانستان استبداد است. رییس جمهور شدیداً متمرکز عمل می کند، حرف معاونان خود را به هیچ عنوان در نظر نمی گیرد. امروز این اختلاف به این گستردگی، که در حکومت افغانستان، است، در هیچ دوره ای در افغانستان نبوده و درهیچ جامعه بیرونی هم کسی شاهد چنین وضعیتی هم نیست. با توجه به این مساله حکومت افغانستان همان استبداد سیاسی خود را دارد در کنار استبداد سیاسی چندین استبداد دیگر نیز وجود دارد. استبداد قومی غوغا می کند. بخشی از قضیه افغانستان که نمی تواند به صلح برسد، بحث اکثریت و حق طلبی ها است. گروهی خود را اکثریت مطرح می کنند و گروهی هم در پی این هستند که دیگران را در اقلیت قرار دهند و چیزی به نام گفتمان قومی شکل نگرفته است که این مشکلات حل شود. پایان هر گفتمان قومی را ما جنگ می دانیم و جنگ بار دیگر برای افغانستان خطر ساز است.

وی ادامه داد: عدالت اجتماعی هم به هیچ عنوان در افغانستان تامین نمی شود. فردی که قاتل هزاران انسان است و قتل می کند، به دلیل اندیشه های قوم گرایانه برای وی امتیاز می دهند. اندیشه هایی که می تواند در مقابل دیگر اقوام استفاده کند، همین حالا در پایتخت کابل، بهترین مکان، صدها کارمندش را در دولت و در بست های مختلف امتیاز می دهد. وقتی نگرش استبداد سیاسی و استبداد قومی حاکمیت داشته باشد توقعی نمی رود که بتوانیم از مداخله کشورهای خارجی در اینجا جلوگیری کنیم و جنگ به پایان برسد و ما به امنیت برسیم و بحث دوم، نخبگانی که حکومت سیاسی را در دست دارند، به ویژه ارگ ریاست جمهوری، حتی در لوگر هم اینها را کسی قبول ندارند. اینها از متن جامعه نیامده اند. اینها ازبستر جامعه خیزش نکرده اند به غیر آن مطمین هستم که طالبان به فرمان آنها می باشند.

متاسفانه حکومت داران ما را برخی رسانه های داخلی و رسانه های داخلی برای تامین منافع خود، به شهرت رساندند. موقعیت استراتژیک افغانستان زمینه شاه جنگی های بسیاری از کشورها را بوجود آورده است و هم اکنون ما این جنگ ها را در حال مشاهده هستیم. ما در حدود سال 2009 بهترین فرصت ها را داشتیم که برای زمینه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشورها خود کار کنیم و آینده ای آزاد و مستقل را برای همیشه تضمیمن کنیم اما این فرصت ها از دست کرزی رفت و به نحوی هم برنامه ریزی شده بود که برود. در دوران اشرف غنی هم شرایط کشور از کنترل نخبگان سیاسی ما بیرون شده است و کشور در حال رفتن به سوی یک تنش بسیار خطرناک پیش می رود.

کد (30)

مشاهده در منبع اصلی